۲۰ پاسخ

الهی عزیزم 😥 هیچوقت نذار بچه تنها تو اتاق باشه عزیزم

عزیزممم❤️🥹خداروشکر الان خوبه
نگران نباش پیش میاد 💕

الهی🥺
ایشالا زود خوب شه
پماد دمو لافارر برای رفع کبودی خیلی خوبه

پیش میاد نگران نباش خواهر مهمون تجربه کردیم

اشکال نداره خوب میشه
ولی هیچوقت چشم از بچه برندار
بچه عقل نداره
کارهایی ک هیچوقت نمیکنه یهو بسرش میزنه که بکنه

بگردم چطور ورم کرده بجه دیگه قربونت برم کنترلشون نمیشه کرد همش یه بلایی سر خودش میارن پسر من ۶ ناه بود ارتفاع تخت ماهم بلاست سبته خیز افتاد پایین وسط ملاج بجه اومد بالا هنوزم هست خیلی سخت بود

اوووو انقدر از این اتفاقا میفته عزیزم ما مقصر نیستیم و قطعا نمی‌خواستیم اینجوری شه و ناخواستس
خدا حافظه بچه هاس
الان ک نوشتی داری گریه میکنی و حالت بده یاد ۹ ماهگی پسرم افتادم ک از توی ماشین ک ایستاده بودیم برا سوپری ، افتاد رو اسفالت😭😣 هیچ وقت اون لحظه ک بچم کف زمین بود و داشت گریه میکرد یادم نمیره
من بچمو سپرده بودم ب دختر خواهر شوهرم ، لبه ی ماشین نشسته بود درم باز بود خووشو مرت کرد افتاد و اسفالت
ان شاءالله خدا خودش مراقب بچه هامون باشه و همیشه سلامت باشن
الانم اگ بالا نیوورده ب خیر گزشته فکرشو نکن دیگ

عزیزم درسته خدا رحم کرده . خطر داره. بچه هست هرکار کنی زمین میخوره نگران نباش چیزی نشده خداروشکر

عزیزم شما ک جای خطر ناک داری خونتون باید در اتاق و ببندی ک نره حالا هم ک پیش اومده خودتو ناراحت کنی درست نمیشه بچه ها همینن میخورن زمین میخورن ب در ب دیوار همینجوری بزرگ میشن برای هر بار افتادن بچه بشینی یع دل سیر گریه کنی خودت نابود میشی اون بچه یادش میره باز میرع سراغ شیطونی خودش دختر من میخوره ب هر جا حتی گاهی درد ناک هست اصلا نگاش نمیکنم خودش دوباره میخنده میاد پیشم

بمیرم پسر منم دقیقأ اینجوری شد پیشونیش ولی نگران نباش کمتر از یه هفته خوب میشه

بالا نیاره چیزی نیس انقد میفتن ک شمارشش از دستت در میره

عزیزم خودتو سرزنش نکن
وروجکا رو هر کار کنیم هر جور مواظب باشیم ضربه رو میزنن ب خودشون😩
واسش صدقه بده

پسر من چند روز پیش خورد زمین سرشو دماغش خورد به لبه ی چاه حیاط ببین چیشده بچم؟؟؟دستو پام عین چی داشت میلرزید.خوب شد عمم بود وگرنه نمیدونستم باید اون لحظه چه غلطی بکنم.عمم سریع یخ گذاشت کبودیش کمتر شد.

تصویر

ماساژ بده جاش نمونه

الهههههههی بخیر گذشته دیگه خودتو ناراحت نکن دیگه از این به بعد مواظب باش منم بخاطر ماهان تختا رو جم کردم میرفت رو تخت بدو بدو میکرد

به بزار روش زود خوب میشه

عزیزم پماد کالاندولا بزن کبودیا برن

الهی دلوینم خورد اروز سرش ب کمد

پیش میاد عذاب وجدان نداشته باش
همین که به خیر گذشته شکرکن

اخ عزیزم. الان خورد زمین بعد گذاشتی بخوابه؟؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان Selena🌸💖 مامان Selena🌸💖 ۲ سالگی
من پسرم یک عادتی داره که اجازه نمیده خواهرش وارد حریم بازی کردنش بشه ، اتاق خودش از اتاق سلنا بزرگ تره همیشه وقتی میخواد بازی کنه اول ریل قطارشو میچینه قطارشو میزاره روی ریل روشنش میکنه و کنارش هرچی ماشین بازی کوچیک و بزرگ داره رو میچینه و تموم حیوونا و دایناسور هاشم میچینه و ساعت ها مشغول بازی میشه ، انقد گرم بازیه که اصلا گشنگی و تشنگی یادش میره ، هروقت هم بساط اسباب بازی میچینه در و میبنده تا خواهرش نیاد تو اتاق هرچی چینده رو بهم بریزه(چون یبار اجازه داد اومد و سلنا اصلا جنبه نداشت زد همه چی و ترکوند😬)
دیشب شوهرم این خرگوش باطری خور و برای دخترم خرید ، خیلی بانمکه هم زمان میپره و صدا میده ، پسرم داشت با خرگوش سلنا بازی می‌کرد یهو سلنا از دستش چنگ زد رفت تو اتاق سهیل درو از روی خودش بست😂😂 درو که باز میکردیم جیغ میزد😂😂 خلاصه نیم ساعتی تو اتاق بود صدای خرگوش میومد باهاش سرگرم بود و بازی میکرد بعد دیدم خودش داره در میزنه ینی درو باز کنین بیام بیرون 🤣
امان از بچه های تقلید کار 😅😅
مامان فرفری مامان فرفری ۱ سالگی
سلام از اتاق پسری
باد خنک میاد نشستم تو اتاقش پسر خونه هم داره تخت رو درست میکنه

یاد یه خاطره افتادم
ما خونه ک مستاجر بودیم طبقه دوم بدون آسانسور بود
این تخت رو ک بابام اینا خریدن ما با همسرم به مشکل خوردیم فردا شبش تخت رسید شوهرم گفت من نمیتونم الان کارگر بگیرم بمونه تو حیاط منم دیدم بارون اینا باید خراب میشه گفتم نمیخواد کمکت می‌کنم ببریم اونایی ک از این تخت ها دارن میدونن زیرش کامل یک تیکه است تخت کمک کردم به همسرم بردیم طبقه دوم خونمون تخت رو گذاشته رو شکمم ۸ماهه حامله بودم فکر کنم ۳۴ هفته بودم اگر فراموش نکرده باشم
تخت کمد رو آوردیم گذاشتیم خونه شب شوهرم گفت بزار بمونه فردا از سرکار اومدم جا به جا می‌کنیم اونجایی ک مستاجر بودیم آشپز خونه بالا بود اتاق خواب یه پله میخورد پایین بود پذیرایی هم همین طور پله داشت صبح اول وقت بیدار شدم ذوق خیلی زیاد داشتم تحت کمد رو انداختم پشتم بکش بکش بردم گذاشتم تو اتاق پیچ مهره شو بستم لباس هاش رو چیدم تو کمد تا شوهرم برسه همه کار رو کرده بودم

الان به لحظه دلم به حال خودم سوخت همه ت حاملگی ناز ادا داشتن من اساس کشی هم داشتم از کرج اومدم همدان
دوتایی با شوهرم تو کرج مبل بلند میکردیم شوهرم دنبال کار ها بود من همه لوازم اشپزخونه رو جمع می‌کردم کارتن میکردم میبردم میزاشتم تو پذیرایی همشون هم سنگین


بچه بچه واکسن ۱۸ ماهگی ختنه بخیه سزارین طبیعی ماما ماماهمراه بیمارستان بیمه دختر پسر