۳ پاسخ

عزیزم میشه ماماهمراهتو معرفی کنی؟راضی بودی ازش؟

عزیز ماما همراهت کی بود میشه معرفی کنی اگه خوب بوده

درخواست میدی من درخواست هام پره 🥹😂

سوال های مرتبط

مامان کوهیار❤️ مامان کوهیار❤️ ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی به سزارین
پارت ۲
اب دور بچه ۳۸ هفته و چندروز ۲۴ بود که گف چند روز بد سونو انجام بده ببینم کم شده یا زیاد که من ۳۹ هفته ۱ روز رفتم سونو اب دورش شده بود ۲۵.۶ که گفتن زیاده اون روز بستریم نکردن گفتن پنجشنبه بود گفتن برو شنبه بیا ازمایش قند بده ببینم بالا رفته یا نه تا شنیه گفتن شیاف گل مغربی استفاده کن اسکات بزن پیاده روی برو چون کاملا دهانه رحم بسته بود و اینم بگم هرروز که میرفتم بیمارستان ۱ روز درمیون معاینه میشدم خلاصه من اومدم خونه ورزش و شیاف شروی کردم ۳۹ هفته ۳ روز رفتم بیمارستان یعنی همون شنبه رفتم ازمایش قندو دادم گفتن ۲ ساعت بد صبحانه هم بیا منم بد صبحانه به همسرم گفتم بیا بریم بلوک زایمان معاینه و نوار قلب رو انجام بدن که این دوساعت هم زود بگذره رفتیم بلوک زایمان معاینه کرد گفت نزدیک به ۱ سانت اما ۱ سانت نشده بریم نوار قلب بگیریم نوار قلب رو گرفتن گفتن نوار زیاد جالب نیست باید یبار دیگه بگیریم یکبار دیگه گرفتن که گفتن نوار قلب جنین خوب نیست باید بستری شی برای زایمان بچت سفال ما امپول فشار میزنیم اینجا چیزی به اسم سزارین نداریم باید تمام تلاشتو بکنی طبیعی زایمان کنی امکان داره ۳ ساعته زایمان کنی امکان داره ۳ زور هم زمان ببره اینو به خانوادت بگو (من قبلش خیلی تلاش کردم سزارین شم قبول نکردن سر اون تأکیدداشتن که طبیعیه به امید سزارین نیام ) ادامه پارت بدی
مامان نینی🩷 مامان نینی🩷 ۱۰ ماهگی
خانما گفتید تحربه زایمانم رو بگم
لطفا اونایی که حساسن و میترسن نخونن🫠

من بزای آخرین بار که رفتم پیش دکترم بهم گفت که همه چی اوکیه وزن بچه هم ۳ کیلوعه شنبه تاریخ ۱۰ آبان برو بیمارستان برای بستری شدن
منم با اینکه درد نداشتم ولی خب وقتش بود رفتم بیمارستان... نوار قلب گرفتن معاینه کردن گفتم اصلا دهانه رحمت باز نشده برو سونوگرافی جوابشو بیار برای ما
منم رفتم سونو، دکتری که داشت سونو میکرد گفت آب دور جنین کم شده حتما باید بستری شی. خلاصه من دوباره رفتم بیمارستان که گفتن ن دوباره باید بری سونو تا مطمئن بشیم😐 اقا من دوباره ی سونوی دیگه پیش ی دکتر دیگه رفتم و اون دکتر هم همون حرفای دکتر قبلی رو زد اما باز بستری نکردن 🙂‍↔️ گفتن ما تشخیص میدیم آب دور جنین اندازه اس نیازی بستری نیس برو ولی هرروز بیا برای نوار قلب
منم اومدم خونه و تا سه شنبه هرروز رفتم برای نوار قلب و هر دفعه هم معاینه میکردن میگفتن اصلا باز نشدی
منم که کلی از این معاینه ها کلافه شده بودم از بیمارستان رفتم پیش مامای خودم، اونم ک سونو کرد گفت چراا تا حالا بسترین کردن آب دور جنین خیلی کم شده حتما باید امروز بستری شی
مامان 👼اقا مَهدی🩵 مامان 👼اقا مَهدی🩵 ۵ ماهگی
تجربه زایمان
پارت دو
چرخیدنم تو خونه بیدار شد بهم گفت بریم بیمارستان گفتمش نه صبر کن بعدش منم رفتم دوش اب گرم گرفتم در امد از حموم دیگه نتونستم تکون بخورم شوهرم گفت لباس بپوش تا بریم بیمارستان من درحال لباس پوشیدم یه دفعه بالا اوردم خیلی بد بالا اوردم
ما طبقه بالا خونه مادرشوهرم هستیم مادرشوهرم پاینه و شوهرم استرس گرفتش دست پاچه شد از بالا صدای مادرش میزد که زینب مخواد زایمان کنه اینم ساعت ۷صبح یا ۶صبح بود بعد خلاصه مخواستم برم بیمارستان مادرشوهرم قبول نکرد گفت بیشتر پیاده رو کن که تحویلت بگیرن بستری بشی منم با دردام از روی پله ها میرفتم و هی تو کوچه رفت و امد میکردم شد ساعت ۱۱به شوهرم گفت دیگه تحمل ندارم بیا بریم رفتیم بیمارستان نوار قلب گذاشتن برام معاینم کردم و نوار قلب گذاشتن که دردام مرتب بود و رحمم و تقریبا ۴سانت باز بود بعدش بهم گفتن برو ۲ساعتی پیاده کن و بیا ساعت ۴عصر اینجا باش اابته منم دم دقیقه میرفتم دشویی اسهال داشتم اما چیزی در نیومد دیگه شکمم خالیه خالیه فقط ترشح امد زیاد و تو این ۲ساعت پیاده میکردم بزوررر دیگه تا ۴دوباره
مامان محسن💙🧿 مامان محسن💙🧿 ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت اول

خب من از ۳۷ هفته که نخ سرکلاژ مو باز کردم بعدش پیاده روی داشتم در حد نیم ساعت ، یه ساعت ، ولی هیچ دردی نداشتم فقط گاهی اوقات کمر درد که اونم با استراحت اوکی میشد .
خلاصه ماما همراه هم گرفته بودم ، گفت هر وقت دردت گرفت به من زنگ بزن
۳۹ هفته بودم صبح از خواب بیدار شدم احساس کردم چند قطره ازم آب ریخت
زنگ زدم ماما همراه گفتم اینجوری شده ، گفت یه پد بزار اگه خیس شد کیسه آب هستش ، منم گذاشتم ولی خیس نشد . شبش با شوهرم رفتیم بیمارستان ( ۱۷ شهریور ) معاینه شدم گفت دهانه رحم کلا بسته است ، نوار قلب بچه هم خوب بود .گفت برو تا ۴۰ هفته اگه دردت اومد که بیا ، اگه درد نداشتی بعد اون شب در میون باید بیای نوار قلب بگیری ، خلاصه اومدیم خونه
۳۹ هفته و ۶ روز بودم ،( جمعه) ساعت های ۵ بعد از ظهر رفتم سرویس یهو آب زیادی به اندازه یه لیوان ازم ریخت بی رنگ هم بود ولی من داغی حس نکردم
بعدش دوباره نوار گذاشتم خیس نشد دیگه منم گفتم چیزی نیس
تا ساعت ۹ شب بی خیالی کردم نرفتم بیمارستان ، یهو نگران شدم گفتم بریم ولش ، خلاصه وسیله ها رو برداشتیم‌ با مامانم و شوهرم رفتیم بیمارستان خیلی استرس داشتم ، دوباره مثل دفعه قبلی معاینه شدم و نوار قلب ، بعدش گفت برو یه سونو همین الان بده بیا
رفتم سونو پارسیان ، سونو شدم یهو گفت آب دور جنین کلا صفر شده و تو خشکی هستش ، منو بگی استرس شدید تمام تنم رو گرفت .
سونو گرافی گفت همین الان باید بستری بشع ، دیگه سریع برگشتیم بیمارستان و من بستری شدم ساعت ۱۲ و نیم شب
ادامه بعدی می‌زارم ....