۱۲ پاسخ

قربونی طوری نیست میتونین بخورین حتی به 8تانیازمندبدین بقیش میتونین خودتون مصرف کنین
امااگه بچه رومیخاین باهاش عقیقه کنین نبایدبخورین وحتی استخوناشم نبایدشکسته بشن ویه سری احکام دیگه داره اوناهم واجب نیستن ولی بهتره انجام بدین

مگه میخواین عقیقه کنین؟؟
عقیقه رو آره فک کنم نباید بخورن
وگرنه قربونی و نذری فک نکنم اشکال داشته باشه

برای عقیق من فهمیدم پدر ومادر نباید بخورن قربونی فکر نکنم مشکلی داشته باشه

اگه عقیقه کنین خیلی بهتره کله عقیقه خیلی بلاهارو دور میکنه

عقیق کلا داستانش جداست معمولا مساجد انجام میدن
استوخاهاشو دفن میکنن برای اینکه بچه از بلا به دور باشه
ولی اگر فقط واسه اتفاق دیروز گرفتید میتونید بخورید پخشم کنید

عقیقه میکنی خودت و شوهرت و پدرشوهر نخورن
قربونی میکنی همه میتونن بخورن

عقیقه نباید خودتون بخورید واستخون باید حتما دفن کنید.ولی نذر دیگه مشکلی نداره خودتون هم میتونید بخورید.قدیمیا یه قربونی بوده که نذر حضرت عباس میکردن تازه اونو میگفتن باید همه رو پخش کنی نباید تو یخچال بزاری

برای عقیقه شما و همسرتون نباید از اون گوشت بخورین

ماکه میخوریم ب فقرل بدی بهتر ولی میتونید بخورید

حقیقه

بلا به دور
کی میگه؟ مگه عقیقه میکنید؟
من نشنیدم همچین چیزی رو

ما که قربانی میکنیم برای بچه ما که می خوریم اگر حقیقت کردی نباید بخورین

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
از اونجایی که من به شدت تنهام دلم میخواد این حرف ها رو یه جا بگم، حالا چه کسی بخونه یا نه برام مهم نیست فقط میخوام بگم که دلم سبک بشه
الان که اذون میدادن کلی گریه کردم به حال بچم که مادری مثل من داره!
من افسردگیم از بارداریم شروع شد و بعد از زایمان واقعا تبدیل شده بودم به یه دیوونه تمام عیار! خیلی از همه لحاظ تحت فشار بودم، یه بچه ی سبک خواب، رفلاکسی که آلرژی هم داشت، وزن نمی‌گرفت و از طرف کسایی زخم زبون می‌شنیدم که اصلا نمیدونستن این مشکلات چیه! الان که فیلم و عکس های اون زمان رو نگاه میکنم میمینم اصلا هم بچم لاغر و ضعیف نبوده! از َرف دیوه رفتارهای خانواده همسرم و تفاوت های فاحشی که بین من و جاریم میزاشتن از بارداری بگیر تا....
خلاصه بعد از اینکه از شیر گرفتمش خیلی خیلی حالم بهتر شد،. تازه دارم خودم رو پیدا میکنم، اما رابطه ام با بچه ام روز به روز بدتر میشه، با اینمه اون دوران خیلی حالم بد بود اما تا یکسالگی سرش داد نزده بودم، حتی یه تشر کوجولو نزده بودم بهش، اولین دعوایی که باهاش کردم رو خوب یادمه، حتی بعدش انقدر دعواهامون کم بوده که همه یادمه سر چی بوده، برای تک تکشون بعدش از دلش درآوردم، اما این روزا خیلی مامان بدی شدم، با اینکه میدونم چقدر این دعواها بده، چقدر براش ضرر داره، چقدر دل مهربون و کوچولوش رو میرنجونم اما شدم یه مامان شیطانی که بازم اشتباهش رو انجام میده 😓
الهی بمیرم براش که امشب مثل ابر بهاری گریه میکرد و اومد جلوم و مظلومانه میگه مامان ناراحتی 😭😭 ناراحت نباش، باشه 😭😭😭
امشب کلی بغلم کرد و تک تک اجزای صورتم رو بوس کرد و آخرش هم دستم رو بوسید و محکم بغلم کرد. اونجا فهمیدم من چقدر پستم😭😭😭
مامان مهدیار🤱 مامان مهدیار🤱 ۲ سالگی
سلام خانوما
میشه بیاید هم غیبت کنیم 🫠🤭
هم راهنماییم کنید بینید من خانواده ی شوهرم (باباش ،مامانش ،ابجیش،مادربزرگ ،خاله و.....)خیلی خیلی توی امور بچه داریم دخالت داره
و اینکه توی خانواده ی پدری همسرم شیش تا پسر بچه ی هم سن هستن به فاصله ی چند روز چند روز که معمولاً با بچه ی من مقایسه میکنن به همین علت هم من رفت و آمدم رو خیلی کم کردم
مهدیار که بچه تر بود حساسیت داشت به پروتئین شیر خودم با اینکه خودم دوست نداشتم شیرخشکی بشه با کلی دردسر شیرخشکی شد هر شیری بهش نمیساخت همش مادر شوهرم می‌گفت بچه ی فلانی شیر مادر میخوره خیلی خوبه بچه ی فلانی وزنش فلانه
بچه ی فلانی پستونک نمیخوره
اومدم از شیر بگیرمش مادر شوهرم اینقدر گفت بچه گناه داره صبر کن و فلان هفته بعدش یکی دیگه از شیر گرفت دیگه جگرمو خون کردن هر تایمی منو دید گفت نگرفتی بچه رو فلانی گرفته
همیشه هم گیر میده به پتو و پستونک مهدیار که چرا نمیگیریش
مهدیار بیشتر از ناموسش پتو و پستونکش رو میخواد خیلی وقتها پستونک نمیخوره ولی باید کنارش باشه یا پتوش رو بو می‌کنه می‌خوابه مادر شوهرم همش میخواد از مهدیار این دوتا رو دور کنه
الآنم گیر داده به پوشک در صورتی که مهدیار اصلا همکاری نداره که بخوام بگیرمش چند روز پیش گفت دیگه بچمو از پوشک بگیرین همسرم گفت مهدیار خیلی وقتها خبر می‌کنه 😐😑
منم حرصی شدم گفتم چندبار خبر کرده که شاهد بودی؟! بخدا که یباری باید به زور ببرمش سرویس که جیش هم نمیکنه فقط آب بازی حالا شما جای من باشید چیکار میکنید و ری اکشنتون چیه
واقعاً کلافه شدم بیشتر هم از دست همسرم دلخورم اصلأ دلم میخواد خودم بزنم بکشمش😡😤


فرزند پروری
کودک
بچه
بارداری
زایمان