یه حرف دلی برای مامانا
از بچگی عاشق بچه پسرها بودم معلم میخواستم بشم دوس داشتم مدرسه پسرونه برم مادرم باردار شد دوس داشتم داداش بیاره برام کلا ارتباطم با بچه پسرها خوب بود اما خب قسمت نشد خدا بهم دختر داد با اینکه موقعیت تعیین جنسیت هم داشتم اما سپردم به خدا و اون دختر برامن در نظر گرفت حالا صاحب یه دختر ناز تو دل برو شدم که شب ها برعکس همه نی نی هایی که دورم بوده نه عاشق تاب دادن نه گهواره و نه هیچی دیگه فقط بخوابم سرشو بزاره رو بازوم و چند مین بعدش خوابه خوابه ...حالا فک میکنم شاید اگه پسر بود ایقدر نمیتوست نزدیک به خودم بشه حالا دیگه نه تنها دخترم بلکه یه رفیق صمیمی یه خواهر دارم که میتونم همه جا باهاش برم شاید اگه پسر بود الان با وجود مشکلاتم احساس تنهایی میکردم اما الان میبینم واقعا خدا خیلی دوسم داشته که تو این شرایط به من دختر داد ...میخوام بگم همیشه خدا بهترین هارو براتون در نظر میگیره حالا دیگه اگه ۱۰۰دلارا تو زندگیم داشته باشم بازمه کمه

تصویر
۱۱ پاسخ

خداروشکر من دوتاش رو دارم همیشه شکر گزار خدا هستم که یه پسربهم داده اقا ومهربون وبهترین دوستمه ویه دختر بهم داده مثل فرشته هاس

خدا حفظش کنه عزیزم واقعا دختر خیلی خوبه که توی خونه باشه چون دختر مونس و همدمه آدمه و توی مشکلات باهات میمونه
من با این که بچه ی اولم دختر بود دوست داشتم بچه ی سوم هم دختر بشه ولی قسمت نشد که دختر بشه و پسر شد قسمت نشد که دوتا دختر داشته باشم و ناشکری نکردم

واقعا دختر مونس مادره. هرچقدر هم بزرگتر میشه شیرینتر میشه. دختر من 16سالشه الان. برام لباس انتخاب میکنه. خونه رو با هم دکور میکنیم. استخر میریم. باهم کتاب میخونیم. تو کار خونه کمک حالمه. داداششو نگه میداره. لذت میبرم از داشتنش واقعا. عکس بچه هام پروفایلمه اگه خواستین ببینینشون😃

ای جان
خداحفظتون کنه برای هم 🤍🤍🤍

منکه عااااشق دخترم. خدا حفظش کنه برات

خدا حفظش کنه برات عزیزم

من ک دومی هم دختر شد . دختر خوبه همدمه همرازه ولی خب آدم دلش پسر هم میخواد

عزیزم خداحفظش کنه 🥰❤

خدا حفظش کنه برات

خدابراتون حفظش کنه عزیزم

خدا برات حفظش کنه عزیزم.
دختر واقعا نعمته و وجودش پراز برکته و دلسوز پدر مادره

سوال های مرتبط

مامان شهرزاد مامان شهرزاد ۵ ماهگی
قبل اینکه باردار بشم همیشه دوست داشتم بچه اولم پسر باشه، همیشه اسمهای پسرونه انتخاب میکردم و فانتزیم این بود مثلا غروبا پسرم میره برام نون میخره و این حرفا...😀
باردار که شدم میگفتم نه چه فرقی میکنه هرچی باشه فقط سالم باشه، ته دلم یه چیزی میگفت بچم دختره( بخاطر ضعیف بودن اسپرم اکثر نظامی ها، بخاطر شغلشون و شرایط کاریشون و .... )
خلاصه اون روز که برای ان تی رفته بودم قبل اینکه دکتر بگه گفتم دکتر دختره نه؟ لبخند زد گفت به احتمال زیاد
من چون آزمایش سلفری هم داده بودم اونحا صددرصد مطمئن شدم که جنسیت نی نی دختره،
نه اینکه زبونم لال بگم خوشحال نشدم ها، اما ته ته دلم اگر میگفتن پسره شاید یجور دیگه خوشحال میشدم....
الان که از اون موقع تقریبا ۱ سال میگذره با خودم میگم وااااا اصلا جنسیت بچه چه اهمیتی داره واقعا..؟ مهم اینه واقعا سالم باشه
همیشه تو زندگیم هر اتفاقی که برام پیش اومد حتی اگه دلم با اون پیشامد نبود ته دلم مطمئن بودم خدا همیشه بهترین چیزارو برام خواسته..
اما الان دوست دارم دخترم یه داداش هم داشته باشه که اگر یه روزی تو این دنیا نبودم پشتش باشه🥹🥹
تصمیم گرفتیم بریم دکتر و دارو بگیریم برای بچه بعدی که انشالله خدا بخواد پسر بشه...
نظر شما چیه؟ شما با این کار موافقین یا مخالف؟ نظرتون اینه هرچی خدا بده همونه؟ یا نباید تو تعیین جنسیت بچه دست برد؟
مامان آوا و آریا مامان آوا و آریا ۶ ماهگی
میخوام یه اعترافی بکنم🥹
همیشه از بچگی عاشق دختر بچه ها بودم وقتی ازدواج کردم تو فکرم فقط این بود دختر دار بشم همسرم هم بی نهایت عاشق دخترا بود حامله شدم آرزوم اول سلامتی بچم و دوم این بود بچم دختر بشه و خدا آرزومو برآورده کرد همیشه می گفتم دختر یه چیز دیگست و پسر هیچ وقت اندازه دختر شیرین نمیشه دومین بارداریم منتظر دختر بودم نه اینکه از پسر بدم بیادا ولی بیشتر تمایلم به دختر بود وقتی فهمیدم بچم پسره واسم جالب بودا ولی بازم حس می کردم مثل دختر نمیشه ولی حالا که پسرم دوماهشه میمیرم براششش اصلا یه جوری شیرینه که شرمنده افکار گذشتم میشم آخه چرا فکر می کردم پسر شیرین نمیشه؟😭خدا شاهده همون اندازه شیرینه.خدایا منو ببخش واسه افکار مسخرم خدایا شکرت به خاطر نعمتی که بهم دادی هم دخترم هم پسرم عزیز ترین دارایی این دنیا هستن برام الهی خدا به همه آرزو دارا فرزند سالم بده خلاصه که دختر و پسر نداره بچه خیلی شیرینه و خدا بهتر صلاح ما آدما رو میدونه که بهمون دختر بده یا پسر
مامان فاطمه معصومه مامان فاطمه معصومه ۴ ماهگی
شاید کمی درد و دل !
سرطان بدخیم داشتم ، بخاطر داروهای قوی شیمی‌درمانی ممکن بود دیگه بچه‌دار نشم... وقتی معجزه شدو من خوب شدم...بعد از یک سال موقعیت های ازدواجمو بخاطر وجود این بیماری در گذشته‌م همه‌ی خواستگارامو میپروند...چندسالی گذشت‌و دیگه ناامید شده بودم تا اینکه به لطف خدا آخرین خواستگارم با وجود اینکه میدونست ممکنه بچه‌دارم نشم ...شد همسرم❤️( ازدواج‌و آشناییمون کاملا سنتی بود از قبل همو نمیشناختیم )
وقتی عقد کردیم به اصرار من اقدام به بارداری کردیمو من ...باردار شدم !
اولش خوب بود خوشحال بودم ولی بعد دیدم زود بودو باید میذاشتم برم سر خونه زندگیم بعد اینکارو میکردم....خلاصه که من الان اولین بچه‌مو دارم یه دختر شیرین‌و دوست داشتنی
تجربه‌ی زایمان اولم کمی سخت بود و نیاز دارم که جسممو تقویت کنم یکم به خودم برسم و به زندگیم که اولش با بارداریم شروع شد😅....ولی خب انگار زندگیم قراره یه جور دیگه رقم بخوره...۸ روزه که پریودیم عقب افتاده و بیبی‌چک هم منفی بود...احتمال بارداری میدم❤️...اما هنوز انگار آمادگی‌شو ندارم 🥲
مامان آراز مامان آراز ۱۲ ماهگی
سلام دوستان راستیتش برای من یه اتفاقی افتاد خواستم اینجا بهتون بگم من سه بار سنوگرافی رفتم اون یه بار اول که جنسیت بچه مشخص نبود هیچ دوبار دیگه رفتم اونم بهترین سنوگرافی ها و غلبارگری ها همشون هم گفتن بچه دختره سنوی اخرم و که رفتم اومدم سه بار پرسیدم جنسیت بچه گفتن دختره نه این که دختر پسر فرقی کنه ها نه اونقدر گفتن تو شبی مادر دختر دار نیستی به خاطر اون پرسیدم رفتیم با مامان و بابام و عمم سیسمونی بخریم عمم همش میگفت داداش صبر کن بچه پسر صبر کن بابامم میگفت هی ابجی ول کن دختر پسر که فرقی نمیکنه بچه هم که عوض نمیشه اقا من بعد از چند روز دردم رفت رفتم بیمارستان چون جایی که ما زندگی میکنی شهرستانه بیمارستان شلوغ نبود یا بهتر بگم فقط من بودم 24 ساعت درد کشیدم تا اینکه صب ساعت 6 و نیم بچم به دنیا اومد اقا ماما بچه رو که گذاشت روی سینم دیدم یا خدا بچه پسره اصلا پشمام ریخته بود اگه تو بیمارستان به غیر از من کسی دیگه بود یا اصلا زایمانم طبیعی نبود و سزارین بود میگفتم بچه رو عوض کردن ولی خدا شاهده تو بیمارستان به غیر از من هیچ بیمار دیگه ای نبود معجزه های خدا😂😘
مامان چش قشنگ مامان چش قشنگ ۱ سالگی
ازاینجا بگم براتون که من خودم پوستم روشنه موهام خرمایی خیلی قشنگیه طوری که هر کی موهام میبینه میگه رنگ کردی چ نازه
اما چشتم قهوه ایه.... اینا رو گفتم نمیخام تعریف از خودم کنم اما همیشه از همچی خودم راضی بودم و از خدا ممنون بودم خیلی دوس داشتم یه دختر داشته باشم چش آبی یا سبز یا عسلی روشن و پوست خیلی سفید و بوور داشته باشم خیلی تو حاملگی تصور کردم و اینکه سلامتی شرط اوله خدارو بابت همچی شکر میکنم اما کاش دخترم سفید بشه و چشاش روشن تر بورتر من تو این آرزو نمونم خب به باباش و عمش رفته اصلا به من شبیه نیست اما زشتم نیس خیلی شیرینه و دوسش دارم خیلی هاااااا باباش چشاش عسلی پوستش روشنه و اینکه موهاش خرمایی اما دخترم اینطور نیس چرا پس از یه طرف ناراحتم از یه طرف میگم ناشکری میشه خدا قهرش میاد... اما اگه اینطور نشه حسرتش تو دلم میمونه 🥲🥹♥️🥺



بازم خدایا شکرت بابت همچی بابت دختر قشنگم بابت سالم بودنش بابت همچییییی هااااا😍😍😍🙃🥹🥲♥️