۷ پاسخ

ای جانم💓
ان‌شاالله سلامت باشید هردو مامان و گلپسری😍

عزیزم من حس میکنم خیلی زوده برای مهد
اگه شاغال نیستی و مجبور نیستی گاهی برای یکی دوساعت استراحت پیش خانواده بزار
مخصوصا اگه رده سنیشون جدا نیست و با بچه های بزرگتر از خودش تو یه کلاسن بیشتر درموردش فکر کن

اره به مربی بگو
اریا هم از صبح تا ظهر فقط یک تخم مرغ آب پز اونم نصف خورده بود ساندویچ رو برگشتن تو ماشین خورد، خودشون یادشون میره مربی باید یادآوری کنه برای تغذیه میان روز

پوشکش هم عوض میکنن ؟

نگران نیستی که یوخت بد رفتاری کنند من خیلی لازم دارم مامانم حس میکنم اذیت بعضی وقتا میزاریمش اونجا چجوری مطمئن بشیم خوبن با بچه درست رفتار میکنند یوخت آسیبی بهشون نزنن

چقد خوب
جایی هس ک بچه این سنی قبول کنن
هزینش چقدره
منم دوس دارم شاهان بره گاهی

چندسالشه؟

سوال های مرتبط

مامان تیارا مامان تیارا ۲ سالگی
#تجربه👌

یکی از مراحل مهمی که تیارا باید می‌گذراند از *شیر گرفتن*بود‌.🍼
که خدا هزارمرتبه شکر با کمترین اذیت الان دوهفته است که جدا شده.🥰
من شیر دهی از صبح که بیدارشد و صبحانه خورد قطع کردم تو طول روز با بازی و خوراکی های که دوست داشت سرگرمش میکردم. ناهارو شامش بطور کامل می‌خورد.
شب اول موقع خواب خیلی بهونه گرفت و گریه کرد منم بردمش داخل حیاط تو بغلم گردوندمش تا ساعت یک تا خسته شد آوردمش گذاشتمش روی پام تکونش دادم و خوابوندمش. نصف شب که خوابش عمیق بود بهش شیر دادم اما دوباره بیدارشد که اون لحظه ی لیوان آب دادم خورد و دوباره خوابید.
تو طول روز اصلا بهونه شیر نمی‌گرفت چون دائم خوراکی گذاشته بود روی میزی که دستش میرسه هروقت گشنه اش میشد میرفت خودش برمیداشت میخورد‌.
تنها سختی من ۳شب اول بود که دائم تو خواب بیدارمیشد و دنبال سینه ام می‌گشت که منم با آب یا آبمیوه داخل لیوان جوابش میدادم.
روی نوک سینه ام چسب مشکی چسباندم که وقتی میدید میگفتم زخم شده و سر یک هفته کلا شیرخوردن فراموش کرد.😅🤱🏻
#شیرمادر
#شیردهی
#مادرفرزند
#شیرخوار
#پوشک
مامان تیام مامان تیام ۲ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک

تجربه خیلی سخت ازشیرگرفتن پسرم
روز اول صبح که قطره تلخک رو زدم گذاشت دهنش سریع دراورد دیگه نخورد گفت ماما ممه اَع تاخواب ظهر چیزی نفهمید تو خواب ظهر یه کوچولو گفت ممه بعد پستونک گذاشتم دهنش خوابش برد جالب اینجا شیرگاو یا پاستوریزه رو هم نخورد
به شب که رسیدیم بدتر شد تا ساعت ۲بی قراری و گریه بزور بالاخره خوابید ولی امروز صبح ساعت۶/۳۰بیدارشد یکسره گریه کرد تا۹/۳۰ بعد یه ساعت بازی کرد نصف شیرموز خورد بعد مجبور شدم سینه هامو بدوشم خیلی ناراحت بودم گفتم دوباره بدم ولی به هیچ عنوان لب نزد فقط باهاش بازی میکنه لپشو گذاشت رو ممه ساعت ده و نیم صبح خوابید تا ۱/۳۰ظهر بعد بیدار شد یکم غذا خورد رفتیم باغچه تاساعت ۷بازی کرد بعد تو ماشین بهم گفت ممه دراوردم دوباره لپشو گذاشت روش خوابید تاالان که هنوز خوابه
فقط مشکل اینجاس جاگزین نمیکنه چیزی رو واین خیلی بده فعلا یه دونه شیرخشک گرفتم ببینم میخوره شبا بجاش بدم خیلی روزای سختی هست😑😮‍💨😓