۹ پاسخ

ربطی به ابرو نداره
بچس
چه میفهمه ابرو چیه
سنشه دلش میخواد بازی کنه همش تو پارک
اونیم ک بخواد فکر بیجا بکنه عقل درس حسابی نداره
نگو ابرو نذاشته برام هنوز سنی نداره ابرو داریو بفهمه
گریه میکنه محلش نکن برو براش بستنی بخر

چقد تو منی

پسر منم همینه عزیزم من دیگ تنها پارک نمیبرمش

دقیقا مثل دختر من
ماهم خونمون کنار پارکه
میبرمش ولی وقتی میره دگ برگردوندنش کار حضرت فیله

من ازهمون اول ک دخترمومیبردم ازقبل بهش اطلاع میدادم میگفتم تا ده تادیگه بایدبازی کنی بعدبریم تا۱۰واسش میشمردم اونم میومد.بعدی مدت باهاش مسابقه میذاشتم میگفتم بدوبریم ببینیم کی زودترمیرسه ب ماشین تاحالاش ک جواب داده بعدونمیدونم

خواهر پسر منم دقیقا اینجوری اصلا نمی دونم چیکار کنم هر طوری بهش میگم و س گرمش منم متوجه نیست بکوب گریه میکنه تابستون پارک میرفتیم همین داستان و داشتیم الانم همین جوری سر هر موضوعی

براش از این تابا بخر که داخل خونس

ماهم میریم پارک موقع برگشت مکافات داریم دلش میخواد بمونه و بازی کنه

پسرم منم یه مدت همینجوری بود دوهفته فقط شبا با ماشین میرفتم بیرون دگه از سرش افتاد.

سوال های مرتبط

مامان عزیزکم💙 مامان عزیزکم💙 ۲ سالگی
لطفا اگه چنین تجربه ای دارید کمکم کنید والا کلافم اعصابم خرابه....
ما با داداشم اینا تو یه منطقه ایم ساختمونمون تو یه کوچس سر کوچه هم فضای سبز و سوپری اینا هست برادرم دو تا دختر داره دیگه هوا ها خوب شده یا با دوستاشون تو کوچه یا تو پارک... پسرم حوصلش سر میره میگه بریم سر سره بازی یا گاهی میریم فروشگاه خرید داریم یا اصلا میخواییم بریم بیرون بچه های برادرم میبینه مثلا نیم ساعت اینا کنارشون وایمیستیم میگم بریم دیگه یا اونا میخان برن شروع میکنه به زر زدن گریه و جیغ اعصابم خراب میشه هر بار هربار گریه میکنه ممکنه تو روز ۳ دفه ببینه اونا رو زر میزنه هر بار یک ساعت یا حتی از پنجره هم میبینه گریه میکنه میگه بریم پیششون میریم پیششون خب اونام بچن با دوستای خودشون مشغولن ده دقه با پسرم وقت میگذرونن بعد میرن با دوستای خودشون بازی میکنن بدو بدو میکنن بچه من حرص میخوره جیغ میکشه پاشو میکوبه زمین میگه نرن🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️والا کلافم نمیشه از خونه اصلا بیرون نبرمش که بچه تو خونه کلافه میشه پنجره باز میکنم صداشون میاد
ینی فقط پشت سر اونا گریه میکنه والا رد دادم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
اونام گاهی خسته میشن بهش محل نمیزارن این جیغ میکشه دندوناشو رو هم فشار میده دستاشو مشت میکنه میزنه تو صورت....چیکار کنم چطوری از سرش بندازم اونا رو
فکرم اینا فقط خونمو بفروشم از این منطقه برم دیگه جلو چشمم نباشن حس میکنم اثرات منفی دارن رو بچم میزارن انگار دارن عصبیش میکنن اگه تجربه ای دارید بگید
مامان هانا کوچولو مامان هانا کوچولو ۲ سالگی
یعنی بعد ۴ ساعت به حدی اعصابم خورده
دخترم عاشق بچه هاست یعنی هر بچه ای رو ببینه بوس میکنه ناز میکنه
امروز رفتم پارک دخترم رفت بالای سرسره سوار شه یه بچه سه ساله جلوی سرسره نشسته بود هر چی گفتم عزیزم جیگرم بیا پایین به من می‌گفت نمیخوام پدر ومادرش هم دقیقان بغل دست من وایستاده بودن یهو بلند شد یکدفعه یه مشت کوبید تو پیشونی دخترم من یه لحظه هیچی نگفتم گفتم الان بابا مامانش میگن نکن دیدم بعد مشت دستش وبلند کرده یه سیلی این سمت صورت دخترم یکی اون ور یعنی اون صحنه به حدی عصبی شدم نه به خاطر بچه از اینکه پدرومادر دارین میبینین اون حالیش نمیشه شما که حالیتون میشه دخترم کلان گرخیده بود فقط نگاش میکرد یکدفعه داد زدم گفتم نکن دید تا سرش داد زدم برمیگرده به مامانش میگه مامان نی نی سرم داد زد گاوه مامانش گاوه نی نی هم گاوه
مادر پدر ه عین خیالشون هم نبود رفتم بچه مو گرفتم بردم خانه بازی آوردم خونه
آخه به این جور پدر مادرها آخه چرا انقدر بی فرهنگ هستن درسته بچه حالیش نیست نمیفهمه اما تو داری این صحنه رو با چشمت میبینی که بچه ات داره یکی رو میزنه یعنی واقعان کلمه یه نکن از دهنشون در نمیاد باز اینجور موقع ها پدر مادر نباشن خوب میگیم نبودن ندیدن بچه رو کنترل کنن بچه هم حالیش نمیشه عیب نداره اما باشن و شاهد موضوع باشت هیچی نگن خیلی درده
من خودم تا به امروز یه انگشت به دخترم نزدم پیشونیش رو چنان مشتی زد هنوز قرمزه