۵ پاسخ

ارهووقعا من که فقط هفته ای یه بار میرم خونه بابام
دیگه هیچ
فقط خدا خیر بده پدرشوهرمو که هرروز پسرمو با موتور میبره بیرون یگی دوساعت نیست

من که میرم پارک بدتر خسته میشم
دخترم هیچ احتیاط نمیکنه همش باید بدوم دنبالش از پله نیوفته یا سوار سرسره میشه نیوفته کلا داستانی دارم باهاش بعدشم نمیخ واد بیاد خونه کلی گریه میکنه

واقعا خوشبحال اونایی که خونشون آسانسور داره و پارک جلو در خونشونه

منم
آخه اطراف ما اصلا پارکم نیست نهایتا هفته ای یه بار

هیچ وقت فکر نمیکردم کسی به این کار من غبطه بخوره😄😎

سوال های مرتبط

مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز چهارم ترک شیر آنیا :

امروز ساعت ۸:۳۰ بیدار شد. یه کم آب خورد و معلوم بود هنوز خوابش میاد. حدود ۹:۳۰ بدون شیر و بدون اینکه بغلش کنم خوابش برد. من جلو تلویزیون اوردم جاش رو انداختم وقتی بیدار شد چون میدونستم خیلی خوابش میاد و خودش رفت همونجا دراز کشید و خوابید. تا حدود ۱۱:۵۵ هم خواب بود.

بعد از بیدار شدن یه چیزی خورد و ناهارش رو هم خیلی خوب خورد که برای من اتفاق خیلی خوبی بود.

امروز تا ساعت ۱:۳۵ شیر نخورد. وقتی فهمید وقت شیر خوردنش رسیده، خیلی خوشحال شد و سریع اومد بغلم که شیر بخوره.

فعلاً حس می‌کنم چالش اصلی ما بیشتر وابستگی به شیر برای خوابیدن و آروم شدن هست تا خود گرسنگی.

با توجه به اینکه امروز تا ۱:۳۵ دوام آورد و بدون شیر خوابید، تصمیم گرفتم به جای اینکه مستقیم مرحله بعدی رو تا ساعت ۵ عصر ببرم، چند روز آینده آروم‌آروم جلو بریم و فعلاً ساعت شیر رو به حدود ۲ و ۳ بعدازظهر برسونم. بعد هم با توجه به واکنش دخترم تصمیم می‌گیرم مرحله بعدی چی باشه.

احتمالا دو روز دیگه برم تو فاز ساعت ۵

برای خوندن روشی که دارم برای ترک شیر استفاده میکنم به تاپیک های قبلیم مراجعه کنید