۱۵ پاسخ

هفته پیش عروسی دختر عمم بود دوشب اونجا بودیم نوه ی عموش ۴ سالشه دختر رودار مدام پسرمو میزد و هول میداد دوبار اخم کردم دیدم مامانش و مامانش بزرگش هیچی نمیگن میخندن دفعه سوم محکم گفتم این وحشیو نگه میدارین یا بزنم بمیره ؟ گفتم دفعه دیگه دستش به بچه من بخوره میزنم دستش می‌شکنه ها نگهش دارین سر بچم با هیشکی شوخی ندارما
یعنی دوروز دختره سایه منو میدید فرار میکرد
توام محکم جلوی همه وایسا نذار اذیتت کنن

عزیزم دفعه بعدی ک خواستن بیان ردشون کنید بگید خونه نیستیم چن سری اینجور کنید دیگ نمیان

دقیق میفهممت چطورین منم پسر عموی شوهرم یه شب امده بودن دوتا دختر داره یکی چهار ساله یکی شیش ساله کل اسباب بازیای دخترمو گرفته یودن نمیدادن دخترن بازی کنه هیچ هولش میدادن یا نیشگون میگرفتن چند باری خودمو کنترول کردم که سیلی نزنم بهش ننه باباشم انگار نه انگار حالا ننشون میگفت اینقدر غذا نده به بچت بزار قدش رشد کنه🤦🏻‍♀️
خونم که به گند کشیده شده بود کل تخت خودمونو بچم شده بود تخمه و پوفیلا کل شبش نخوابیدم فقط جارو دسمال دستم بود خونه ترکیده بود
دو بار دیگه زنگ زدن گفتن میایم شوهرم گفت خانومم نیستش دیگه نیومدن خداروشکر

چرا جواب ندادی که پسر پنج ساله تربیتش از خودش عزیز تره تا بچه ای که هنوز دوسالش نشده و خوب رو از بد تشخیص نمیده؟

سکوت میکنم گلم حرفی ندارم در برابر این صبر🤐🤐🤐

من بودم پاره اشون میکردم

من اینجور موقع ها نمیتونم دوام بیارم اعصابم بهم میریزه یکی اشک بچمو دربیاره دواش میکنم. با صدای بلند سرش داد میزنم ک چرا میزنی

واي اول صبحي چقدر خرص ميخوردم يكي ميخابوندي دم گوش توله شون اگر اعتراض ميكردن ميگفتي تربيتش از خودش عزيز تره وقتي ننه بابا شون دوست دا ن وحشي بشه وظيفه اطرافيانه اهليش كنيم

دوبارمحترمانه بپیچون تابه خودشون بیان

چجوری میتونید چیزی نگید 😂 من نزدیک بچم میشن با نگام میترسونمشون برامم اصلا مهم نیست

بچه خواهر شوهر منم شدیدا حسوده هروقت بیاد انقد پسرم گریه می‌کنه . به هرچیزی که حساسه از قصد می‌ره دست میزنه 5 سالشه ولی هروقت بچمو اذیت کرده شوهرم بدون رودرواسی داد زده سرش و اخم تخم کرده

وا تو دیگه کی هستی ،یعنی نشستی نگاه کردی ؟

واا چقد پررو میگفتی دیگ به دیگ میگه روت سیاه بچه ی خودت تربیت نداره همش میزد .اینم گریه میکرد .ن تنها بچه ی بی ادب و پررویی بوده ننه بابای پررویی داشته

وای خدایا،میگقتی بچه ۲ ساله تربیت هنوز حالیش نمیشه،اما پسر ۵ ساله تربیتش معلومه،رفت و آمدتو قطع کن،طفلی بچت چه حرصی خورده

خب سریه بعد درو باز نکنید با شوهرت یکی باش بگو‌ما زود می‌خوابیم خداروشکر رسم شب نشینی تو فک و فامیل ما افتاده

سوال های مرتبط

مامان نی نی. مامان نی نی. ۲ سالگی
چقدر مادرشوهرم( عو. ضیه )منو مادرشوهرم تو یه حیاطیم برادرشوهرم اینا خونشون دوره چند ماهی یکبار میان اینجا بعد دو روز بود برادرشوهرم اینا اومده بودن خونه مادرشوهرم دیشب مادرشوهرم بچم داشت گریه میکرد یهو دیدم اومد خونمون ۱۱ شب بچمو برد گفتم نبرش گفت هیچکی خونمون نیست خودمو باباتم یعنی پدرشوهرم بعد چند دیقه دیگ من رفتم پسرمو بیارم دیدم برادرشوهر اینام اونجان من دوست ندارم بچمو وقتی کسی خونشونه برداره ببره باید با خودم ببرمش نمیدونستم اونام اونجام وگرنه زودتر میرفتم پیش بچم اخه برادرشوهرم سه تا بچه داره خیلی بچمو اذیت میکنن و حرصوش کردن رفتم اونجا بعد پسر برادر شوهرم دیدم پسرمو هل میداد مینداختش زمین اون بزرگ تره بعد من هیچی نگفتم سه سال از پسر من بزرگ تره بعد دخترش که اونم فک کنم ۶ سال بزرگ تره پسرم داشت صورتشو ناز میکرد جاریم گفت عه دست نکنی تو چشم دخترم خیلی بهم بر خورد چون بچم اصلا نمیخواست دست کنه تو چشمش اومدم خونمون خیلی اشک بچمو هی درآوردن داشت پسرم تو خونه خودمونم هی گریه میکرد دوباره مادرشوهرم اومد انگار ن انگار من مادرشم مادرشوهرم تا بچه گریه میکنه میدوعه میاد بعد به مادرشوهرم گفتم از اونموقع کع خونه شما بودیم داره گریه میکنه گفتم پسر عموش هی هلش داد و اذیت کرد بخاطر اون بود الان هی بچم بیقرار شده برگشت گفت کمتر زر بزن میخوای برداری شوهرتو برادرشوهرتو خراب کنی ذاتت خرابه اینا بچه ان حالشون نیست خب اگه بچن پس بچه منم بچس جاریم زودی میگ دست نکنی تو چشم بچم پس چرا به جاریم چیزی نمیگن ؟