۸ پاسخ

عذرمیخوام
سوراخ شدن کیسه اب چه علائمی داره؟
چه بویی داره؟چه مقدار هر بار خارج میشه؟
چسبناکه یه مقدار یا نه دقیقا مثل ابه؟
میخوام ببینم منم سوراخه کیسه ابم یا دارم اشتباه میکنم

خب ادامش

دوست من ۷سانت شده بود درد نداشت اخر چون بند ناف بچه اومده بود پایین سزارینش کردن

وایی خوش به حالت
من که دوسانت شدم مردم و زنده شدم وای به حال ۶ سانت بودنم وایییی

وای چ خوب

عزیزم چه جالب خداروشکر اذیت نشدی

از بعد زایمانتم بگو عزیزم

وااای خوشبحالت که تا ۶ سانت درد نداشتی

سوال های مرتبط

مامان ✨سوینم🫀🧿✨ مامان ✨سوینم🫀🧿✨ ۹ ماهگی
مامان حبه ی قندم✨🔗♥ مامان حبه ی قندم✨🔗♥ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمانم🎀

ساعت ۱۲و نیم شب بوود را افتادیم بریم بیمارستان خیالم راحت یود خونه تمیز همه کارامم کرده بودم شوهرم منو از زیر قرآن رد کرد و اومدیم سوار شدیم ی حسی میگفت ک میرم با نی نی برمیگردم از یطرفی هم درد نداشتم میگفتم خدایا برنگردم بدون نی نی دیگ خسته شدم از انتطار دل تو دلم نبود فقط ببینمش خلاصه رسیدیم اول بیمارستان بهارلو نامه رو نشون دادم گفتن درد داری گفتم نه گفتن بستری نمی‌کنیم که یا کیسه آبت پاره شده باشه بستری میکنیم یا درد داشته باشی بد گفت بشین تا صدات کنم بیای معاینت کنم اومدم بیرون ب شوهرم گفتم بیا بریم بیمارستان اکبرآبادی با اینکه خیلی بد تعریف کرده بودن ازش ولی گفتم برم خودم ببینم چجوری رفتیم اونجا ک گفتم اینجوری دکترم نامه داد گفت برو هرجا خواستی بستری شو و س سانتم فقط ی کم شکمم درد میکنه گفت اینجوری ک بستری نمیشی گقتم دکترم گفتم تا ۴ صبح امشب دیگ کیسه آبم پاره میشه🤣گفت چقد مطمعن!!بد گفتم الان چیکار کنم برم گفت نه بشین مدارکت بده تا دکتر بیاد معاینت کنه
مامان ایهان‌وارغوان مامان ایهان‌وارغوان ۲ ماهگی
پارت دوم طبیعی
یهو ازم آب ریخت شوهرمو بیدار کردم گفتم کیسه ابم پاره شد دردامم رفته بود نزدیکتر شد هر پنج دقیقه شده بود دیگه حاضر شدم خوبه وسیله هامو مدارکامو آماده کرده بودم برداشتیم پسرمم خواب بود برداشتیم رفتیم دنبال مامانم نیم ساعت طول کشید بعدش رفتیم سمت بیمارستان نیم ساعت دیگ یعنی یساعت تایم برد تا رسیدم بیمارستان شیش ده دقیقه بود رفتم تو زایشگاه معاینه کرد گفت آره کیسه ابته سه سانتی دیگ انژوکت وصل کردن لباس دادن بهم بستریم کردن رفتم تو اتاق زایمان آن اس تی وصل کردن دردام یهو رفت زیاد شد نتونستم تحمل کنم همش جیغ میزدم رو پهلو شدم که پرستار اومد گفت رو پشت بخواب درداتو ثبت کنه بذارم تو پرونده پشت میخوابیدم دیوونه میشدم کمرم اصلااااا درد نداشت فقدد زیر شکممم وای نگم از دردش با پا درد جیغغغغغ میزدم میگفتم مامان بعد گفت بگم مامانت بیاد گفتم اره مامانم اومد منو تو اون حال دید گریه کرد گفتن ما گفتیم بیایی تو ارومش کنی به هرحال مامانم کمرمو می‌مالید ولی هیچی از درد کم نکرددد نمی‌دونم مامانمو فرستادن کجا که رفت بیرون اومد معاینه کرد شده بود چهار سانت گفتم کی زایمان میکنم گفت تا نه صبح
مامان panah🧿❤ مامان panah🧿❤ ۶ ماهگی
پارت زایمان 2
14فروردین روز جمعه بود مادرشوهرم گفت نریم روز تعطیل عه اما شوهرم گفت اذییت میشع شبا نمی تونه بخوابع ببریم خلاصه اومدم بیمارستان معاینه کرد گفت 2/5
هسی چون 40هفته و 3روزی بستری میشی خلاصه بستری کردم رفتم یه امپول فشار زدن و قرص دادن اما تاثیر نکرد دو باره یع امپول فشار زدن ولی من انقباض کم داشتم با دو تا آمپول فشار شدم 3سانت دکتر اومد گفت کیسه آب شو بزنید با اینکه زایمان اول هس فک نکنم بتونه طبیعی زایمان کنه بدون درد من خیلی ترسیدم کیسه آبمو ساعت 10و 30زدن همچنان من تا تزدیک ساعت 12دردی آنچنانی نداشتم بعد اون یهو درد گرفت مردمو زنده شدم
ساعت 4صبح بود دیگ درد امونم بریده بود گفتم بی دردی بزن بیشرف گفت تو تازع 6سانتی نمیشه گفتم بزن درد دارم قبول نکرد و درد من خیلی شدیذ بود چون بدون درد کیسع آب مو زد خلاصه ساعت تقریبا نزدیک 6گفت همون 7سانتی گفتم تو را خدا بگو بی دردی بزنن گفت الان زنگ میزنم بماند ک من از موقعی که بستری شدم کلی ورزش و روی توپ رفتم دکتر اومد بی دردی زد و رفت
مامان 🐣♥️ مامان 🐣♥️ روزهای ابتدایی تولد