خانمای عزیز
طبق تاپیک قبلی دیروزم من شربت پدیابست اسلیپ گرفتم
.
از شانسم دخترم عصر کمی از ۴گذشته خوابید شش وده دقیقه یا یه ربع گذشته بیدار شد
قبل شام یه سوسیس خام خورد(نمیدم بهش،چون تو نایلون خریدم دیده بود برداشت)
۹شب از پدیابست اسلیپ دادم(روش نوشته بود ۵میلی من محض احتیاط واسه اولین بار ۲/۵ دادم)

شام نیمرو دادم بهش و نصف استکان خودش که کوچولوئه دوغ خورده بود
.
بعد نیم ساعت کم کم خواب‌آلو شد و کمی نق میزد..گفتم شاید خوابش میاد واسه همینه نق میزنه
ولی تا ۱۰شب گاهی حالت گریه مانند میکرد یا نق میزد.چشماش بسته میشد ولی بعد باز میکرد و باز نق میزد......۱۰شب رو گذشته کم کم خوابش برد
تو خواب وول میخورد و حالت گریه داشت(خیلی عذر میخوام اینو میگم"کمی هم باد ول کرد" چندين بار تکرارکرد تو خواب)
بعد اینکه باد در کرده بود تو خواب و بیداری از ساعت ۱۱شب آروم گرفت و دیگه گریه و نق نداشت
۹صبح بیدار شد و کاملا پرانرژی بود
قبلا هم گاهی که زود می‌خوابید و صبح ۸یا ۹ بیدار میشد حالش به شدت خوبی امروز نبود
شوهرم به خاطر گریه و بیقراری دیشبش میگه نده دیگه.....شما بگید!! الان من بدم یا نه؟؟
حالت دیشبش به خاطر ساعت بیدارشدنش و خورد و خوراکش نبوده باشه؟؟
ممنون میشم راهنمایی کنید

۵ پاسخ

فکر کنم چون عصر خوابیده شب که شربتا دادی هم خوابش گرفته هم نمیخواسته بخوابه که اینجوری شده
بنظرم ۴_۵ روز بده بعد تصمیم بگیر

منم می‌خوام بدم موندم چی کار کنم
دختر من زودتر از ساعت ۱ نمیخوابه

یه چیزی یادم رفت پیام قبلی بنویسم ، شربت های خواب اور مخصوص بچه ها جوری نیست که بچه بهش عادت بکنه.
پس نگران نباش برای تنظیم خوابش با خیال راحت بده
ولی حتما همیشه سر یه ساعت مشخص بده حتی اگه مهمونی بودی تا بدنش عادت کنه به اون ساعت خوابیدن
پسر من چون همیشه ظهرا ۴ تا ۶ میخوابید من شربتشو ساعت ۱۱ میدادم که تا ۱۱ و نیم اثر کنه و بخوابه دیگه نهایت ۱۲ میخوابید
قبل شربت همیشه ۴ـ۵ صبح حتی شده بود ۷ صبح می‌خوابید خواب شب اصلا نداشت
دوره شربتش سه ماهه بود من یک ماه یک ماه و نیم دادم درست که شد قطعش کردم

ببین شربت های خواب آور هرمدل و مارکی که به بچه بدی تا یک هفته اول بی قرار میکنه بچه رو چون بدنش عادت نداره،من تجربه شربت خواب اور داشتم میدونم البته که زیر نظر پزشک بهش دادم، بعد دیدم بی قراری می‌کنه کلی تحقیق کردم دیدم کلا همین مدلیه یه هفته تا ده روز بچه رو بی قرار می‌کنه بعد بازم اروم نگرفتم از دکترش پرسیدم گفت طبیعیه نگرانی نداره.
دوره اشو کامل بده نتیجشو میبینی و لذت میبری😍☺️ خدایی بچه که خوب می‌خوابه مادر ارامش میگیره.

عزیزم این نظر منه البته ولی بنظرم بهتره به دارو عادتش ندی اینا آرام بخشن یه جورایی هر کس هم بگه نه مشکلی نیست من قبول نمیکنم اون علائم ها به خاطر همون شربت بوده چون خواب آلودش کرده بعدا بهش عادت میکنه نگو که مثلا این مارک خوبه این طور نمیشه به هرحال داروی شیمیایی هست دختر من سر خواب خییییلی منو اذیت کرده ولی من هیچ وقت دارو ندادم مثلا میگفتن یکم آستامینفن بده بخابه ندادم

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
خب امروزو میزارم جزو بدترین روزای زندگیم

بچم صبح زود خواب بد دید بیدار شد با گریه و نتونست دیگه بخوابه ، دیگه تا ظهر یک سره نق نق و بهونه ، حین نق زدنش سعی میکردم بازی کنم باهاش حواسشو پرت کنم کارامم بکنم ، دیگه تا ظهر که فقط گریه و نق ،ظهر زود نهارشو دادم خوابید ولی خیلییییی زود بیدار شد باز ، عصر بردمش بیرون یکم با بچه ها بازی کرد حالش بهتر بود خوب بود ، اومدیم خونه لباساشو در نمیاورد نق و گریش شروع شد ، خودشو خیس کرد گفت بکن ، کندم لخت مادرزاد میچرخید برا خودش ، بعد از رو مبل با صورت خورد زمین نصف صورتش کبود شد ، ارومش کردم ، خواستیم بخوابیم میخواستم لباس بپوشونم نمیپوشید لختی میخواست باشه ، دیگه به زور پوشوندم گریش شروع شد تااااااا یک ساعت و نیم بعدش فقط جیغ زد و گریه کرد و ..... میگفت نخوابیم ، لباس نپوشیم ، دسشویی نرو ، جورابامو پام کن
دیگه جوراباشو پوشوندم دستشو فشار دادم با حرص گفتم ببین دیشب گریه کردی گفتی نخوابیم ولی خوابیدیم ، امشبم گریه میکنی نخوابیم ولی بازم میخوابیم ، فردام اگه گریه کنی بگی نخوابیم بازم میخوابیم چون شب وقت خوابه ، باید بخوابیم ، لختم نمیتونی بخوابی ، دسشوییم هرکی داست باید زود بره ، باز دو ساعت گریههههه اخر سر گفت مامان کارت بد بود دستمو فشار دادی ، داد زدی ( که البته داد نزدم ولی با لحن تند صحبت کردم )
گفتم اره مامان عصبانی بودم چون دسشویی داشتم ولی تو گریه کردی که نرو و اینا ، کارم بد بود معذرت میخوام، بعد پرسیدم کار تو خوب بود گریه کردی جیغ زدی انقدر ؟
بعد دوباره کلی گریه کرده ، که حواسشو با برنامه کودکا و داستانا و اینا به زور پرت کردم ، دسشویی رفته اومده از حال رفته از بس گریه و جیغ زد
مامان گوجه سبز مامان گوجه سبز ۲ سالگی
امشب چه شب بدی بود من صبح بعد دو ماه اومدم دوباره شیر گاو تست کنم ببینم بهش شاید بسازه این دفعه ،بهش صبح شیر دادم امشب شوهرم سرکار بود گفتم پاشم تا میاد دو استکان واکتز بزنم واکتز ریختم داخل نلعبکی،گوشیم زنگ خورد لیوان گذاشتم تو همون ظرف که تمیز بشه برم جواب بدم یه دقیقه صحبت کردم رومو برگردونم دیدم دخترم لیوان داخل واکتز کرده دهنش ولی نلعبکی دست نخورده بود سریع از دهنش گرفتم و چیزی تو لیوان نبود ولی همون دقیقه آورد بکم بالا بعد انقدر ترسیدم بهش شیر دادم خودش هم ترسیده بود نمیخورد شیر دهان باز نمیکرد با سرنگ دادم سریع هر چی خورده بود آورد بالا حالا نمیدونم واکتز خورده یا نه یا شاید یه قطره خورده باشه سریه زنگ ز دم اورژانس گفت اگه خون تو استفراغ نباشه یا گریه وجیغ نزنه مشکلی نیست ولی میخوای باز به دکتر نشون بده حالا شوهرم خسته اومد خونه بگذریم که با مادرشوهرم با ترس بهش گفتم خسته بود دیگه گند شد حالا دخترم از اون موقع خیلی خوب بود نه گریه نه هیچی اما نمیدونم ترسیده یا شاید جایش میسوزه شام نخورد شیر خم نخورد شیر میبینه فرار میکنه کیک هم یکم گذاشت دهانش نتونست بخوره به شوهرم گفتم ببریم دکتر گفت نه احتمالا نخورده وگرنه آروم نبود با خودش بازی نمیاد اینم بگم موقع خوابیدن یکم نق نق میکرد حالا نمیدونم از همون شیر که صبح تست کردم یا قضیه شب چون دوماه قبل شیر گاو دادم شبش خیلی اذیت کرد دیگه امشب استا دادم راحت بخوابه اما خیلی میترسم اگه فردا هم این بچه هیچی نخوره یا گریه کنه یا هر چیزی شوهرم پدر درمیاره فقط دارم امام ها صدا میزنم به خیر بگذره هم بچه زجر نکشه هم شوهر احمق دیوانه نشه همیشه حواسم به همه چی بود امروز نمیدونم چرا غافل شدم 😭😭😭😭😭😭