۳۴ پاسخ

حتما وکیل بگیر بعد برو دنبال کارات تو این زمونه باید با مدرک حرف بزنی وگرنه بری بگی فکر کن دختر خودته قبول نمیکنن. مرتیکه بیشعور ۹ماه نبوده الانم با ابلاغیه اومده دست پیش گرفته پس نیفته

وای خدالعنتش کن چقدبی چشم روبگوخیرندیده تواین زمان که لازمت داشتم کجابوده که حالاواسه من ادعای پدری درمیاری

من که فقط میخونم تاپیکاتو قلبم میگیره الهی قربونت برم تو چی میکشی🥲
کاش خدا برات بسازه
کاش یهو برگرده اینقدر خوب شه برا خودتو دخترت جبران کنه میدونم فراموش نمیشه ولی حداقل از این به بعدش برات خوب باشه
شاید یه فرجی شد شاید بچه رو دید پشیمون شد
ما که تنها کاری که برات میتونیم بکنیم دعاست
امیدت به خدا باشه بسپر به خودش بذار خودش برات ببره جلو
وکفی بالله وکیلا🥺🩷

سلام عزیزم میشه درخواست بدین
من گیفت سازم شمع ساز
ایتا روبیکا کانال دارم
ذخیره کن یک روز لازمت میشه
09051616035

از ترس نفقه و هزینه هایی که کردی رفته دست پیش گرفته اصلا استرس نگیر و نترس اتفاقا توام یا وکیل بگیر یا هر قدمی برمیداری با یه وکیل مشورت کن نزار حق خودت و دخترت خورده بشه..برای ملاقات پدرش هم هر روز به بچت شیرمادر بده تا شیرت قطع نشه بگو شیرمادر میخوره شیرخشک کمکی میدم تا ساعت ملاقاتی که به باباش میده فوقش هفته ای دو ساعت اونم بگو تو کلانتری باشه..شیرخشک کمکی رو هم بگو هفته ای دو سه تا میدم تا نفقه دخترت رو بیشتر تعیین کنن تا مردیکه بفهمه همه ی چی کشک نیست.

شوهرت حالا چی میگه برگشته میگه تو هم برگرد؟

عزیزم کاش وکیل بگیری
یجوری شده وکیل نبودنی به خودت گوش نمیدن
ما سر فروش خونه به مشکل خورده بودیم چند سال پیش میخاستن برگردونن خونه رو
بابام وکیل نگرفت گفت خودم میرم
اونجا بیشور قاضی نذاشته بود بابام بحرفه
چون وکیل نداشته
به وکیل اونیکی گوش دادع

ناراحتی فراوان روحی برای اون بی غیرت بی ننه بابا...یا برای شما
خدا لعنتشون کنه
عزیزم حتما وکیل بگیر تا حق تو از اینا بگیره..متاسفانه تو قانون حق زیادی به خانمها نمیدن 🥲💔امیدوارم خدا بهت قوت بده روزهای سخت تری متاسفانه پیش رو داری

هووووف خدا لعنتشون کنه
نگران نباش عزیزم درست میشه همه چی

تایپک های قبلیت خوندم دیدم انصاری زایمان کردی
دکترت کی بودمن سال ۹۹ زایمان کردم خیلی رازی بودم
سال ۴۰۴ رفتم همونحا خیلی خیلی گوه بود
اصلا هر بچه ای به دنیا اومد فرستادن ان آی سی یو
بچه منم فرستادن
خیلی بیمارستان بدیه خیلی
کلا از همه لحاظ کیفیتش اومده پایین
حیف اون پول بخدااااا
بیمارستان دولتی بعثت و هدایت خیلی تمیزتر و بهتر بخدااااا از همه لحاظ
اشتباه این خصوصیهااااا خیلی بدن خیلیییییی😰😰😰😰😰😰😰😰🥴🥴🥴🥴🥴🥴🥴🥴🥴

😰😰😰😰وایییییییی
خدا خودش کمک کنه

فدای دلت بشم می‌دونم چیا کشیدی 😔😔😔
همچی تجربه کردم استراحت مطلق و...
خدا کنارته بجای همه کنارته

چ آدم کثیفیه
اینجور آدما از خدا نمی‌ترسن

کاش همون اول ک اومدی خونه بابات شکایت کرده بودی الانم شکایت کن حتما مامانش یادش که اینجوری اذیتت کنه🥲💔

حتما محکومه اوم مجبور بود هزینه نفقه و حاملگی تورو ماه به مله قشنگ پرداخت کنه اگه نکرده محکومه اگرم کرده پس چرا وقت زایمان رو نمیدونسته

البته برامهر یه بایدیع پرونده ی جدابازکنی هر درخواستی داشتی باید شکایت جداگانه بدی نمیتونی همشوازیع دادگاه درخواست کنی

همه‌ مواردی که میدونی یادداشت کن با خودت ببر که اونجا چیزی از ذهنت نره. اگه وکیل میگرفتی خیلی بهتر بود چون ممکنه خودت احساسی شی یه حرفی بزنی به نفعت نباشه

یه وکیل بگیر که قشنگ دهنشو سرویس کنه
تا عمر داشته باشه از این گوه ها نخوره
اعصابم خورد شد

وکیل رایگان میدن ازمسجدمهلتون یع استشاهدیه ببرکه هیئت امناامضاکرده باشند که توان مالی نداری وکیل بگیری اون موقع دادگاه خودش کمکت می‌کنه که وکیل رایگان داشته باشی درضمن درخواست مهریتم بکن که دست شوهرت بسته بشه

اخه یکی نیست بهش بگه اشغال تو ۶ ماه کدوم گوری بودی حالا زر زر هم میکنی
اخی مشکلات روحی پیش اومده براش

شاهد ببر که نیومده و حتی یک زنگ نزده
خاک برسر بی شرف بی لیافتش

الهی عزیزم شکایت کن تمام هزینه هاتو بگیر

کاش شما زودتر شاکی شده بودی چه پرو هم هستن خدا لعنتشون کنه حتما یه وکیل خوب بگیر

اگه بودجشونداری وکیل رایگان درخواست کن برو دادگاه خانواده شهرتون ازاونجادرخواست وکیل بده

خدا لعنت کنه کسی ک مادر باردار وتازه زایمان کرده رو اذیت میکنه

سعی کن وکیلتوازالان بگیری جلسه ی اول خیلی مهمه من خودم حقوق خواندم احتمالایع حرفایی بگه یایع مدارکی ارایه بده دیگه قاضی نسبت به شماعوض بشه

عزیزم حتما شکایت کن و تمام اینا رو به وکیلت بگو برو دفتر خدمات قضایی

درضمن سعی کنین بخاطرفرزندنازنینتونم شده سازش کنین شایدایشونم سرش به سنگ خورده میخوادازطریق قانون دوباره ببادشروع کنه زندگیتونو،بهش فرصت بدین

حتما وکیل بگیر درخواست نفقه کن

وای خدالعنتش کن چقدبی چشم روبگوخیرندیده تواین زمان که لازمت داشتم کجابوده که حالاواسه من ادعای پدری درمیاری

سلام خوب شماهم وکیل بگیرین شکایت بکنین ومدارک ارایه بدین استشاهدیه تهیه کنین که کلاخودش نیومده اگه پیامی یاتماسی تهدیدامیزیاتوهین آمیزی دارین پیوست مدارکتون کنین

وکیل خوب باید بگیری هر وکیلی هم وکیل نیس

وکیل نداری؟

برو شکایت کن‌عزیزم

سوال های مرتبط

مامان آریانا مامان آریانا ۱۱ ماهگی
خدا بهم قدرت و سلامتی بده
عین شیر پشت دخترمم
خدا شاهده
وضع مالی خوبی ام ندارم
اما خصوصی زایمان کردم ...
سیسمونی در حد توان خودم خریدم ...
از روزی که دنیا اومد
خودم ی تنه هواش داشتم ...
مادر و پدرم و داداشم هم هستنااا
اما خدا شاهده از روز سوم با بخیه سزارین پاشدم
رفتم متخصص ... آزمایش... بهداشت ...
خرید و الی الاخر ....

کم میارمااا
نمیگم کم نمیارم
اما قوی میمونم
بخاطر دخترم
که جبران کنم براش
نبود پدر بی لیاقتش رو ....

هم مالی
هم معنوی ...
کم میارم
اما خدا مطمئنم کمک ام میکنه....

چند شب پیش ... یکی از فامیلا اومده بود خونمون خابید
بهم گفت من ۲ تا بچم رو با وجود شوهر ب سختی بزرگ کردم
تو میخای دست تنها چیکار کنی
شبا تا صبح بیداری و ... من بچه‌بچهام شیفتی میکنیم ک فشار نیاد بهمون...
یا بحث مالی ...
انقدر گریه کردم .... ولی بعدش گفتم پاشو پاشو
اون میخواسته تو رو ضعیف جلوه بده پیش خودت ..‌ کم نیار ...

خلاصه روزای سختی دارم ... خیلی دلم میخاد نفرین نکنم و واگذارشون کنم به خدا
اما الان آرزوی مرگ شوهرم و خانواده اش دارم
خیلی بد کردن باهام
خیلییییییییییییییییییی
از ماه ۲ بارداری
رها کردن ...
خدا ازشون نگذره ...
مطمئنم یه کاریشون میشه
مگ با یکی بد کنی و بد نبینی
مامان نارنگیا🍊 مامان نارنگیا🍊 ۱ ماهگی
تجربه سزارین :


از ماه ۸ خارش بدنم شروع شد جدی نگرفتم آزمایش ندادم
تا اینکه ماه ۹ رسیدم ۳۵ هفته دیگه به حدی رسیده بود تحملشو یه ثانیه ام نداشتم رفتم ازمایش دادم آنزیم کبدم بالا بود
عین بارداری قبلم فکرشو نمیکردم اینبارم آنزیم کبدم بره بالا
دیگه جواب آزمایشم اومد خیلی بالا بود و من چند روز صبر کردم که بشم ۳۶ هفته برم دکتر انتخاب کنم برای سزارین

شدم ۳۶ هفته و ۴ روز
میدونستم هر ثانیه برم بستری میشم با این عدد بالا
شب قبل رفتم خریدامو انجام دادم
به دلمم افتاده بود برم زود زایمان میکنم 🫠
دیگه اومدم خونه استراحتامو کردم صبح ساعت ۴ بلند شدم خونمو مرتب کردم بچه هامو آماده کردم به خودم رسیدم رفتم سمت بیمارستان که دکتر انتخاب کنم برای سزارین و مشکلمو بهش بگم که آنزیم کبدم بالاست
رفتم بیمارستان از شانسم گفت دکتر جراح زایمان یکشنبه ها میشینه و من دوشنبه رفته بودم
دیگه برگشتیم رفتم خونه ی مامانم ک کنار بیمارستانم بود
مامانم گفت با این وضعیتت چرا نرفتی اورژانس زایمان
چون هر لحظه ای که بچه تو شکمم بود برام خطرناک بود
اون چندروزیم صبرکرده بودم ریسک کرده بودم ...





بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان فندقم مامان فندقم ۱ ماهگی
سلام وقت همگی بخیر خانومایی که سرکلاژ کردن دهانه رحمشون کوتاه بودا یا فانلینگ بودن این پیامو بخونن . من ۱۸ هفته تو سونو انومالی متوجه شدم دهانه رحم ۳ سانت باز شده و طول سرویکس ۱۶ میلی متره و کیسه اب وارد کانال زایمان شده بود . همون شب سرکلاژ اورژانسی شدم و استراحت مطلق شروع شد . اینم بگم چون کیسا پایین بود و خطر پارگی کیسه حین سرکلاژ بود دکتر مجبور شد پایین تر رو بدوزه و دهانه رحم همچنان باز موند . برای استراحت مطلق فقط برای مدفوع پامیشدم و میرفتم دستشویی و همش دراز کش بودم و برای ادرار همسرم لگن میگرفت و برای حموم هم سرمو تو لگن میشست . حدود ۱۱۰ روز کاملا استراحت کردم و یبوست نشدم هر موقع حس میکردم دارم یبوست میشم یعالم ملین میخوردم مثل سبزی و خیار و گوجه و لواشک و ... هر روز دعا و قران تلاوت میکردم دعاهای حدیث کسا زیارت عاشورا عهد توسل نادعلی پنجشنبه جمعه ها دعای ندبه و کمیل و توکل کردم بر خدا و توسل کردم بر امامان . خدا انشالله همه بچه ها رو در پناه خودش سالم و سلامت نگه داره . میخوام بگم نگرانی که کاملا طبیعیه تو این شرایط ولی امیدتونو از دست ندید که خدایی دوریم خیلی مهربان تر از حد تصور که اگه نخواد برگی از درخت نمیوفته.
مامان کوهیار 💙 مامان کوهیار 💙 ۲ ماهگی
مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 ۵ ماهگی
پارت دو تجربه سز
بهم انتخاب بین بیهوش و بی حس دادن و من نمیدونستم چیکار کنم.. خودشون توصیه به بی حسی کردن و قبول کردم.
اسونترین چیز تو کل اون مدت همون امپول بی حسی بود حتی از رگمم راحت تر زد و اندازه نیش پشه درد نداشت.
بی حس شدم و راحت شدم درد سوندم که دیوونم کرده بود تمام شد درد رگم تمام شد سنگینی شکمم تمام شد و فقط متوجه میشدم دارن شکمم برش میدن و تمام. صدای گریه آراد جان زیبا ترین معجزه اون روز بود. پمپ درد خواستم.
دکتر همچنان تو اتاق بود و رحم و لایه های زیرین رو دوخت ولی برای لایه های پوستی خودش نبود و کار دست تکنسین بود.
حالا منو بردن ریکاوری.. فشار رحمی چیزی یادم نمیاد اصلا ولی خیلی زود رفتم بخش و احتمالا بهم توی بی حسی دادن چون از تخت ها که جابحا میشدم کاملا بی حس بودم ولی خیلی ترسناک بود برام کاش یه فکری میکردن که نخان از تخت اتاق عمل تا بخش اصلا جابجا بشیم
بچه رو گذاشتن بغلم رفتیم بخش و کم کم دردام اومد... پمپ درد تا وقتی بود هیچی نفهمیدم اما همش خوابالود بودم... برا راه رفتن سرم گیج میرفت و ضعف داشتم.شب تا صبحم شیرم کم بود و پسرم مدام گریه میکرد.