۶ پاسخ

فکر میکردم فقط منم که خلم 🤣خداروشکر طبیعیه پس
ولی روز اول تو بیمارستان حسم کم بود بهش بعد از ۲ روز کم کم کم کم زیاااااد شد

ولی منکه دیگه خودمو دارم فراموش میکنم انگاری منو پناه یکی شدیم همش دارم به اون میرسم انگاری به خودم رسیدم الانم سرماخورده یعنی دارم به جاش جون میدم خیلی ناراحتم براش اگه میشد درداش رو بگیرم به جونم خیلی خوب میشد تا اون اذیت نشه

وای‌من دیگه دارم‌روانی میشم🤣

دقیقا و این حس عذاب زیادی هم داره مثلاً وقتی دورجونشون مریض میشن مادر هم مریض میشه و اذیت میشه من که خیلی غصه میخورم

منم خلم😅

منم منم😍🤤🤤🤤

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۶ ماهگی
عجیب ترین قسمت مادری که بنظرم پاشنه آشیل ماست،عشق فوق العاده و بیش از حد و حساب مادر به بچه است
واقعا سخته که بچه ای که تا دیروز چهار دست و پا میرفته و‌الان میخواد تاتی تاتی بره رو بذاری رو پای خودش باشه و برخلاف میل مادرانه ات با واکر و روروئک و بند مراقب، دورش نچرخی و بالش رونبندی و اجازه بدی رو پای خودش بزرگ بشه تا تو بغل خودت...
سخته بذاری به قیمت یادگرفتن و مستقل شدن، بچت اذیت بشه و بذاری با دستای کوچولوی ظریفش خودش غذاشو بخوره و یا غذا رو بازی ببینه و بخواد بازی بازی غذا بخوره و توپ توپ سیر نشه...
خیلی سخته یکی رو بیشتر از جونت دوست داشته باشی و از طرفی اجازه بدی زمین بخوره،درد بکشه،سرما بخوره،دلش بشکنه،گشنه بمونه، حوصلش سربره،
اما
رشد کنه و مثل رودخونه زنده و پویا و در جریان باشه و راه خودشو پیدا کنه تا مثل مرداب راکد و ساکن و ناامید و هراسون از تغییر...
چون قراره بچه هامون رو برای هدایت زندگی خودشون و همسر و بچه هاشون تربیت کنیم نه اینکه تا ابد بچه گوگولی و آویزون ما باشند...
مهمه که بچه به پشتوانه ما و امنیتی که ما بهش دادیم با دل خوش و آروم بره دنیا رو کشف کنه
تا اینکه لنگ و وابسته ما باشن و بترسن که جلو برن و زندگی رو مزه مزه کنند
#کنترلگری
✍️#زهرازینی_وند،روانشناس کودک
🆔 @maman_moshaver
🌍اینجانگاهتون به مادری عوض میشه
#نشرباذکرلینک_کانال👆