طبیعیه مهشید جان بخاطر شرایط سختیه که برتو گذشته
میفهممت کاملا 😔
من دخترم که یکماهش بود بخاطر عفونت ریه شدید ک دکترا دیگه امیدی بهش نداشتن توی nicuاتاق ایزوله بستری شد ازاون موقع ترس تو وجودمه بچه رو نه پارک میبرم ن خانه بازی تاحالا رفته تو مهمونیا شرکت نمیکنم تاحالا پیاده نبردمش خرید یکسره در حال دست شستنیم ینی شوهرم ب گوشیش دست بزنه میگم ب بچه دست نزن دستت کثیفه شوهرم خسته شده از بس گفتم بشور
بااین حال دخترم همش مریضه اردیبهشت بستری شد
همین هفته هم مریض شد تب شدید داشت۸روز
هرکاری میخوام کنم ب زندگی عادی برگردم دخترم باز مریض میشه من پشیمون میشم
اینقدم بد مریضو و بد تبه کم وزنم هست هروقتم مریض میشه کم میکنه
خیلی خوشحال شدم دیدم عکس از خونتونه عزیزممممم
نبری خوب بهتره چون الان ایمنی بدنش پایین خطرناکه
حیف این چهره بدون خط و خطوط نیست بخوای عصبانی بشی چروک بندازی
عزیزمممم ، من الان تاپیکهاتو دیدم بخاطر مریضی دختر گلت خیلی ناراحت شدم ، انشالله هر چه زودتر بهبود پیدا کنه و آرامش بهتون برگرده ،،، من خودم هم این روزای تلخ و گذروندم، کیان دو ساله بود ک ریه ش عفونت کرد بستری شد و توی بیمارستان اسهال استفراغ گرفت پسر بزرگم کلاس اول بود ده روز ک من بیمارستان بودم با کیان پسر بزرگم خونه تنها بود یعنی روزای وحشتناکی رو گذروندیم بدون هیچ کمکی حدود یک ماه طول کشید تا کیان کاملا حالش خوب شد ، خواستم بگم میگذره قوی باش انشالله تموم میشه خیلی مراقب چشم زخم باش حتما صدقه بده ، انشالله سلامت باشید
به نظرم يه چند وقت صبر كن نبرش پارك و خانه بازي
بزار يه كم بچه تقويت شه
الان هم بري بيشتر خودت حرص ميخوري
باهش تو خونه بازي كن
طبيعيه عزيزم كاملا
فقط لطفا لطفا حتمااا واكسن انفولانزا و پرونار با مشورت دكترش بهش بزن
الان واكسن انفولانزا اومده
اين دوتا جلو بستري و اين شرايط ريه رو كاملا ميگيره
من وقتی که بچم بدنیا اومد سه بار بخاطر زردیش بستریش کردن بعد که مرخص شد اومدیم خونه. پسرم هنوز یه ماهش نشده بود که کرونا گرفت ریش عفونت کرد ودوباره بستری شد تا ۱۰ روز هرکاری میکردن تبش. خوب نمیشد بخدا تواون مدت جوری بودم که فقط زار زار گریه میکردم یه استرسی گرفتم که تا شیش ماه هرکی میومد میش بچم میلرزیدم از ترس که نکنه دوباره مریضش کنن تا مهمون میرفت بیرون خونه رو با الکل میشستم آروم قرار نمیتونستم مهمونی برم نمیتونستم بجز خونه مامانم جایی برم بخدا همیشه فقط گریه میکردم چون استرس بدی تو وجودم بود همش به شوهرم میگفتم دستاتو بشور مواظب باش بچه رومریض نکنی جوری که میخواست زندگیم به جدایی بکشه دوباره بچم شیش ماهش که شد همون کرونا روگرفت و دوباره بستری شد تبش پائین نمیومد و۸ شب بیمارستان بودیم ولی وقتی اومدم خونه تصمیم گرفتم این استرس رو از خودم دور کنم متوسل شدم به ابولفضل نذر کردم که کمکم کنه دیگه یواش یواش فکرمو به چیزای خوب مشغول میکردم وهر وقت هم که یکی بچمو بغل میکرد میگفتم خواهشا ویهان رو بوس نکنید و سریع دستاش رو میشستم وحتی اگه مهمون میخواست بیاد به شوخی میگفتم سرمانخوردید؟؟ یا میخواستم برم زنگ میزدم میپرسیدم خداروشکر دیگه نزاشتم بچم مریض شه وجای شلوغ هم کمتر میبردم.
این مدت خیلی تحت فشار واسترس مریضیش بودی ولی دیگ خیلی سخت نگیر خودتو بچت اذیت میشین
عزیزم موهاتو چ رنگ زدی ؟
بگردم برای چهره خستت🥺
درکت میکنم .
من وقتی بچه ها مریض میشن .شدیداً عصبی میشم .
پارسال سرما خوردن .مدرسه ی پسرم بود .دخترم شیر نمیخورد .از بس عصبی بودن
دوتا دندونم شکست .
.
من هر چی آرومم و دنیا و ادماش برام مهم نیستن .از اون طرف تمام عصاب و روانم به بچه ها وصله .
سلام عزیزم این طبیعی ترین حسهایی هست که هر مادری بعد بیماری بچش داره . حق داری عصبی باشی حتی گاهی ممکنه از دخترت عصبی بشی همش طبیعی هست. ترس ها هم طبیعی هست . راهش اینه پناه ببری به خدایی که بدون اراده اون برگ از درخت نمیفته . واسش صدقه بده آیت الکرسی بخون و به خودت زمان بده کم کم بهتر میشی . گاهی دخترت رو ببر پیش مادر بزرگا خودت برو قدم بزن حالت بهتر میشه. دختر کوچولو هم بهانه بیرون میگیره ببر عزیزم آدم که نمیدونه ای ویروسها یا مریض ها از کجا میاد
وای که مهمترین چیز تو زندگی فقط و فقط سلامتیه
یه هفته ست همسرم پاش شکسته و خونه ست هر دو تا بچه هام هم ویروس اسهال و استفراغ گرفتن از بدترین نوعش طوری که دکتر دخترم تا این سنش براش سرم نزده بود ولی دوتا سرم بهش زد 2ونیم کیلو هم وزن کم کرده طفلی بچه ام خودمم پریود شدم که دیگه از حال خودم نگم یه هفته ست پامو از خونه بیرون نذاشتم منی که هر روز باید میرفتم بیرون
دیگه بنظرت با این احوالات اعصابی برا ما مادرا میمونه آخه ، طبیعیه که ما هم کم میاریم با این همه مشکلات
خواستم بگم خیلی خوب درکت میکنم انشالله این روزای سخت هم زود تموم میشه و به زندگی عادیمون برمیگردیم انشالله دختر گلتون هم همیشه سلامت باشه🌹🌹
الهی عزیزم خیلی خوشحالم خوب شده
عزیزم طبیعیه چون این مدت هم لیا جان و میدیدن مدام بی قراری میکرد و از سرم و سوزن هایی کبهش وصل بود باعث شد اذیت بشین،
چن روز بگذره اوکی میشی خستگیت در میره ولی بچه رو حساس نکن کاری ک من با پسرم کردم وسواسی شده
سلام عزیزم.مهد رفتنش خیلی خطرناکه بقیه جاها تماس زیادی با بیماری نداره.پس نگران اونجاها نباش.خوذتم کاملا حق داری حساس شدی مدتها قوی بودی و الان ک اون طوفان گذشته اثراتش روی روانت هست هنوز.بخودت حق بده دنبال آرامش و ثبات باشی.
طبیعیه خب از بزرگترین غم گذر کردی منم بعد سوختگی مریم اون ادم سابق نشدم خدا نیاره برا کسی مریضی بچشو
انشالله انشالله که بحق حضرت زهرا تنش های سالم باش هیچ وقت مریض نش انشالله
خب عزیزم شما ی دوره خیلی پر استرس وپر تنشی رو پشت سر گذاشتین و همه اینا طبیعیه به نظرم تا قوی شدن بدن و سیستم ایمنی لیا جون تو خونه باهاش بازی کنین که حوصله اش سر نره بدن اونم الان ضعیف شده و طبیعیه که بهونه بگیره
طبیعیه عزیزم واقعا روزای سختی گذروندی
بنظرم تو تایمای خلوت پارک ببرش یا مسیرهای پیاده روی دوچرخه اینا بیرون بودن براش خوبه
اگه شکرخدا روبراه شده یه پیک نیک یا سفر کوتاه هم براتون خوبه
عزیزم یذره ب خودت برس
توام خیلی اذیت شدی این مدت
همه چیز هایی که میگی رو حق داری
امیدوارم لیا جان همیشه سلامت باشه 💗
محمد هم تازه از سرما خوردگی هفته قبل بهتر شده بود امروز رفتیم تفریح آب بازی کرد دوباره مریض شد عمل کلیه داره هی عقب میفته اینقدر به ذهنم فشار اومده دارم متلاشی میشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.