سلام خانوما
میشه بیاید هم غیبت کنیم 🫠🤭
هم راهنماییم کنید بینید من خانواده ی شوهرم (باباش ،مامانش ،ابجیش،مادربزرگ ،خاله و.....)خیلی خیلی توی امور بچه داریم دخالت داره
و اینکه توی خانواده ی پدری همسرم شیش تا پسر بچه ی هم سن هستن به فاصله ی چند روز چند روز که معمولاً با بچه ی من مقایسه میکنن به همین علت هم من رفت و آمدم رو خیلی کم کردم
مهدیار که بچه تر بود حساسیت داشت به پروتئین شیر خودم با اینکه خودم دوست نداشتم شیرخشکی بشه با کلی دردسر شیرخشکی شد هر شیری بهش نمیساخت همش مادر شوهرم می‌گفت بچه ی فلانی شیر مادر میخوره خیلی خوبه بچه ی فلانی وزنش فلانه
بچه ی فلانی پستونک نمیخوره
اومدم از شیر بگیرمش مادر شوهرم اینقدر گفت بچه گناه داره صبر کن و فلان هفته بعدش یکی دیگه از شیر گرفت دیگه جگرمو خون کردن هر تایمی منو دید گفت نگرفتی بچه رو فلانی گرفته
همیشه هم گیر میده به پتو و پستونک مهدیار که چرا نمیگیریش
مهدیار بیشتر از ناموسش پتو و پستونکش رو میخواد خیلی وقتها پستونک نمیخوره ولی باید کنارش باشه یا پتوش رو بو می‌کنه می‌خوابه مادر شوهرم همش میخواد از مهدیار این دوتا رو دور کنه
الآنم گیر داده به پوشک در صورتی که مهدیار اصلا همکاری نداره که بخوام بگیرمش چند روز پیش گفت دیگه بچمو از پوشک بگیرین همسرم گفت مهدیار خیلی وقتها خبر می‌کنه 😐😑
منم حرصی شدم گفتم چندبار خبر کرده که شاهد بودی؟! بخدا که یباری باید به زور ببرمش سرویس که جیش هم نمیکنه فقط آب بازی حالا شما جای من باشید چیکار میکنید و ری اکشنتون چیه
واقعاً کلافه شدم بیشتر هم از دست همسرم دلخورم اصلأ دلم میخواد خودم بزنم بکشمش😡😤


فرزند پروری
کودک
بچه
بارداری
زایمان

۱۲ پاسخ

فقط شنونده باش
و
فقط کار خودت بکن

اول از همه با همسرت صحبت کن روشنش کن ک هیچکس اندازه تو بچتو دوست نداره و نمیشناسه

بعدم اسیب های زیادی ک یهویی بچه رو از پوشک بگیری یا اینکه منبع ارامششو ک برای پسر شما پتو وپستونکه رو بگیری براش بگو

بعدم هر کاری ک صلاح میدونی بکن و ب مادرشوهرت بگو دکترش گفته اینکارو کنم
تمام

عدم توجه

یه گوش در یه گوش دروازه گاهی اوقات هم حاضر جوابی !!!یعنی اینکه بگی شماهم مادرشوهرت مدام اینارو گوشزد میکرد یا مادر من اصلا به این چیزا کار نداره یا هم میتونی رک بگی شما بچتو بزرگ کردی بزار خودم بچمو بزرگ کنم باخنده بگو اگه دل تنگ بچه داری شدی یکی دیگه بیار من اینجور مواقع اینا رو میگم

بگیر ب تخمدان چپت

چرا خودتو حرص بدی یبار جدی بگو کارارفتارای بچه من به کسی ربط نداره من دخالت نمیکنم تو زندکی کسی خوشمم نمیاد کسی دخالت کنه دیگه هیج وقت چیزی نمیکه ساکت بودن تا یجت جواب میده طرف پرو باشه نمیفهمه یه مسال از خاله یا هرچیز شوهرت بزن بگو فلان خرف راجب بچه من زده بگو خوشم نمیاد کسی دخالت کنه تو کیسه مادر شوهرت میوفته

هر کاری که خودت دوست داری انجام بده
مادرشوهرت بچه هاش و تربیت کرده اجازه بده بچت و هر جور دلت میخاد بزرگ کنی .شوهرتم بی خیال اهمیت نده

یک بار بگو میشه دخالت نکنید من مادرشم میدونم چی کی برای بچه ام خوبه خودم هواستم هست

من سر بچه اول اونقدر دخالت کردن سر هرچیزی شوهرم و پر میکردن و دعوا میکردیم اینکه چرا بچه چاق شده لاغر شده چرا شیر خشک میخوره چرا شیر خودتو کم دادی،،
سر دومی شوهرمم مم به شدت پشتمه خیلی زیاد. اونقدر که گفت به هیچکس ربط نداره هرکار خودت صلاح میدونی بکن و گفت بچمو بخاطر حرف بقیه اذیت نکن الانم هنوز از پوشک نگرفتم ولی از شیر خشک گرفتم و همچنان شیر گاو میدم.... شوهرم هیچ دخالتی نمیکنه به بقیه هم رو نمیده

خدا کمکت کنه با این همه دخالت کننده وای من عصابم نمی‌کشه ها گاهی پدرشوهرم تو بچه داری دخالت می‌کنه ینی مغزم سوت می‌کشه ها . اصلا خودت ناراحت نکن کار خودتو ادامه بده گلم بچه خودته صلاحش خودت می دونی پسر منم ینی عاشق پستونکشه خب چیکار کنم بچس دیگه یا میریم خونه پدر شوهرم میگه باز بزار یبار باز گزاشتمش ربد خونشون گفتم بیا

نمیدونم چی بگم، میفهمم چقد اذیتی؛ فقط میتونم بگم اکه میشه بگو چشم، ولی کار خودتو بکن؛ یا اینکه با خنده و شوخی و به آرومی جوابشون رو منطقی بده؛ مثلا بگو چون من ۲۴ ساعت پیش مهدیارم میدونم که بچم الان آماده ی از پوشک گرفتن نیست

یا مثلا بگو مامان جونم آخه بچه با بچه فرق میکنه، مثلا یکی زود راه میره یکی دیر، یکی زود حرف میزنه یکی دیرتر، یکی زودتر دندون درمیاره یکی دیرتر؛ از شیر گرفتن و شیر مادر یا شیرخشک خوردن و نحوه ی خوابیذن و از پوشک‌گرفتنم همینجوریه؛ هر بچه ای یجوره؛ حتی چندتا بچه ام که یه نفر داشته باشه میبینی اصلا بارداریشونم باهم فرق میکنه چه برسه اینجور چیزاشون

یادم رفت بگم اینو من ادمینم و وقت خیلی کمتری به نسبت خیلی هاتون دارم 🥴🫠

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
اگه احیانا قصد از پوشک گرفتن دارید،
خواستم بگم اصلااااا به این دلیل که فلانی و فلانی هم گرفتن ما هم بگیریم نباشه!
اینکه یه نفر مثلا اینجا گفت بچه ی من بی هیچ خطایی الان راحت جیش و پی پی رو خبر میده!
چون واقعا بچه ها با هم فرق دارن...
من فکر میکنم از احتمالا چهار پنج ماه قبل یا بیشتر بود که رز رو میبردم سرویس برای تعویض پوشک.
از همون موقع چمباتمه میزد.
ترس از پی پی نداشت، با جیشش اشنا بود، از سرویس نمیترسید وخیلی موارد دیگه که نشون میداد آماده س.
از حدودا یک ماه قبل هم توی سرویس مینشست جیش میکرد،
دوبار هم پی پی کرد‌.
من خودمم امادگی داشتم.
نجس شدن خونه برام مهم نبود، تو این یک ماه هم که میرفتیم سرویس خیلی وقتها مدتها مینشستم که جیش و پی پی کنه!
خلاصه که موقعیتش رو داشتیم.و خب شروع کردم با پیش زمینه قبلی ذهنی و جسمی ترک پوشک رو.
روز اول کلی خطا داشتیم‌
همون روز یوبست پیدا کرده بود از شانس بد،
خیار خورده بود و سردیش شده بود.
دیروز کمتر بود خطاها.یه بار هم نصفه نیمه دفع پی پی داشت تو سرویس.
امروز هم‌دوبار که حین بازی با پسرعموش بود و‌سرگرم‌ بود.
حتی امروز دوبار خبر داد که جیش دارم.
راستش بچه ای که مدتها با محیط سرویس اشنایی داره این دوروز تو سرویس هزار جور بازی میکنه خودش، آب بازی که سرآمدشه!
در حالیکه راستش فکر میکردم دیگه قرار نیست تو سرویس به همه جا دست بزنه و‌ اداهای دیگه!
خلاصه فقط خواستم بگم، تا میتونید آمادگی ایجاد کنید و فکر نکنید یه باره پوشک رو دربیارید و تموم!
البته باز هم میگه، بچه با بچه فرق داره!
مامان رایان مامان رایان ۳ سالگی
سلام شب همگی بخیر
چیکارا میکنین؟
ما دومین بازی امروز رو انجام دادیم مادر و پسر نوبتی باهم و خیلی باحال بود
با حلقه ، توپ ، بالش و صندلی بازی درست کردیم
دوتا دوتا بالش هارو پیش هم گذاشتم و وسطش فاصله گذاشتم
و هر طرف بالش ها حلقه و روی یکی از حلقه ها توپ و آخر بالش یه صندلی
اینجوریه که کودک می‌ره روی بالش و توپ رو از روی حلقه بر می‌ذاره میذاری روی این یکی حلقه ای که توپ نداره ( توپ هارو جا به جا می‌کنه)
بعد وسط بالش که فاصله هست رو اون فاصله رو باید بپره روی اون یکی بالش و در آخر از زیر صندلی رد بشه دو باره از اول
که ما نوبتی انجام دادیم و اگه دو سه تا بچه باشه خیلی خوب میتونن انجام بدن و نوبت رو یاد بگیرن نبود هم که کودک با والدین می‌تونه انجام بده 😊🤗
بعد چند دور بازی دیگه رایان سیستم بازی رو عوض کرد خسته شد صلاح دید ی مدل دیگه بازی کنه 🤣😅
فک نکنین که رایان همه ی بازی هارو قشنگ با حوصله و مرتب انجام میده ن با کلی چالش انجام میده و چندبار توضیح میدم میگم توپ رو جا به جا کن یا بپر
یادش که می‌ره میگم بیا از اول انجام بده یا خودم انجام میدم یادش میدم ، خلاصه بازی با بچه ها مستلزم صبر و حوصله ی والدین هستش 🫶🤗
الآنم رایان خسته شده از بازی کابینت قابلمه رو ریخته بیرون منم دارم برای شام کوکو سیب زمینی میپزم به دستور شازده که میگه من کوکو دوس😍😆😊