۶ پاسخ

پسر منم همسن پسر شماست منم قصد بارداری نداشتم ناخواسته شد ولی واقعا از روزی که فهمیده نی نی داریم خیلی خیلی خوشحاله واقعا تنها بود کسی نبود بازی کنه باهاش.درسته تنها بودن بچه دلیل نمیشه ادم باز بچه بیاره ولی خب گناه دارن منم خودم ۹سالم بود داداشم به دنیا اومد واقعا بهم سخت گذشت

والا منم گول همین حرفای پسرمو خوردم گریه میکرد میگفت من تنهام همه آبجی یاداداش دارن منم یکی آوردم اوایل ذوق داشت خوب بود الان میگه به چه دردم میخوره باید هم سن من باشه این کوچیکه من باهاش چی بازی کنم باید باخودم دوقلو میاوردی😄اگه به خاطر تنها نبودن اولی میخوای یکی دیگه بیاری اصلا پیشنهاد نمیکنم

اشتباه منو نکنی دومی بیاری بازی که نمیکنن ب هیچ وجه فقط یا ها میدن همو یا میزنن اصلا پسر اولیم ۳ سالو ۷ ماهشه دومیم ۱ و نیم دیوانه شدم بزرگه یکسره حسودی میکنه میزنه دیگ مغزم ترکیده اعصابم ضعیف شده

دوست پیدا کن براش بیرون که میرید

منم همین مشگل تنهایی پسرم را داشتم و یکی از علت‌هایی که به بچه دوم فکر میکردم همین بود

بایه عروسک دوست صمصمیش کردم ولی باز فایده نداره😔

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
نمیدونم من کم طاقت شدم یا پسرم خیلی بداخلاق و تو مخی شده ...همینجور صبح که از خواب بیدار میشه با بداخلاقی و نق نق چشماش رو باز میکنه میگه تلویزیون روشن کن گوشی بده ...صبحانه اینو نمیخورم اونو نمیخورم حتما باید فلان چیز باشه...مهد کودک نمیرم ...همینجور غرغر تا آخرشب همش میپرسه غذا چی داریم بعد میگه نمیخورم دوست ندارم فلان غذا رو درست کن... بیرون بریم برای اسباب بازی و خوراکی لج میکنه گریه و زاری باید برام بخری ...اصلا تنهایی بازی نمیکنه یا من باید باهاش بازی کنم با گوشی میخواد ...بعد من واقعا از دستش نق نق و غرغراش سردرد میگیریم یکسره در حال دستور دادن و ناله کردنه وقتی دعواش میکنم یکساعت گریه میکنه ضعف میکنه میگه مامانی بغلم کن مامانی دوستت دارم مامانی حرف نزن یعنی دعوام نکن دیگه نمیدونم چیکار کنم گاهی از کوره در میرم میکنم بعد واقعا ناراحت میشم ولی واقعا از بداخلاقی خسته شدم کلی وسیله و اسباب بازی داره هرجا بریم وسیله و اسباب بازی به های دیگه رو میخواد غش میکنه از گریه