سلام صبحتون بخیر عشقای من 🥰🥰
قبول دارید وقتی یه دکتر احمق فلان شده ای تخم ترس رو تو وجود آدم بکاره دیگه اثراتش تا پدت ها تو ذهن و روح آدم می مونه ؟؟؟حالا هر چند خودت با چشم خودت ببینی و تجربه کنی و بفهمی اون چیزی که دکتر بهت گفته نیست اگه بگم خدا لعنتش کنه میگید انرژی منفی نفرس نفرینش نمی کنم دعاشم می کنم‌که بالاخره باعث شد من صد خودمو واسه بچه هام و به خصوص ماهلینم بزارم و نتیجشم به چشم ببینم نمیگم ماهلین من مشکل نداشت چرا داشت اونم فقط به خاطر تاخیر در رشد بود ۹ ماه کاردرمانی ذهنی و گفتار درمانی بردم ۶ ماه هم جلسات روانشناسی با تمرینایی که داد باعث شد ضریب هوشی دخترمو ببرم بالا هر چند اون دکتر به خاطر پولش قبول نداشت می گفت باید همچنان بیاد ولی ویزیتش شد ۸۵۰ ما هم شرتیط نالی خوبی نداشتیم دیدم خیلی بهتر شده ادامه ندادم نبردمش الان یکماه بیشتره خودمم‌کهوتو خونه صد خودمو گذتشتم و میزارم فقط یه حرفی رو که من زد باعث شده همیشه استرس داشته باشم براشون به خصوص واسه ماهلین این دکتر احمق به من می گفت دخترت میره مدرسه ی استثنایی یا می گفت بچت کلاس اول رو نمی تونه رد کنه اینارو مدام تو هر جلسه برای من تکرار می کرد دختر من خیلی خجالتی بود بعد الان خیلی بهتر شده اگه اونجا از خجالتش جواب نمیداد یا مسخره بازی در میاورد می گفت این مشکل داره و خیلی قاطع هم رو حرفش بود در صورتی که ماهلین اصلا اینجوری نیست الان دقیقا هم سطح خواهرش شده خیلی زود یادمیگیرن همین صبحی که داشتم لباساشون رو تنشون می کردم بهشون نسبت هارو یاد دادم چون یادشون نداده بودم فعلا از نسبت خواهر بابا و خواهر مامان شروع کردم چون هم جز سوالات سنجشه هم جز سوالات ِزمون ورودی کلاس اولشونه

۱۲ پاسخ

عزیرم خودتو نگران نکن.آفرین انرژی مثبت بده هم به خودت هم بچه ها بگو ماشالله شما خیلی خوب یاد میگیرن تلاش کنید .با خودتم جملات مثبت تکرار کن.بگو خداروشکر بچه هام زود همه جی رو یاد میگیرن

سلام راحله جان خداروشکر به خاطر تغییر دیدگاهت...😍 یادته منم میگفتم تست هوش نده!؟میگفتم تمرین کن فقط تاخیر دارند اینا و مخصوصا. زیر ۷ سال تست هوش معنا نداره.....یچیزی دیگه ام بگم‌زندگی هیج صفر و صدی نداره من چند وقت پیش ی پسر ۱۷ ساله دور باشد اتیسم دیدم این بچه قبل ۲ سالگی مثل بچه ۶ ساله حرف میزد عالی. کلی شعر حفظ بود...از ۱تا ۱۰۰ میتونست بشماره و برعکس.نت های موسیقی رو بلد بود و ساز میزرد و چه کارای دیگه ای که بهت بگم شاخ در میاری و باورت نمیشه زیر ۲ سال این بچه ی نابغه بود مثلش وجود نداشت.متاسفانه از ۲سالگی به بعد یهو پسرفت کرد و کلامشم از دست داد همه کارایی کع بلد بودو از دست داد 🥲مشخص نیست بچه ای که الان عالی حتما بزرگیم عالی باشه و بچه ای که الان ضعف داره تا اخر عمرش ضعف و تاخیر باهاش بمونه...زندگی روالش گاها دست ما نیست...ما فقط تلاش میکنیم اخرش سرنوشت باید دید چی برامون میخواد...

راحله جان مهلت سنجش کلاس اول تا می هس منم میخوام یونارو دیر ببرم تا کامل همه چیرو یادش بدم الان هم کلاسی هاش بعضی هاشون رفتن

مهارت حرکتیشون چطوره تستای حرکای هم میگیرن رو پنچه و پاشنه دو متر راه برن و برگردن پرتاب توپ و یه سری فاکتورای اینجوری
نوبت من ده آبان هست پیش دبستانیش تاکید داشت زود ببریم

از چند سالگی بهت میگفت

شاید اگه اینطوری نمی‌گفت اینقدر تلاش نمیکردی

فرصت کردی این فیلمو ببین خیلی جالب بود مادره دختر بچشو که اصلا نگاه به کسی نمی‌کرد حرف نمی‌زد برد روانپزشک دکتره هم کلی تو دلشو خالی کرد که تو بهش توجه نکردی سر همین اوتیسم شده همون اسکیزوفرنی کودکان خوبم نمیشه و فلان .
بعد مادره پیگیر دخترش مدرک دکترا گرفت و یه مرکز واسه همینجور بچه ها هم زد . خیلی خوب می‌کنی پیگیر میشی
پیگیری مادر و کار کردن رو دقت و تمرکز بچه کم کم مغز و سلولهای مغزیو هدفمندو عالی می‌کنه آفرین

تصویر

من از بچگی مامانم میفرستاد مفازه خرید میکردم نون میخریدم خلاصه الان از خواهر برادرام روم بازتره ونه گفتن بهتر از بقیه شون بلدم

من خودم اینکارو میکنم زنگ میزنم سوپر هم گوشی میگیره سفارش میده میگه اقا تخم مرغ میخوام ماست میخوام شیر میخوام وغیره

عزیزم. دکتر اگه اینجوری نگه که بچه رو نمیبری 850بهش بدی!!!! ماشاله الان دکترهامونم کاسب شدن!

تست سنجش کجا میگیرن کی؟

دیشب خواهر شوهرم داشت می گفت این نسبت ها و یه چند تا سوال اینجوری هم تو آزمون ورودی از بچه می پرسن منم امروز صبح یادشون دادن در عرض ۲ دقیقه جفتشون یاد گرفتن ۰🥰😍اختلال یادگیری اصلا ندارن زود مطلبو میگیرن الانم علامت استاندارد رو نشون دلوین دادم گفتم این استاندارده زود یاد گرفت ولی اون دکتر خدا خوب کرده یه جوری ته دلمو خالی کرد تو اون زورا که هبج جوره از ذهنم بیرون نمیره همیشع یه ترسی تو وجودم هست تا حدی که براشون نذر کردم اون سنجش رو به راحتی قبول بشن تو روخدا واسه ما دعا کنید من صد خودمو گذاشتم و میزارم دعا کنید نتیجشو ببینم

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
ماهلین قشنگم که ماشالله به جکنش روز به روز داره خانوم تر میشه خاله ها😍🥰دخترم خیلی ماه شده همین نه هیچکس ازش انتظار نداشت الان از همه لحاظ داره از دلوین میزنه جلو مثلا با هم تمرین می کنیم دلی خانوم داره همش حرف میزنه این چند تا صفحه رو حل کرده خددش میشیمه غذا می خوره میره دستاشو میشوره کفشاشو خودش می پوشه و از اینجور کارا
بله این همون ماهلینمه که به خاطر تاخیرش خیلی از دکترا و روانشناس ها و گفتاردرمانگر ها ته دلمو خالی کردن و گفتن اتیسمه و مشکوکه حتی پارسال تو مهدشونم مهر اتیسم زدن به دخترم 😥😥شاید برای شما بی معنی و عادی باشه ولی واسه من و باباش وقتی یه کلمه حرف نی زنه یه جمله میگه از ته قلبمون خوشحال میشیم و می خندیم مثل امشب اومد گفت مامان کمرم درد نی کنه می خوام یه کم دراز بکشم 😂یا امروز برای اولین بار گفت خدایا شکرت هر روز به من میگه مامان خیلی دوست دارم شنیدم این جمله ها واسه مادری که هر روزش پر از استرس بود خیلی لذت بخشه خداروشکرت که تلاش های بی وقفم بی نتیجه نبوده تا الان و از این به بعدشم نیست می خوام به مادرایی که بچه هایی با خصوصیت اخلاقی ماهلین من دارن بهشون بگم نگران نباشید درست میشه همه چی با تلاش های شما 🥰🥰دختر منم اگه پی پی رو بگه که ویگه خیلی خیلی خوب میشه الان یک ماه بیشتره که دیگه کاملا بیخیالش شدم تا بالاخره خودش خسته بشه و بگه😥😥خواستم خوشحالیمو با شماها به اشتراک بزارم
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام‌مامانا خوب هستید ؟؟؟
من دوتا سوال دارم راحب دلوین تو دوتا تاپیک میزارم‌ چون اینجا هر دورو بزارم همه کامد جواب نمیدن برای همین جدا جدا میزارم
میگم که من بین دوقلوهام ماهاین فوق العاده دختر حرف گکش کنی هستش اصلا لجبازی نداره حرفمو گوش میده شاید گریه کنه یا مثلا بهش برخوره یا چی
ولی دلوبن به هیچ عنوان به حرفم‌گوش نمیده من واسا آیندش می ترسم می ترسم که یه دختر یاغی و سرکش بار بیاد فردا پس فردا از تو خیابونا جمعش کن‌
خدا ازم دور کنا البته بارها شوهرم گفته اگه از الان جلوش واینسی فردا بدتر میشه یه خورده اینکارشم از دختر خالش یاد گرفته من خیلی ناراحتم آخه دختر خواهرمم ۱۰ سالشه چه من چه مادرش حرفی بهش بزنیم برمی گرده پرخاشگری می کنه شدید به خصوص به مامانش خیلی بد حرف می زنه بعد از وقتی دلوینم اینو میبینا یاددگرفته من دلم نمی خواد رابطه ی خواهریمون به خاطر دخترامون به هم بخوره هفتا ای یه بار خونه ی مادرم هم دیگه رد میبینیم اینم میبینی الگوبرداری می کنه و دقیقا همون رفتارو با من می کنه خیلی پرخاشگری می کنه مثلا الان بهش گفتم وقته خوابه باید دیگه بخوابید ماهاین قشنگ رفت تو تختش ولی دلوین شروع کرد بد و بیراه گفتن و هوار کشیدن سر من آخه چرا بچه ی من نباید از من حرف شنوی داشته باشه الان که ۵ سالشه اینه وای به حال دوران بلوغش مثلا می خواستم شیاف بزارم واسه ماهلین بردمش تو اتاق که براش بزارم دلوینم بدو بدو دنبال ما اومده میگم‌تو کجا میگه می خوام بیام هرجی میگم زشته و بده حرف تو گوشس نمیره خداشاهده پشت در وایساد ابنقدر گریه کرد و جیغ زد که نگو من واقعا درمونده شدم چطور باهاش رفتار کنم بارها پدرش بهش تذکر داده با اینکه ازش حساب می بره ولی تو گوشش نمیره کسی می تونه منو راهنمایی کنه؟؟
مامان سامین مامان سامین ۵ سالگی
پارت ۱۱۸
جهـــــــــان
ژانین هم لبخند قشنگی زد و گفت :خودت فرشته ای... مرد من...
از دیدن عشق میون جاوید و ژانین لذت می بردم عشقشون مثال زدنی بود.... هرچی بیشتر راب.طه اونها رو میدیدم بیشتر به حرف های ژانین راجع به عشق پی می بردم و بیشتر مطمئن می شدم علی اشتباه من بود...
کم کم علی تو خاطرم کمرنگ و کمرنگ تر می شد ...
ژانین در حالیکه لقمه هایی که جاوید براش درست می کردو میخورد گفت:ولی من تابحال پابلو رو اینطور ندیده بودم .. حتما اینبار خیلی قضیه جدیه...
فورا گفتم :آره اونهفته با من صحبت کرد،گفت مادلین قرار ازدواجشونو بهم زده و گفته امادگیشو نداره... حتی می گفت احساس می کنه دیگه رابطه شون مثل سابق نیست ... اما من گفتم حتما اشتباه می کنی ..مادلین دختر خوبیه ...
ژانین با همون آرامش همیشگیش گفت نه اتفاقا پابلو درست گفته ..یکسری از ایتالیایی ها خیلی تو قید و بند تع.هد نمیرن ..بیشتر دنبال تفریحن... معروفن که از صبح تا عصر کار می کنن عصر همه درامدشونو خرج می کنن ... معمولا هم زندگی های ناموفق زیاد
دارن ... مادلین هم از همون خانواده هاست ... من شنیدم پدرش بعد از سه تا بچه و ده سال زندگی مشترک بی دلیل خونه رو ترک کرده و رفته ... خوب مادلین هم دختر همون پدره ..نمی تونه به تع.هدش پایبند باشه...
سری تکون دادم و در حالیکه چای می نوشیدم گفتم اما من برای پابلو خیلی ناراحتم اون مادلینو خیلی دوست داره...
_خب اشتباه می کنه ... به نظرم این دوست داشتن نیست ..این عادته یا ترس از دست دادن کسی...
جاوید که تاحالا ساکت بود گفت :پابلو پسر عاقلیه مطمئنم بهترین تصمیم رو می گیره...
اواخر تیرماه بود بیش از یکماه تا زایمان ژانین وقت بود ..
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام بچه ها خوبید؟؟ماهلین از ۱۸ ماهگی زیر نظر دکتر قضاوی یکی بهترین دکترای مغز و اعصاب بوده فوق العاده دکتر خوبیه و من تاییدش می کنم یه مدت چشمش انحراف پیدا کرده بود دکتر دوز داروهاشو بیشتر کرد ولی بازم تاثیر نداشت یعنی کمتر شد ولی قطع نشد بعد الان یه مدتیه دندون قریچه میره تو خواب امروز بردمش پیش دکترش همه رو گفتم داروهاشو عوض کرد آزمایش نوشت براش و گفت یکماه دیگه بیارش بعد چون دکتر خیلی خوبیه و قبولش دارم گفتم شاید مشکل ماهلین که پی پی رو نمیگه از مغزش باشه با دکترش عنوان کردم و گفتم تادحالا به خاطرش خیلی دعواش کردم و خیلی کتک خورده تا الان گفت همش به خاطر همینه گفتم آخه یعنی همیشه باید اینجور کنه؟؟گفت بله بچه های این دورل رنونه به شدت لجباز و غیر منتظره هستن گفت یه مدت هیچی نگو سکوت حتی در موردش باهاش حرفم نزن انگار نه انگار اینکارو می کنه حتی پی پی کرد بگیر تو بغلت بوسش کن تا این حد نتیجشو میبینه من اغراق می کنم بارها به خاطر همبن مساله کتکش زدم یا دعواش کردم لطفا‌مادرای کاسه داغ تر از آش جواب تاپیک منو ندن اونایی که واقعا نی تونند درکم کنند بگند به نظرتون تحمل این وضع سخت نیست از نظرشما؟؟یعنی می تونم حداقل دوماه دووم بیارم و هیچی نگم😓حتی دکترش گفت پوشکش کن وقتی اینجوریه گفتم آخه ۵ سالشه گفت باشه کسی مورد مشابه من داشته با سکوت نتیجه گرفته باشه؟؟؟
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
تو خونه ی ما همه چی برعکسه مامانای اینجا اکثرا ناله می کنند که بچه هامون همکاری نمی کنند مشقاشون رو نمی نویسن من باید دخترامو بزور از پای کتاب بلند کنم🥴🥴روزی دوساعت میشینند پا تمریناشون من خسته میشم کا این دوتا به خصوص دلوین خانوم خسته نمیشه همش میگه من که خسته نشدم بزار بکشم 😄😄😄ماشالله هزار ماشالله بهش فوق العاده باهوشه
این‌کتابم تموم کردیم 🥰
دوخوانی و شناخت اعدادم تا ۱۰ یادشون دادم بپرسم میشناسن اعداد رو فقط ماهاین هی یادش میره ولی مبشناسه اعداد رو ولی یه وقتا قاطی می کنه طبیعبه؟؟؟
حالا من دیگه ریاضی کار نمی کنم دیگه فول شدن هرچی تو این کتاب بود رو بلد بودن ۹۰ درصدشو تو مهدم که کار می کنند حالا انشالله می خوام از این کتاب هاکه تصویرداره با اعداد اعداد رو پیدا می کنند رنگ‌می زنند و در آخر تصویر مشخص میشه از اونا می خوام بگیرم گاهی بهشون بدم انجام بدن تا فراموششون نشه در کنارش علوم و الگویابی قراره باهاشون کار کنم فقط بایو برم‌کتاب جدید بخرم
این کتالم عالی بود و من فوق العاده راضی بودم🥰🥰
مامان سامین مامان سامین ۵ سالگی
پارت ۱۱۹
جهـــــــــان
قرار بود خانوم جان و بابا جانم هم دوهفته دیگه بیان... تقریبا بیشتر وسایل نوزاد خریداری شده بود ،من هر روز یه تیکه از لباس بچه رو برمی داشتمو میبوسیدم و کلی قربون صدقه اش می رفتمو کیف می کردم ...
ژانین مدام با خنده بهم میگفت اگر بچه ام به دنیا اومد حق نداری اونو بیشتر از من دوست داشته باشی...
جاوید برای دیدن فرزندش لحظه شماری می کرد و همش می گفت این ماه آخر چقدر دیر می گذره ... هیجانمون غیر قابل توصیف بود ...
چند روزی بود دلشوره وجودمو گرفته بود فکر می کردم بخاطر امتحانمه با اینکه هنوز یکماهی وقت داشتم ....نیمه های شب با سرو صدای جاوید و ژانین از خواب پریدم ... ژانین درد داشت... سریع با اوژانس تماس گرفتیمو ژانینو منتقل کردیم بیمارستان ...
زایمان زودرس... دکتر می گفت بچه داره بدنیا میاد ... هنوز یکماه زمان داشت اما انگار بچه عجله داشت...
متاسفانه همه چیز بهم ریخته بود ،جاوید با خانواده ژانین تماس گرفت و اونها هم اومدن بیمارستان .. مادرش خیلی بی تابی می کرد و می گفت خواهر خودشم همینطور شده و مرده ... الانم نگرانه ... بهش گفتم خانوم این یه زایمانه ،فقط یکم زمانش زود شده نگران نباشید ... هرچند خودمم از دلشوره حالت تهوع گرفته بودم ...
زمان به کندی سپری می شد ،بلاخره بعد از هفت هشت ساعت پرستار با دختری صورتی و کوچک از اتاق خارج شد ...به محض دیدن دخترک دلم براش رفت ... خیلی کوچولو بود، اما مثل خود ژانین بور بور بود ... مادر ژانین سراغ دخترشو گرفت ،پرستار گفت بیهوش شده، دارن سعی می کنن به هوش بیارنش...
دوباره با اضطراب و دلهره اونجا قدم میزدم...
که جاوید از اتاق خارج شد و همون لحظه پاهاش شل شد و کف زمین افتاد ...
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
این همه واسه بچت و زندگیت تلاش کن آخرشم یه نامرد از خدا بی خبر بزنه نابود کنه همه چیو😓امروز واسه آروم کردن دله خودم این‌کتاب سرمشق لوحه نویسی رو گفتم به خواهرم گرفت واسه بچه هام می خوام خودم تو خونه باهاشون کار کنم کتابش خیلی خوبه من تنها به آموزش پیش دبستانی اکتفا نمی کنم خودمم می خوام وقت بزارم براشون یکی از شاگردای قدیم خواهرم واسه سنجش رفنه بوده قبول شده بوده ولی امتیازش پایین بوده بعد مادره پا میشه پیره تو اون مهدی که بجش بوده داده و بیداد سر مربی ها بعدا فهمیدن درست و حسابی با بچه ها کار نپی کرده هیچی دیگه خانومه میاد تو خونه خودش دوباره اینقدر باهاش کار مب کنه که الان که تازه رفنه کلاس اول بچه حروف الفبا رو بلده من همیشه مخالف بودم اینکار بودم ولی میگم خوبه که بچه هامون رو آماده کنیم به نظرم شما هپ اینکارو بکنید تنها به آموزش مهد اکتفا نکنید من پارسالم همین کارو می کردم خودمم باهاشون کار می کردم هر روز
مخصوصا اونایی که بچشون پیش ۱ نرفتن از واجباته