۱۱ پاسخ

بهداشت بردین؟؟؟چرا به من زنگ نزدن خودم ببرمش؟؟؟

من وایسادم چندماه بگذره بعد ببرم
ی دکتر دیگه
منم خودم عینک دارم چندساله از بس گریه کردم از عینک بدم میاد
پسرمم دوم ابتدایی شد عینکی شد انقد خود خوری کردم
این کم بود این دخترمم شد روش 😑

دخترمنم گفت ی چشش ی خورده ضعیفه
اعصابم خیلی خورده
چندروزه دارم الکی الکی گریه میکنم اخه دختر من ن گوشی ن تلویزیون

حتمن چشم پزشک ببر که دقیق تعیین بشه.خودت چرا لیزیک نمیکنی خیلی راحته

تلویزیون و گوشی زیاد میدید؟؟؟

حتما ببر چشم پزشک

ببر پیش متخصص

ببرش پیش متخصص حرف اینا رو گوش نده

چطور چشمش رو معاینه کردن با دستگاه؟

ببرپیش متخصص تامطمئن بشی

پیش متخصص بردی

سوال های مرتبط

مامان رزا مامان رزا ۴ سالگی
سلام به همه مامانهای مهربون و زحمت کش.
میخواستم تجربه خودم رو از سنجش بینایی و شنوایی که ۳سالگی دارن بهتون بگم.
اول اینکه چون مراقبت ۳سالگی دز بالایی از ویتامین آ به بچتون میدن و برای بینایی خیلی مفیده دوهفته صبرکنید اگر تغییر مثبتی میخواد ایجاد بشه بشه بعد ببرید سنجش.
برای اینکه بچه تو سنجش شنوایی و بینایی همکاری کنه باید قبلش به شکل بازی باهاش تمرین کنید.برای سنجش شنوایی یه هدفون میزنن به گوش بچه و تو یه اتاق ایزوله هست که صدا از بیرون نمیاد. برای ما اینطور بود که یه سطل پر از لگو دادن دست من. از هدفون فرکانسهای مختلف صدا پخش میشد و بچه باید با شنیدن هرصدای بوقی یه لگو پرت کنه تو سطل خالی روبروش و من دوباره یه لگوی دیگه میدادم دستش. بعدهم یه میکروفون هست که هر کلمه ای که بچه شنید باید جلوی میکروفون تکرار کنه. دختر من چون میکروفون اسباب بازی داشت خیلی خوب همکاری کرد. به قول خودش بوق بازی کرد. پس بهتره قبلش با بچتون بوق بازی کنید تا روزی که میره سنجش براش غریب نباشه. حالا ممکنه با لگو نباشه و شکل دیگه باشه ولی شما باهاش بوق بازی رو تمرین کنید.
توی پست بعدی درمورد بینایی سنجی هم میگم
مامان دلـوین❤️ مامان دلـوین❤️ ۳ سالگی
قرار بود امروز دلوینو ببرم
رفتم تحویل دادمش اومدم خدایا چطور میتونم آخه چطور تونستم
واقعا عذابه میبرم بچه رو می‌زارم اونجا میام و یه هفته منتظر می‌شینم تا اومدنش
دارم دق میکنم از خدا فقط مرگ خودمو می‌خوام منی که یه لحظه از بچم دور نبودم الان یه هفته چطور تحمل میکنم اصلا نمیتونم آخر از غصه زیاد میمردم
کارم فقط شده گریه
دلم میخواد بمیرم فقط یعنی انگار تو خود جهنمم دارم عذاب میکشم خدایا گناه من چی بود منی که آزارم به یه مورچه نرسیده از ۱۶ سالگی دارم عذاب میکشم
دوری از بچه چی بود دیگه
نیم ساعت دیر برده بودمش مامان بزرگش چند بار پیام داده که بچه کجاس پس می‌دونم زیر سر اون عفریته اس همش اگه اون نبود شاید باباش میآورد میداد به خودم چون کسی نیس نگهش داره
خدایا کاش مجبور نبودم بچمو بدم بهشون خیلی سخته
خدایا این روزای خودمو برا هیچکس حتی دشمنمم نمی‌خوام
خیلی سخته یه چیزیو در اوج خواستن ول کنی خود عذابعع
کاش یه بار خدا جونمو بگیره راحتم کنه
بچم خیلی دپرس بود همش میگف نمیرم همش میگف منو با خودت ببر قلبم داره از درد پاره میشه وای خدایا کاش من وقتی بچه رو میدم به اونا جونمو بگیری
آورده بودمش چقدر خوشحال بود همش بغلم بود
کاش باباش بیاره بده به خودم💔