دوستان من الان بیکار بودم خواستم از تجربه هام براتون بگم از بارداری و بچه داری. اول از همه من بارداری اولم 18 سالم بود. و از اول که بیبی چک زدم گفتم دختره تا سونو به وقتش گفت دختره . از همون پنج هفته تا 12 هفته به شدت تهوع داشتم خیلی لاغر و کم اشتها شده بودم و اصلا هم زشت نشده بودم آخرا خیلی تپل و خوشگل شده بودم. شکمم اصلا دیده نمیشد اینارو میگم که دل خوش علایم نباشید که بگید این علایم مال دختره یا پسر. طعم ترش دوست داشتم هم شیرین لواشک میخوردم همش از هفته 18 به بعد همه چی میخوردم سرحال شده بودم و زرنگ. یه چیز مهم بگم چون اول ازدواج مون بود همیشه رابطه داشتیم که من همه نوع عفونت هارو گرفتم توی بارداری داغون شدم . و از اول پیادروی کردم و آمادگی جسمی و روحی گرفتم برای زایمان طبیعی که با آمپول فشار دقیق همون تاریخی که سونو قلب و بهداشت گفت زایمان کردم.1400/10/5 بعد من هیچ کسی رو نداشتم همه کارامو خودم کردم شدم یه مادر قوی . و سر این نی نی بگم که از اول خیلی حالت تهوع دارم شدید تر از شدید از هیچی خوشم نمیاد هیچی هوس نمیکنم از همه چیز بدم بیاد از هر بویی. نه شیرنی دوست دارم نه ترشی زشت هم نشدم عادی هستم لاغر شدم رابطه ندارم و خداراشکر عفونت نگرفتم.. حس نمیکنم. نی نی چی هست🤔😅😐حال روحیم خیلی خرابه خونه نشین شدم کلا همش سردمه. تصمیم به زایمان طبیعی دارم . ولی بنا به دلایلی که عمل تورشن داشتم شاید سز بشم معلوم نیست هنوز دکتر شخصی انتخاب نکردم. دیگه همین شما هم از تجربه هاتون بگید ببینم مثل هم هستیم یا نه. در ضمن دخترم دی ماه میشه چهار سالش و خیلی راضیم که حامله شدم چون دخترم خیلی ذوق داره و دیگه تنها نیست. شرایط مون هم خیلی بهتر شده

تصویر
۴ پاسخ

من اول بارداری وقتی فهمیدم چون بدون امادگی باردارشدم خیلی حال روحیم بد بود حالت. تهوع وویار شدیدم نداشتم به نسبت غذا خوب میخوردم ولی ترشی و شوری دوست داشتم اصلا ورم نکردم پوستمم شفاف تر شده زشتم نشدم سرکارم میرفتم هنوزم میرم یعنی زیادم تنبل نشدم ولییی نینیم دختره درصورتیکه همه میگفتن بچت پسره

من واسه دخترم
هیچ هیچ ویاری نداشتم خیلی زشت شدم یعنی خیلی ورم کردم
همش خوابم میومد ولی تنبل تنبل هم نبودم
ولی واسه این بارداری از همون اول که فهمیدم باردارم ویار داشتم همش حالت تهوع .عاشق ترشی و شوری زرنگ زرنگ خیلی هم قشنگ تر شدم یعنی بقیه میگن
خوابمم خیلی کمه و نی نی هم گل پسره

جنسیت این چیه

خوب کاری کردی من شرایط بارداریم یکم فرق داشت از اول فهمیدم استراحت نسبتی دادن اسید معدع حالت تهوع یکمم حالت روحیم یجوری بود ک همه چی بهم برمیخورد هی میگفتم بچم پسره میدونستم حسش میکردم بعد انتی پسر گفت اما باز هماتوم داشتم باز استراحت ادم یکم استراحت اذیتش میکنه خلاصه تو ۵ ماهم دهانه رحمم باز شد دو روز کارم گریع بود خطر ناک بود دوختنش خلاصه ی دکتر خوب دوخت الان یک هفته هست تو استراحتم خدا کنه این این سه ماه نیم زود بگذره حاملگی دوران حساسیه

سوال های مرتبط

مامان رونیاس🎀 مامان رونیاس🎀 هفته سی‌وسوم بارداری
خب خب دیگه جنسیت نی نی قشنگ منم مشخص شد و بیاید براتون بگم حالتام چی بود و این ۵ ماه چجوری گذشت🤭🌱
من همسرم همیشه عاشق چیزای ترش مثل ترشک و لواشک بود و من فقط شیرینی جات مثل شکلات و شیرینی و حلوا و... چیزای ترش زیاد دوست نداشتم مثلا دو سه ماه یه بار در حد خیلی کم همسرم که لواشک میخورد باهاش میخوردم اما تو این دوران عاشق چیزای ترش شدم از لیمو ترش که با ولع میخوردم تا سیب ترش و چغاله بادوم و گوجه سبز و ترشک و لواشک تا هرچیزی که به ذهنتون میرسه و میلم به شیرینی جات خیلی خیلی کم شد،
اصلا تهوع نداشتم فقط ماه اول تو ماشین مینشستم تهوع میگرفتم اونم خیلی خیلی کم اما هیچ موقع از طول روز تا شب تهوع شدید نداشتم و بالا نیاوردم
از مرغ و گوشت و برنج تو سه ماه اول متنفر بودم و نون خشک و ماست میخوردم به شدت عاشق دوغ شدم
وزنم زیاد شده یک ماه قبل بارداریم ۶۴ کیلو بودم اما الان ۷۲ کیلوعم
به شدتت به همسرم وابسته شدم و ناخود آگاه جذبش میشم و دوستدارم ساعت ها بشینم نگاهش کنم
صبرمم بیشتر از قبل شده
جونم براتون بگه هر سوالی بود در خدمتم چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه🥴🤭