۱۱ پاسخ

چه خوب که حوصلشو داری من ندارم واقعا

بیش از حد باهاش بازی نکن مستقل نمیشه

خخخخخ من دخترم ۸ سالشه میگه بیا قایم موشک اون چشم می‌زاره من میرم تو اتاق لباسارو مرتب میکنم تا میاد الکی مثلا ترسیدم فرار میکنم ..🤣🤣🤭 یا رو تختی رو صاف میکنم یا کفشارو میزارم جاکفشی الکی مثلا قایم میشم اونجاها،😝😆😆

میشه بهم درخواست بدی عزیزم

چرا پسر من از این بازیا نمیکنه😢همیشه وسطش میره وسط که میگم یه دقیقه هم بازی نمیکنه ها

ای جان تو بهترینی❤️😘

اوه حالیش میشه این چیزا؟

میشه عکس کافی بار تو بفرستی برای ایده میخوام

دقیقا پسر منم همینه از ساعت ۱۲ ظهر که پا میشه من فقط دارم باهاش بازی میکنم تا خود شب
این وسطاش شاید نیم ساعت خودش بره بازی کنه
بقیش همش با منه

خوبه دیگه ،
تی وی نگاه نمیکنه یا خودت نمی‌ذاری نگاه کنه؟

چون من برای انجام کارام مثل ظرف شستن یا جمع جور کردن تی وی باز میکنم نگاه کنه

خسته نباشی عزیزم
من واقعا نمدونم چه بازی بکنم باهاش
الان شما میگی صبح تا شب کارمون بازیه باخودم میگم این همه بازی رو از کجا میاری واقعا😑

سوال های مرتبط

مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته دهم بارداری
ادامه پشت پرده لجبازی
مثلا بچه دیگری رو نزنه و کاری نکنه به خودش و دیگری آسیب بزنه اما آروم آروم اون مهارت رو یادش میدیم یا میگید خیلی براش قصه گقتم یا گفتیم این بچه اون رو نمیزنه و باهاش دوست نمیشن چرا گوش نمیکنه
اول اینکه قصه گفتن و بازی کردن برای آموزش دادن اصول داره
خب میریم سراغ تجربه های کودک
مثلا میگید من دیروز و پریروز باهاش خوب بودم بیرون بردم خوش گذروندیم ولی دوباره همون کارهارو تکرار کرد
قرار نبوده با چند تا رفتار درست سریع اون مسئله حل بشه و یه سری مسائل در گذشته کودک در مغزش اثر گذاشته و شما متوجه اون ها نبودید و نیستید و یه سری عامل هایی باعث لجبازی اون شده باشه که میتونه چند روز چند ماه یا چند سال پیش اتفاق افتاده باشه مثلا خونه جابجا شده کودک آماده نبوده
خواهر و برادری به جمعتون اضافه شده
مهد و مدرسه رفتن
بیمارستان رفته
مادر و پدر دعواهای جدي داشتن
و سفری که برای بچه سخت بوده
مثلا یکباره میگیم چرا این بچه قشقرق میکنه لجبازی میکنه تمامی این ها اثر داره
حالا برای اینکه متوجه بشیم چی ذهن بچه رو مشغول کرده با بازی به روش cprt اینجا کمک میکنه
این بازی یه سری اصولی داره که باید یه سری اسباب بازی براش بخرید یا درست کنید براش روش خاصی باهاش بازی کنید که احساس امنیت کنه و همه جوره میپذیریمش که اونوقت اون چیزی که ناراحتش کرده رو به ما شون میده و با صبوری میتونیم کاری کنیم کودک از اون مرحله عبور کنه
مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
عروس خواهر شوهرم خیلی آدم حساسیه،پولدارن،بعد ۱بچه داره،عید رفتم خونشون به دخترم سپردم خونشون به چیزی دست نزنی،گفت باشه،دخترم ۴سالونیمش بود،رفتیم اونجا دخترم از کمدبچه جاسوئیچی برداشت باهاش بچه صاحبخونه رو بخندونه،من اصلا متوجه نشدم دخترم به چیزی دست زده،چون شلوغ بود خونشون،بعد عروس خواهرشوهرم دید به دخترم گفت به چیزق دست نزن بیا کنار،خواهرشوهرمم شنیدبه دخترم گفت بیا اینور،من دخترمو صدا کردم گفتم ببر بذارسرجاش،گفت با بچه خودشون بازی میکردم،گفتم باشه بازم نباید دست میزدی،دخترم برد بذاره سرجاش دوباره خواهرشوهرمو عروسش گفتن بیا کنار،گفتم برده بذار سرجاش،همونموقع پاشدم به شوهرم گفتیم بریم خونه بچه ها خستن،اومدیم خونه ناراحت شدم،چندوقت بعد بچه اونا اسباب بازی دخترمو پاره کرد دخترم چیزی نگفت،یا میان خونمون باهمه چی بازی میکنه بچشون،دخترم اومد به قمقمه بچه دست بزنه دخترخواهرشوهرم‌گفت دست نزن خراب میشه،حالا اونا خونه خریدن باید بریم خونشون دختربزرگم الان بگم دست نزن میفهمه دیگه ولی کوچیکه رو چجوری قانع کنم رفتیم اونجا سمت وسایل بچشون نره؟؟؟شوهرم‌میگه نریم‌کلا