۴ پاسخ

وای دختر منو توصیف گردی خواهرزادم باهاش هم سن از کوه صدا در بیاد از اون ن فقط گشنه شدنی یا آب و بستنی آروم ولی دختر من پدرمنو کل اطرافیان و در آورده یکسره گریه یا سرشو پاشو میکوبه ب درودیوار یکسره مارو میزنه و همه چی پرت میکنه اونقدی عصبی شدم پشت سرم تیر میکشه

بخاطر اینه زیاد میگی نکن، دست نزن، نرو، شاید. پسر منم همینه جدیدا اگه جارو برقی میخواد اول میدم اون بعد چند بار میگم ببین مامان یکم دستت باشه باید بدی من یه مدت همینکار بکن ببین چطوری بعده ۲ دیقع بهت میده چون اشباع میشه. وقتی میگه ظرفو بده من میدم بعد سریع با یه فن و فیت ازش میگیرم و حواسشو پرت میکنم خیلی جیغ زدنش کمتر شده. شاید باورت نشه قبلا خیلی منو دوست نداشت و پیشم نمیومد الان خیلی با من دوست شده. تایم کیفی براش بزار مثلا خمیر بازی بخر شکل درست کن از دستت گرفت مقاومت نکن با مهربونی بده بهش خمیر برا اونه نه تو. داخل خمیر چیز میز بزار بگو بازش کنه، ببر تو تراس بهش گندم بده یه زیر انداز بده بازی کن این ظرف اون ظرف کنه، از اینستا سرچ کن اسباب بازی هوش بخر، مثل هوش چین، مونته سوری و... سرگرم باید بشه. سرگرم نشه خودتو اون کلافه میشین. چون بچه تو خونه انرژیش تخلیه نمیشه. اینجوری تاب اوریش میره بالا یجام میشینه. میتونی بالش بزاری بگی از روش بدو بدو کنه یا توپ بدی دستش بزاره تو سبد این بازی باعث میشه انرژیش تخلیه شه حس عمقیش تحریک بشه بیشتر بشینه

چقد ب پرهام شباهت داره 😐

فقط تنها کاری که میشه کرد سرگرمش کنی ،پسر من۱ساعت باماشین ۱ساعت مداد دفتر نقاشی بعد میاد سراغ کابینتا بعد میگه اسکاچ بده من ظرف بشورم ،فقط اینو بگم الان سن کشف کردنشونه یه سری رفتارا کارا طبیعیه ولی زیاد تن به خواسته هاش ندید پسرمن میدونه به یه سری چیزا که خطرناکه نباید دست بزنه چون اینقد تکرار کردیم میدونه ،موقع بازی کردن هم حتما یروب بشین‌کنارش تا سرگرم بشه،

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
بخدا دارم با گریه اینارو می‌نویسم خستم بردیا یکی دو هفته اس خیلی بدددد جور لجباز شده صب ک بیدار میشه تا شب همش جیغ میزنه گریه می‌کنه بدجور ها با خانواده شوهرم تو یه ساختمون هستیم جوری ک رومون تو روی هم باز شده همش میگن چش شده چرا گریه می‌کنه بابا بخدا خستم همش الکی گریه می‌کنه دیگ با اعصاب خوردی و لحن بد جوابشونو میدم نمی‌کشم دیگ بچه اس دهنشو ببیندم بگم گریه نکن چیکار کنم به یه چیزایی گیر میده مثلا میخواد تلویزیون رو بندازه میگم مامان نکن دیگ گرررریه هااا میبرمش بیرون گریه می‌کنه دستمو نگیر سوار سه چرخش هم نمیشه میگه ولم کن برم تو این شلوغی ها میدوعه می‌ره میگه دنبالم نیا همش میترسم ماشینی چیزی بهش بزنه اصلا پست سرشم نگا نمیکنه ببینه کسی دنبالش هست یا ن همش بچه های بقیه رو میبینم ک دست مامانشون رو گرفتن حسرتشو میخورم یه سوپر مارکت نمیتونم برم چ برسه جای دیگ حتی خونه پدرمم نمیتونم برم از دستش میگرن دارم روز به روزم بدتر میشم بخدا در روز یه ساعتشو نیس ک سردرد نداشته باشم دست تنها کسی حتی نیس بگه بزار یه ساعت پیش من بمونه استراحت کن فقط خانواده شوهرم بلدن بگن چشه میزنیش گریه می‌کنه درک ک نمیکنن خودددش گریه می‌کنه خستم نمی‌دونم باید چیکار کنم شما یه راه‌حلی بدین بچه های شما چجورین من کم آوردم بخدا
مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
فرزند پروری
دوسالگی
بحران
فرزند
اونقدر دلم گرفته که هر لحظه ممکنه خفه شم، پسرم با همه بچه ها فرق داره همه میگن پیرسون شیطونه اما پسر من یه جوره دیگست میرم تو جمع گریه می‌کنه میگه بریم خونمون گریه هاااا دیگه برمی‌گردم
میرم بازار خرید چه برای خودم چه برای خودش اصلا نمی زاره میگه لباسهای خودمون...سر هر چیز بیخودی به هم می‌ریزه عصبی میشه سر چیزایی که بهش ربط نداره خودش دوسالگی خواست پوشک نکنم منم نکردم خوب می‌رفت دستشویی تا یه ماه مریض شد چند بار دکتر بردم شدید از دکتر می‌ترسه قبل از اینکه دکتر معاینه کنه یا آمپول بزنه این از گریه سیاه میشه... بعد از مریضی و دکتر دیگه دستشویی نمیره یعنی میبرم گریه می‌کنه همش تو شلوارش جیش می‌کنه پی پی هم نگه می‌دارد خودشو یعنی همه میگن این بچه چرا اینجوریه یه روانپزشک ببرش😭خیلی هستم میدونم یه مشکلی داره اما نمی‌دونم چیه خودم حدس میزنم وسواس داره نمی‌دونم ...مثلاً وقتی تو خواب جیش می‌کنه شلوارشو درمی‌آورم عین دیوونه ها بیدار میشه میاد شلوارشو میگیره میگه همینو بپوشون ..با اینکه با شوهرم مشکلی ندارم راضی ام همه چیمو ول کنم فقط برم