۸ پاسخ

شوهرمم میگه مهم ترین کار من مراقبت و بزرگ کردن امیرعلی هست. و دوست نداره از بچه زیاد دور بشم بخاطر کار... البته میگه اگ کار انتخاب کنم همراهیم میکنه

احمقانه نیست عزیزم ، بچت که بزرگتر شد حتما برو به علایقت برس ، ما در نهایت الگو و معلم بچه هامون هستیم.

وای که منم همین درد سرو دارم اول مهر و چکار کنم چجوری برم مدرسه بچم گناه داره ده ماهگی هنوز اضطراب جدایی هست

منی که بعد از ۱۵سال سابقه کار
بخاطر پسرم از ماه پنج بارداریم موندم خونه
خیلی ام ناراحتم که نمیتونم برم سرکار و ناراحت تر اینه‌که دیگه دستم تو‌جیب خودم نیست🙁

چجوری میشه ادمین اینستا شد میشه راهنمایی کنی؟؟؟؟

منی ک حضوری با بچه میرم سرکار🫠

تو داروخانه کار میکردین قبلا؟!
منم خیلی میخام مستقل بشم اما با بچه نمیتونم

چقدر عالی
انشاالله دورکاری پیدا میکنی ک کنار پسرت هم باشی❤️

سوال های مرتبط

مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۱۴ ماهگی
می خوام داستان زندگیم از موقع بارداریم بنویسم
#پارت اول
به خاطر کار شوهرم از موقع تولد دخترم خونه مامانم شیراز هستیم چون خونه خودمون آمل هست. تا باردار شدم خونه مون رو از تهران فروختیم و آمل خونه خریدم مدتی بود شوهرم کارش رفته بود آمل من کلی مقاومت کردم که خونه تهران رو نفروشیم سه سال آمل تو خونه اجاره ای بودم تا اینکه باردار شدم و به خاطر اینکه زندگیم ثبات به هم بزنه حاضرشدم خونه تهران رو فروختم و آمل خریدم با کلی بدبختی دوتا اسباب کشی موند رو دستم خونه تهران و خونه اجاره آمل
اسباب کشی که کردیم ۱ ماه درگیر پهن کردن بودم چون هم ماه های آخر بارداریم بود و همین که یه پروژه طراحی دستم بود شبا تا ۳ و ۴ پای لپ تاپ بودم تا تموم بشه ،روزها هم درگیر کار خونه
بعد دوماه به زایمانم اومدم شیراز پیش خانواده باشم همه وسایل دخترم رو نیاوردم که وقتی دخترم دوماهش شد برگردم ولی من درگیر زایمان و بیمارستان و هزارتا سختی بودم که خانواده شوهرم بهش گفتن تو باید بیای شیراز و کنار خانواده باشین در همین حین شوهرم یه شرایط خوب بهش پیشنهاد شد برا کار و بدون مشورت با من حتی من خبر هم نداشتم خودش قبول کرد .خلاصه هزار تا بحث و ناراحتی بینمون به وجود اومد.
پارت بعدی رو بخونید