۱۶ پاسخ

مامان خانم که هم اسم منی خیلی خیلی مبارکت باشه مامان قوی خود ساخته ومستقل به عنوان یک خانم که بیرون از خونه هم کار میکنم و یک مادر بهت افتخار میکنم عزیزم خیلی خیلی مبارک باسه الهی دسترنج رو به خوشی ها و شادی ها خرج کنی الهی همیشه هی پیشرفت کنی و پله های ترقی طی کنی تا دخترت عاقل میشه بهت افتخار کنه
میدونم اولش سخته اگر راهی داره بتونی عنوان کنی به مافوقش پس فرصت از دست نده زودتر برو تکلیف خودت رو روشن کن اما اگر میدونی مطرح کردن این موضوع به شغلت ضربه میزنه تحمل کن و انشالله زودی عادت میکنی بهر حال از خدا میخوام هر آنچه صلاحته جلو رات بزاره الهی همیشه موفق تندرست پرروزی باشی قربونت برم

میشه شرایط مرخصی زایمانت و برام توضیح بدی؟
من شرکت خصوصیم
ممکن بخاطر شرایط پیش امده بخوان زودتر اخراج کنن و هیچ نامه ای هم بهم ندن
ولی من تا اخر. برج ۴اگ بیام بعدش میتونم مرخصی زایمان بگیرم..اگ شرکت بهم نامه نده باید چیکار کنم؟؟

از پسش برمیای دخترتم بهت افتخار میکنه و مثل خودت مستقل میشه❤

قبل بارداری یه پست خیلی عالی که چندین سال توی ذهنم بود و براش تلاش کرده بودم بهش برسم بهم پیشنهاد شد بخاطر بارداری قبول نکردم چون اوایلش باید خیلی انرژی براش میذاشتم تاجابیفتم و تو بارداری شرایطم مناسب نبود.مافوقم بهم قول داد که بعد از برگشتن از مرخصی زایمان پستو برام نگه میداره.ولی الان بخاطر بچه م باید مرخصی بدون حقوق بگیرم و خب بعدش دیگه معلوم نیست چی بشه.چقدر مادر بودن سخته.

سمت جدیدت مبارک باشه عزیزم
انشاءالله موفق میشی 🤎🤎

موفق باشی مامان عزیز

مبارک باشه مادر مستقل و فعال .همه چی بهتر میشه یه کم زمان لازمه.
حالا یه سوال بی ربط اون وسایل چوبی خوشگل دختر گلتو میشه بگی از کجا خریدی عزیزم؟

سلام عزیزم...
اول تبریک به خاطر شغلتون،امیدوارم که موفق باشی ،زرنگی ازت میباره مامان خانوم🫠🫠
ببخشید شما برای تست اول کره را مستقیم به دخترتون دادی یا خودت خوردی؟؟و اینکه گذاشتی خون تو مدفوع کامل قطع شد بعد تست کردی؟میشه بدونم برند کره چی بود؟ممنون میشم راهنماییم کنی

مالیاتی واقعا حواس جمع و ذهن ازاد میخواد من اگر قدرت انتخاب داشته باشم
درخواست میدم که همون کار قبلیم باشه
مالیاتی زمان معاملات فصلی و اینا خیلیم باید اضاف کار بمونی

درکت می‌کنم چون من ارشد میدونم خیلی سخته چون رشته م حقوق جزا و جرم شناسیه فعالیت زیاد داره وقتی می‌رسم‌خونه خیلی خستم روزاییم که پسرمو با خودم میبرم دانشگاه واقعا خیلی اذیت میشم
ولی می ارزه چندسال دیگه پسرم بهم افتخار می‌کنه
خسته نباشی مامان قشنگ 🥰

چون همه تو رو زرنگ میدونستن انتخاب کردی
من باشم میگم خانواده کارم سبک باشه .
به حرف دیگران کاری ندارم

یک مادری
یک همسری
اول خودت خستگی تو تنت میمونه
بچه مادر میخواد
همسر هم که زن شو میخواد
کار سبک ولی حال خوب

خوبه ک حداقل حوصله کارو داری من ک اصلا

ارتقاع شغلیت مبارک سحرم💞حضور مادی مادر مهمتره سحر تو بری بیرون کار کنی بعدش بیای از دلتنگی بچتو سفت بغل کنی و ببوسی و محبت کنی خیلی قشنگتره تا کل روز خسته و کلافه باشی تو خونه و حس کلافکیتو ب کوچولوت بدی

خیلی واستون خوشحال امیدوارم انرژی کافی برای رسیدگی به جفتشون رو داشته باشید ... جایی که شما هستین آرزوی خیلی از ما خانوماس که تحت یه سری شرایط نشده که بهش برسیم ... با انرژی و فعال مثل همیشه کارتون انجام بدید مطمئن باشین دخترتون بهتون افتخار می‌کنه و در آینده کم و کاستی ها رو درک می‌کنه هرچند مطمئنم چنین اتفاقی نمیوفته

سلام مبارک باشه سمت جدیدعزیزم.بنظرم نهایت یک‌هفته ای سخت باشه واسترس شغلت رو داشته باشی بعد برطرف میشه خداراشکرمادرت هست دیگه خیالت از بابت بچت راحت بنظرم ادامه بده بااینکه من شاغل نبودم هیچوقت🥰

یاد درسام افتادم دلم تنگ شد

سوال های مرتبط

مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۱۴ ماهگی
می خوام داستان زندگیم از موقع بارداریم بنویسم
#پارت اول
به خاطر کار شوهرم از موقع تولد دخترم خونه مامانم شیراز هستیم چون خونه خودمون آمل هست. تا باردار شدم خونه مون رو از تهران فروختیم و آمل خونه خریدم مدتی بود شوهرم کارش رفته بود آمل من کلی مقاومت کردم که خونه تهران رو نفروشیم سه سال آمل تو خونه اجاره ای بودم تا اینکه باردار شدم و به خاطر اینکه زندگیم ثبات به هم بزنه حاضرشدم خونه تهران رو فروختم و آمل خریدم با کلی بدبختی دوتا اسباب کشی موند رو دستم خونه تهران و خونه اجاره آمل
اسباب کشی که کردیم ۱ ماه درگیر پهن کردن بودم چون هم ماه های آخر بارداریم بود و همین که یه پروژه طراحی دستم بود شبا تا ۳ و ۴ پای لپ تاپ بودم تا تموم بشه ،روزها هم درگیر کار خونه
بعد دوماه به زایمانم اومدم شیراز پیش خانواده باشم همه وسایل دخترم رو نیاوردم که وقتی دخترم دوماهش شد برگردم ولی من درگیر زایمان و بیمارستان و هزارتا سختی بودم که خانواده شوهرم بهش گفتن تو باید بیای شیراز و کنار خانواده باشین در همین حین شوهرم یه شرایط خوب بهش پیشنهاد شد برا کار و بدون مشورت با من حتی من خبر هم نداشتم خودش قبول کرد .خلاصه هزار تا بحث و ناراحتی بینمون به وجود اومد.
پارت بعدی رو بخونید
مامان دختری مامان دختری ۱۲ ماهگی
سلام مامانا
من از یکم برگشتم سرکارم و مرخصی م تموم شد.
روزهای خیلی سختی دارم ، کارمندم و از ساعت ۷ ونیم تا ۳ ونیم سرکارم .
صبح ۶ پامیشم که صبحونه دختری رو اماده کنم مامانم اومد بهش بده .
غذاشم میذارم بپزه که تا ۱۲ اینا مامانم زیرش رو خاموش کنه.

عذاب وجدان دارم من براش سوپ های مختلف درست میکنم و تو دو روز یعنی چهار وعده همونو میدم ، چون وقت نمیکنم براش هر روز درست کنم و یک روز درمیون درست میکنم ، مامانمم میگه درست کردن غذاهاش با خودت و نمیتونه.

گاها از سرکار خیلی خسته میام و توان بازی با دخترم رو ندارم چون کارمند مالیاتی هستم و کارم سنگینه و با ذهن خسته میام خونه و بابت اینم عذاب وجدان دارم که با بچم نمیتونم درست بازی کنم.

بیرونم وسط هفته ها نمیبرمش چون هم من و هم همسرم خسته ایم ، سعی میکیم پنجشنبه جمعه ببریمش بیرون.

مامانهایی که شاغلید شما چیکار میکنید ؟ حای از تصوراتمم خسته ترم و خیلیییی سخته هم خانه دار باشی و مادر و هم شاغل



پوشک شیرخشک سزارین دندان