۹ پاسخ

چه ربطی داره عزیزم اگه بخوان وام بدن به همه مامانا میدن
بعدشم تو ماما همراه داشته باش تحت نظر یه دکتر متخصص هم باش کافیه اونا اونجا هواتو دارن تو بری شهر دیگه
برای خودتم سخت میشه هم مامانت که خواهر بردار کوچیک هم داری با این وضعیت نمیتونه بیاد پیشت اون دیگه به پرستارایه بهش بستگی داره چه طور بهت برسن
من برای دردام دوتا بیمارستان بستری شدم دوتایشونم دیدم چه طور توجه میکردن اوت به پرستار ربط داره وگرنه به بیمارستان نیست یه پرستار باهات خوبه یکی نه اخلاقشع سگه
فقط موقع زایمانت باید ماما همراه داشته باشی اونجا موقع زایمانت بهت بیشتر توجه کنه

منم شهرم خودمون دکترا اذیتم کردن میرم یزد سزارین که شدم بر میگردم شماهم برو بیرجند زایمان بعد از ترخیص برو زاهدان

ب نظر خودم
بری پیش خانواده خیلی بهتره. درسته بچه مدرسه ای داره ولی هر چی هست
هوای تو رو داره بیشتر از مادرشوهرت

ببین کجا راحتری ما انگار رسممومه اول دختر میره خونه خودش مادر میاد ۱۰ روز بهش رسیدگی میکنه بعد ک یکم بهتر شد میبرش خونه خودشو

من بودم پیش مامانم زایمان میکردم وای ادم روزای اول اصلا مخصوصا بچه اولش باشه با خونواده شوهرراحت نیست مخصوصا بچه اول که باشه

سلام موقع زایمان با مادرتون برید بیرجند به سلامتی زایمان کنید یه روز بعد زایمان برگردید

اینجوری که میگی بنظرم پیش مامانت باشی زاهدان آرامش و راحتی و رسیدگی بیشتری داری

هیچ جا خانواده خود آدم نمیشه

عزیزم زاهدان زابمان کن

سوال های مرتبط

مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو ۲ ماهگی
سلام مامانا تایپیک قبلی و پاک کردم گفتم اینجا یه توضیح کامل بدم من پارسال ۰۴/۴/۴ عقد و عروسیم باهم بود یعنی دوره ای عقد نداشتیم ک ب خونه و دوری خانوادم عادت کنم برج هفت هم باردار شدم تا ۶ماه بارداری ویار بد داشتم وزن کم میکردم پیش مامانم بودم هر از گاهی خونه مادر شوهرم میرفتم ولی زیاد دوست نداشتم چون فک کنم شناختی ازشون نداشتم حاضر هم نبودم خونشون تنها بمونم
من از اول بارداریم تا حالا خونه ای مامانم هستم هیچیم تا حالا بهم نگفتن چون ی جورای من ب مامانم وابستم مامانمم ب من من اگ شب برم خونه ای خودم صبح با یه غمی بیدار میشم بغض دارم و اشک میریزم ک شوهرم بنده خدا من و دوباره میاره خونه مامانم ولی شوهرم و ک میبینم این طرف و اون طرفه دلم براش میسوزه بعضی وقتا میاد پیشم میمونه بعضی وقتا هم نه میره خونه مامانش یا مادر بزرگش نهار یا صبحانش و دیر میخوره و….
الان نمیدونم چیکار کنم برم خونه ای خودم نرم نمیدونم چیکار کنم میترسم بعد زایمانمم نتونم برم خونه ای خودم میشه کمکم کنید من دیگ کامل توضیح دادمم
مامان 🩵human🌰 مامان 🩵human🌰 روزهای ابتدایی تولد
خانوما ما چون تایم اجاره خونه شهریور تموم میشه ک من مرداد زایمان میکنم از الان مامانم اینا میگن بیایین طبقه پایین ما زندگی کنید ک وقتی بچه دنیا میاد کنارتون باشیم ولی من نمیخوام برم انقد نزدیک ن ب خانواده خودم ن خانواده شوهرم کلا معتقدم دوری و دوستی ولی خب رهن خونه مامانم اینا نصف رهن اینجاست ک الان هستیم ولی اجاره گرون تره
اونجا پیلوته اینجا طبقه اول
اینجا کلی خونم نور گیره اونجا نور نداره
هردوشون تک خواب هستن
میگم برم با بقیه رهن ک میمونه وسایل خونمونو تکمیل کنیم از طرفی میگم خب اونجا خیلی نزدیکه ب مامانم اینا دلم نمیخواد انقد نزدیک باشم بهشون کلا دخالت نمی‌کنن تو زندگیمون ولی خب بازم نزدیکی دردسر داره خواه ن ناخواه دخالت و حرف و حدیث پیش میاد
نمیدونم چیکا کنم موندم ما بین تکمیل کردن وسایل خونم و نزدیکی ب خانواده

شما بودین چیکا میکردین؟چقد فاصله دارین با خانواده خودتون و همسرتون؟اذیت نمیشین؟


#بارداری بارداری بارداری فرزندپروری بارداری