۳ پاسخ

سلام من ب دخترم گفتم پستونک دندوناتو اوخ کرده باید بری آمپول بزنی
بیا قیچیش کنیم بندازیم پیشی ببره
رفت قیچی آورد قیچی کردیم انداختیم از پنجره بیرون
هرجام میشینه تعریف میکنه ک از پنجره انداختم پیشی برد بعد دندوناشو نشون میده

سرشو قیچی کن بده دستش خودش دیگه نمی خوره جلوش نکن ها بفهمه یه جا دیگه ببر بزار جلو چشمش

همون یهویی گرفتم یه روز اذیت کرد بعد تموم. البته پسر من فقط موقع خواب میخورذ

سوال های مرتبط

مامان ♥️مامان اسرا مامان ♥️مامان اسرا ۲ سالگی
مامان هانا مامان هانا ۱ سالگی
سلام مامانا شب بخیر من خیلی حالم بده آنقدر گریه کردم سردرد گرفتم از پریشب هانا بی دلیل تب کرد خیلی بی قراری میکرد اذیتم می کرد البته دندون آسیاب هم در میاره میگه دوقلو ها رو بغل نکن مدام امروز اونا رو می زد سر شب دیگه واقعا طاقتم تموم شد شروع کردم به گریه کردن به خدا با صدای بلند گریه می کردم بچه ها خواب بودن
بعد شوهرم معمولا تا ساعت 10اینا نمیاد خونه سر کار عصر هم مادر شوهرم دوبار زنگ زده بود من گوشی سایلنت بوده جواب نداده بودم اون هم زنگ زده شوهرم که زنگ زدم حنا جواب نداده خودت خونه ای یا سر کار نگران شده بوده دیگه امشب شوهرم زود اومده خونه از در وارد شد دید من اینطوری گریه می کنم خیلی ترسید بعد که فهمید به خاطر گریه واذیت بچه ها گریه میکنم اول که گفت عقلت رو از دست دادی این کارا چیه بچه هست بدون گریه ومریضی بزرگ نمیشه منم این حرف قبول دارم ولی من هم خسته شده بودم حالا میگه پاشو بریم خونه مادرم چند روز بمونیم حالت بهتر بشه وقتی هم اومدیم یکی از قل ها رو بزاریم پیش مادرم یک هفته بعد بریم دنبالش شما باشین قبول می کنید بچه رو بزارید بیاید فکر کنم راست میگه من خیلی کار بچه گونه انجام دادم به خدا آنقدر کردم نفسم بالا نیومد