۶ پاسخ

برا من که قبل بی حسی گذاشتن اصلا درد نداشت سوزش هم نداشت البته اینقدر کادر اتاق عمل خوب بودن من از چیزی نترسیدم و خودمو سفت نکردم اما اونایی که استرس داشتن خودشون رو سفت میکرد سوزش داشتن موقع سوند در اوردنش هم که دیگه خیلی راحت هست

غیرممکن سوند نذاشته باشن حتما متوجه نشدی
من سر زایمان قبلیام تو بی حسی گذاشتن واصلا نفهمیدم سرآراز هم گفت شل کن خودتو دردت نمیاد شل گرفتم اذیت نشدم

واسه سوند فقط باید خودتو شُل بگیری وگرنه اذیت میشی....اووووف یادم اومد سوووووختم😂😂

منم اینقد از سوند میترسم از سزارین نمیترسم😂خیلی حس چندشیه‌ خیییلی میسوزه ها خیییلی

وای ک چقد من برای سوند اذیت شدم...

وا چرا نزاشتن

سوال های مرتبط

مامان کیان🧸 مامان کیان🧸 ۸ ماهگی
پارت ۱

خانما همه اینجا از خاطره زایمان میگم من همش فک میکنم خاطره خاصی ندارم😂❤️
بخام مختصر بگم ساعت ۳ صبح پاشدم 🥹بیمارستانم نور نجات بود تا ۴ رسیدیم قرار بود تا ۶ که دکتر میاد کارهامو انجام بدن از تشکیل پرونده تا چک ضربان قلب جنین
مادرشوهرو مادرمم بودن اومدن همراهم
من یه ارایش مختصری کرده بودم که وقتی نشستم رو ویلچر و رفتم اتاق عمل به پهنای صورت اشک ریختم و ریملام پخش شد زیر چشم و من متوجه نشده بودم و هیچ کسم نمیگفت اینقدر درگیر بچه بودن🥴🥲
تو اتاق عمل یه تیم کاملا خوش اخلاق دکترم خیلی خوش اخلاق بود 😍فداش بشم
من از سردی و ترس و استرس میلرزیدم مخصوصا پاهام و اقاهه سعی میکرد امپول بی حسی رو بزنه
این امپولو که زد تا استخون کمرم حس کردم 🤦🏻‍♀️😂
بعدش خابیدم پاهام گرم شد کم کم فک کنم هیتر گذاشتن زیر پاهام که گرم شد
کادر بیهوشی همش ازم سوال میپرسیدن یه پسر جذابم اونجا بود 😂خلاصه پرده رو کشیدن و خانوم دکتر بچه رو دراورد و گریه اشو شنیدم تکون خودم بدنمو حس میکردم فقط درد نداشتم اب دهنم خشک شده بود از پشت سریم که داشت با گوشی ور میرفت اب خاستم که اب مقطر چند قطره داد (همش میخاستم بگم یه فیلم بگیره ازم🥹) وقتی بچه رو گذاشتن رو صورتم از شدن احساس کم مونده بود سر به بیابون بزارم اخه من خیلی بی احساسم 🥴 کذاشتن زیر تاپم بچه رو😂تختو عوض کردن و فرستادن بالا وقتی بیرون اومدم همسرم جلو اتاق عمل وایستاده بود
اینم بگم من اجازه ندادم سوند بزارن گفتم بعد بی حسی بزارن دکترم یادش رفت منم یادش ننداختم وسط کار فک کنم گذاشت و بهم تذکرشو داد🥲