۴ پاسخ

ازین سن ب بعد دیگه تذکر لازمه چون اینجور نیست ک نفهمه.. تازه چیزی نگی بدتر لوس بار میاد و اذیتاش بدتر میشه..

کار بد کرده،واکنشت هم آنی بوده،عذاب وجدان چی چی،هر کی ندونه انگار هر روز با کمربند میزنیش
تو این سن دیگه میفهمه خوب و بدو.جلوش وا نده

بیخیال بابا مگه قراره تو زندگیمون همش خودمون کنترل کنیم تا بپوکیم
شب وروز بچه هامون چسبیدن بهمون و همش داریم بهشون میرسیم واقعا صبر وتحمل زیاد میخواد

چندتا صلوات بفرس و به خودت هی گوش زد کن دست روش بلند نکنی .
منم پسرم چند روز پیش تو حیاط هی با توپ میزد تو آب کثیفیای حیاط و میزد به لباسای شسته روی رخت آویز بهش تذکر دادم باز تکرار کرد منم توپشو گرفتم انداختم اونطرف یه دفعه گذاشت تو گوشم با دست خیس منم واقعا انگار اراده خودم نبود زدم یه سیلی بهشو دوراز جون عین سگ پشیمون شدم بعدش

سوال های مرتبط

مامان ماکان 🧿💜 مامان ماکان 🧿💜 ۴ سالگی
مامانا خیای سردرگمم پسرم که پارک میره کسی میزنتش بهش میگم از خودت دفاع کن بزنش این که میزنه دیگه بزن بزن تموم نمیشه از طرفی چندبار پیش اومد کسی زدش این فقط نگاهش به من بود دفاع نکرد از خودش
وقتی هم میگم بزن توهم دیگه دست از زدن برنمیداره بعد میگم ماکان زدن بده دوباره میگم کسی زد بزنش انگار اینم گیج شده
اخه یبار وایسادنگاه کرد بچه چندتا زد تو سربچم منم دیدم بچم واکنش نداشت فقط به من گفت مامان با گریه بعد من به بچه گفتم خیلی کارت بدبود زدی مامانش اومد گفت خوب کرده زده حقش بوده سر راه سرسره وایساده باید میزده منم دعوام شد باهاش تو پارک بنظرشما چیکارکنم تو این مورد توپارک خیلی داستان پیش میاد مثلا یه بچه یهو بی دلیل شکم بچمو گازگرفت یه هلش میدن دستشو میکشن من همیشه بهش تذکر میدم اصلا نه کسیو هل بده نه بزنه نه لباس بکشه وقتی دیدم همه با بچم اینکارو میکنن اینم وایمیسه گریه میکنه منم دائم میگم بزن توهم حالا که داره میزنه دوباره میگم ن نزن زدن بده خل شدم
مامان جوجه مامان جوجه ۴ سالگی
سلام
امشب خونه مادرشوهرم اینا بودیم پسر من بیشعور و بی شرف و خاک تووسرت و اینا افتاده تو دهنش اولاش میخندیدیم بامزه میگفت بعد توجمع میگفت هی گفتیم زشته و دعواش کردیم از هر دو جهت تقویت کردیم رفتارشو حالا دیگه تصمیم گرفتم هیچی نگم محل نزارم از سرش بیفته ولی اطرافیان هنوزم شدید واکنش نشون میدن بعد امشب داشت ماشین بازی میکرد صداش بلند بود برادرشوهرم ۱۹ سالشه ماشیناشو گرفت که چرا داد میزنی و نمیداد بش گریشو دراورد که تا نگی دیگه داد نمیزنم نمیدم ماشیناتو من تحمل کردم یکم گذشت دوباره پسرم بشون همین حرفارو زد اونم باز باش دهن به دهن گذاشت که ساکت شو این چه حرفایه و اینا منم جوش آوردم گفتم بچس هی باش کلنجار نرو دوسالت که نی با یچه کوچیک هی یکیبدو میکنی گفت باید میزدین تو دهنش اینجوری نشه منم گفتم تو خودت ادب نداری چجوری با بزرگترت صحبت کنی و جوش آورده بودم گریم گرفت یهو بلند شدم گفتم میخوام برم هی اینور اونور نگاه کردم وسابلمو نمیدیدم🤣🤣 اونم هی گفت چیزی نگفتم چیزی نگفتم مگه چی میگم
خلاصه یهو پسرم که دید من قاطی کردم بدتر رفت هرچی فوش بلد بود به عموش داد و میگفت کورش میکنم داغونش میکنم
من یادم رفت که خودم میخواستم برم رفتم بچمو آروم کنم
حالا آخر اومدیم خونه به شوهرم میگم یه کوچولو پشت ما در میومدی بد نبود میکه تو بزرگتری باید خودتو کنترل میکردی
شما باشین حرصتون نمیگیره
پوشک بچه نوزاد
مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
# درد دل
سلاام مامانا خوبین؟ اومدم درد دل کنم خیلی حالم بده دارم همی الانم گریه میکنم رادمان خیییلی بد شده تازگیاا ۵ ماهه ک آبجیش ب دنیا اومده دو سه ماه اول خوب بود الان دو ماهه ک دیگ دیوونم کرده حسودی میکنه اما بیشتر اذیت میکنه بهش کرم میریزه وقتایی ک میخابونمش از قصری بلند حرف میزنه یا جیغ میکشه ک بیدارش کنه و موفق هم میشه چون خییلی خواب دخترم سبکه یا دستاشو محکم فشار میده پاهاشو میگیره بالا میکشه و .....در عین حال دوسشم داره اما کرم میریزه بهش تازگیاا منم گاهی خستم دیگ از دستم در میره مثل امروز دو بار زدمش😭😭 بعدش خودم با صدای بلند گرریه کردم خیلی ب خدا رو مخم میره حالا کاش همینا باشه مدااام قیز قیز میکنه در گوشم ک بیا بازی .... حتی از قبل اینکه آبحیش دنیا بیاد الانم همونه میگه آبجی بزار بیا با من بازی کن ب یک ساعت هم قانع نیس مدااام بازی میخاد اصلا تنهایی بازی نمیکنه جتی ده دیقه ب خدا یا گوشی یا تی وی
تی وی هم میزنم براش ایتقدرر غرق میشه ک شاید اصا پلک نزنه خب خوب نیس دیگ زیاد .....
کلا خیلی خستم واقعا دیگ موندم ج کنم مهد هم فک نکنم وایسته وابسته س یکم