۹ پاسخ

سالهای قبل بازی میکردیم اینجوری تازگیا حوصلم نمیکشه . تشت آب هم میاوردیم سنگ مینداختیم تو تشت با کامیونش.اما بازم میارم براش،هرپند خیییلی خستگی داره

چه خوب منم باید جور کنم با بچه ها بریم حیاط بازی کنیم

سلام خدا خیرت بده که به اشتراک میذاری.

چه فکر خوبی واقعا ایولا😍😍

چقدر عالیییی
پسر بچه ها عاشق این بازی میشن 😍
ممنون مامان خلاق 🙏🏻❤

اینم نتیجه نهایی ،بیشتر شبیه کیک شد تا ساختمان😂

تصویر

مشغول ساخت و ساز

تصویر

سنگهاشو برد توی تویوتا

تصویر

اینجا توی میکسر میریخت

تصویر

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت اول
خلاصه ای از استرس و اضطراب کودکان

در رابطه با اضطراب اجتماعی:👇🏻👇🏻👇🏻
وقتی بچه سختشه در جمع قرار بگیره
مهمترین چیز الگوگیری هست
حتما خودتون در جمع ها شرکت کنید، بگو بخند کنید، و اون رفتاری ک دوست دارید فرزندتون داشته باشه رو انجام بدین

مجبورش نکنید سلام کنه، مثلا موقع ورود قبلش بگید اگه دوست داشتی میتونی سلام کنی، چون سلام کردن یک رفتار خوب هست

رو اخلاقیات بد اجتماعیش تمرکز نکنید، برعکس روی اخلاقیات مثبتش تمرکز کنید و مثلا اگه سلام کرد یا تو جمع حرف زد بعذا بهش بگی دیدم سلام کردی، خیلی خوشم اومد، رفتار خوبی بود، دوست داشتم و ...

بهش یاد بدید چجوری دوست پیدا کنه، کتابهایی در این رابطه براش بخونید، مثلا کودک باید بدونه که برای اینکه با کسی ارتباط. بگیره باید بهش لبخند بزنه، سلام کنه یا اسمش رو بپرسه، یا مثلا بگه چه لباس قشنگی داری و ... اینارو باید به کودک آموزش بدید با هم دیگه در موردش حرف بزنید، و با عروسک هاش بازی کنید که مثلا تو پارک یا تو مهمونی ان و قراره دوست شن

بهش یاد بدید چه رفتارهایی باعث ناراحت شدن دیگران میشه( مثلا استفاده از لوازمشون بدون اجازه و ...)

اصلا کودک رو برای رفتارهای اجتماعی اشتباهش سرزنش نکنید ؛, مثلا نگید دیدی فلانی چه بچه خوبی بود سلام داد یا سلام نکردی کار بدی کردی و ...،. فقط رو ویژگی های مثبتش تمرکز کنید این معجزه می‌کنه مثلا بگید دیدم بهش لبخند زدی برای شروع عالی بود و ...
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
مقابله با اضطراب اجتماعی( خجالت کشیدن)
پارت دوم

کودک باید احساسات خودش رو بشناسه
حتما بعدا براتون تاپیک میذارم
باید بدونه که چه حسی داره، و کم کم می‌فهمه که دیگران هم چه حسی دارن
یکی از این حس ها حس خجالت هست
وقتی کودکتون با احساساتش آشنا باشه راحت به شما میگه من خجالت میکشم
اصلا انکار نکنید
نگید خجالت نداره که و ...
یا نگید جلو بقیه دختر من خجالتیه
یا حتی اگه بقیه گفتن جلوش بگید نه اتفاقا کافیه یکم باهاتون آشنا شه

از تجربیات مشابه کودکی خودتون بگید
بچه ها خیلی از شنیدن خاطرات کودکی شما لذت میبرن
بگید که مثلا منم که بچه بودم این احساس رو داشتم و خجالت می‌کشیدم یا اینکه الان من هم وقتی وارد یه جمع تازه میشیم یکم خجالت میکشم ولی سعی میکنم لبخند بزنم و برای خودم دوست پیدا کنم تا توی جمع راحت شم
بگید باید تو جمع خوش بگذره بهمون، پس باید سعی کنیم که زودتر از حس خجالت راحت شیم
تو مهمونی ها حتما حواستون باشه که کامل از بچه پذیرایی شه و نظرش رو بپرسید که چایی میخوری و ...
حتما قصه هایی بگید که یک نقش اصلی خجالت میکشه و بعد با تکنیک‌هایی که بهش معرفی میکنید( لبخند زدن، تعریف از ظاهر دیگران و ...) دوست پیدا کرده و دیگه بجای احساس خجالت احساس شادی پیدا کرده