°اینجا واسه من مثل یه دفتر خاطره میمونه📒 🌸
پس از لحظه ای که فهمیدم تو وجودمی ازت نوشتم و مینویسم تا زمانی که بغلت بگیرم قلب مامان🫀
اولین باری که دیدمت اندازه هسته پرتقال کوچولو بودی با شنیدن صدای قلبت اینقدر از ذوق گریه کردم که اون حس و اون لحظه همیشه واسم تازگی داره😘
قلب من امروز بعد از 1ماه و چند روز دوباره دیدمت خداروهزاران بار شاکرم برای تک تک لحظه هایی که دارم باهات میگذرونم 🙏
جون من تو امروز دیگه اندازه هسته پرتقال نبودی تو یه فسقلی بودی که داشتی تو دل مامانی تکون میخوردی خدا میدونه چقدر منتظر این لحظه بودم و واسش لحظه شماری میکردم فسقلی جونم 🤰🫀😘🙏
الهی شکر برای وجودت فسقلیه من
الهی تا اخر بارداری واسه هممون به خوبی و سلامتی بگذره تو دلیامون و سالم و سلامت به موقعش بغل بگیریم🤲🙏💕💙
از تمام وجودم از خدا میخوام همه چشم انتظارا این لحظه هارو تجربه کنن 🤲🤍🙏
به وقت سونو انتی 1404/7/21🫀

۸ پاسخ

آخی عزیزم
خیلی مبارکت باشه
انشالله که سالم بغلش بگیری
برای من خیلی دعا کن خیلی منتظر و خسته ام

خداروشکر،خیلی برات خوشحال شدم،🌺🌺منم ۲۳ میرم دعا کن منم این لحظات قشنگو تجربه کنم🌺🌺🌺

انشالله بسلامتی بغلش بگیری گلم❤

رفتی انتی عزیزم

آمین عزیزم انشاالله با دلخوشی بیاد بغلتون🥰

ای جانم.

سلام شما حالت تهوع داشتین چکار کردین من اوایل هفته ۹ هستم

😍🥹🥹🥹🥹😍😍😍🤲🤲🤲

سوال های مرتبط

مامان آریا💙✨️ مامان آریا💙✨️ هفته بیست‌وپنجم بارداری
امروز بلاخره دیدمت بعد چندهفته 😍
قبل از اینکه نوبتمون بشه مامان،همش استرس اینو داشتم بگن باید آزمایش دیگه ای بدم همش میگفتم خدایا نینیم سالم باشه🥲
وقتی رفتیم برای سونو و دکتر شروع به سونو کرد اصلا دیگه استرس نداشتم چون روبه روی من بودی داشتی دست و پاهای کوچولوتو تکون میدادی تو دل من نفس میکشیدی
اون لحظه دیگه اصلا مهم نبود دختری یا پسر
هیچی مهم نبود جز اون پرشای کوچولوت که قند تو دلم آب میکرد🥹
صدای تپشای قلبت انگار بهم جون اضافه میداد که مهسا از این به بعد برای این فسقل باید سرپا باشی ..مهم نیست گاهی تهوع امونتو میبره مهم نیست شبا موقع خوابیدن کل تنت درد میکنه و فقط باید به یه سمت بخوابی تا کمتر اذیت شی
دیگه فقط مهم تو بودی مامان
وقتی دکتر گفت میخوای جنسیتشم بدونی؟!
یه لحظه به فکر فرو رفتم که فرقیم داره برام یانه؟!
آخه بابا میگفت دختره همه میگفتن دختره
ولی من از چندروز قبل خودمو آماده کرده بودم:)
وقتی دکتر گفت پسره
انگار یه حس جدید تجربه کردم
عشق کردم ذره ای برام مهم نبود که بقیه یا خودم منتظر چی بودن
مهم تو بودی مهم تو بودی که من با عشق تو دلم نگهت داشتم
باباهم وقتی فهمید پسری مثل من شد
نگفت خدایا چرا پسر نگفت نمیخوام گفت قربونش بشم عمرمه بچمه از جونمه
اون لحظه فهمیدم که چقدر عاشقتیم چقدر میخوایمت و هرلحظه از خدا میخوام سلامت به دنیا بیای❤️
۱۹اردیبهشت ۱۴۰۵
بارداری