۳ پاسخ

خدا حفظش کنه عزیزم منم دوروزه شروع کردم

بسلامتی خیلیم عالی خسته نباشید😍🌹

خدانگهدارش باشه دعاکن منم بتونم علی به اسونی ازشیربگیرم

سوال های مرتبط

مامان اِلارا مامان اِلارا ۲ سالگی
به وقت ۰۵/۰۳/۰۲
روزی که از شیر و شیشه گرفتمت نفسم🥲
وای که چقدر برام سخته واقعا نمیدونم چجوری حس و حالم توصیف کنم خیلی حال عجیبیه
امروز وقتی فلاکس و شیرت رو بعد یکسال و نه ماه از رو اپن جمع کردم میخواست جونم دربیاد
تو الان مشغول بازی ولی من نگات میکنم اشکام میاد
من ممنون خدام هزاربار خداروشکر میکنم که دارم ثانیه به ثانیه بزرگ شدنت میبینم و میدونم اینم یه مرحله از رشدته یه مرحله از خانوم شدنته عزیزترینم
ولی برای من خیلی سخته خیلییی شاید انقدر که برا من سخت بگذره برا تو سخت نمیگذره
من تو این مدت دونه به دونه شیرات رو با کلی بدبختی پیدا کردیم از مشهد تهران قزوین ملایر خرم آباد تبریز قم و.... فقط ما یه بار به راحتی از شهر خودمون برات شیر پیداکردم بقیش با سختی که تو گرما و سرما از این شهر به اون شهر آخرم بعضی وقتا دست خالی برمیگشتیم همش فدای یه تار موت قلب مامان و بابا وقتی بعد ۴۰ روز بعد شیر خودم و چند شیر دیگه که تست کردم با این شیر آروم گرفتی و بهتر شدی انگار دنیا رو بهم دادن و بعد اون پیدا کردن و خریدن شیر تو بزرگترین دغدغمون بود درسته خیلی سخت بود وقتی پیدا میشد و میخریدیم واقعا فک میکردیم همه چی داریم و میخواستیم بال دربیاریم
خیلی سخت بود ولی جزو بهترین خاطراتمون شد
وقتی با دستای کوچولت برا اولین بار شیشه گرفتی و خودت شیر خوردی من هزار بار مردم برا اون لحظه
وقتی امروز شیشت خوردی و بهم گفتی تلخه بازم هزار بار مردم برات دار و ندارم
من از الان دلم تنگ شده واسه وقتی که نصف شب چندبار بیدار میشدم شیر درس میکردم و میگرفتمت بغل و بهت میدادم
تا ابد هروقت اسم شیرت بشنوم پر از حس خوب میشم چون کلی خاطره قشنگ دارم
مامان گرشا🧸🤎 مامان گرشا🧸🤎 ۳ سالگی
تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم 💛🤱

سلام به همه‌ی مامان‌های قشنگ و صبور 🌸

می‌خوام براتون از تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم بگم، چون می‌دونم خیلی‌هاتون یا الان توی این مرحله‌اید یا قراره بهش برسید.
راستش برای من آسون نبود... مخصوصاً چون پسرم فقط با شیر خوردن می‌خوابید! یعنی شیر خوردن براش یه جور روتین خواب شده بود، نه فقط غذا.

چی کار کردم؟تصمیم گرفتم اول از همه، خوابیدن با شیر رو ازش جدا کنم. چون می‌دونستم تا وقتی با شیر می‌خوابه، دل کندن خیلی سخت‌تر می‌شه.
قدم به قدم :اول اومدم شیر دادن رو نیم‌ساعت قبل از خواب گذاشتم.

بعد یه روتین خواب براش ساختم: پوشک عوض کردن،چراغ کم،کتاب خوندن ،بغل

وقتی شیر می‌خورد، بعدش توی جاش بغلش می‌کردم ماساژش میدادم تا همون‌جوری بدون شیر بخوابه

این پروسه حدود ۳ هفته طول کشید تا عادت کنه. ولی بالاخره عادت کرد و دیگه بدون شیر هم خوابش می‌برد 😍

من همین برنامه رو برای خواب روز هم انجام دادم
شبا چون خسته میشد و بیشتر خوابش میومد راحت تر کنار میومد
ولی برای خواب روز خیلی زمان برد تا عادت کنه
بقیشو تو کپشن میگم 👇
مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
سلام از روز سوم ترک شیشه شیر👋
امشب خودم بهش گفتم برات جیجی درست کنم تو لیوان بچه بزرگا بخوری گفت نه🥺
مامانا طبعیه که منم اندازه بچه اذیت شدم‌؟😔
روز اول کلا داشتم اشک میریختم که دیگه شیشه نمیخوره همش میگفتم کاش اخرین باری که شبشه میخورد تو بغل خودم میگرفتمش و به خودم میچسبوندمش، کاش به این زودیا از شیشه نمیگرفتم هنوز خیلی کوچیکه ،حتی وسوسه شدم یکبار دیگه براش شیر تو شبشه درست کنم و بغلم بگیرمش و موقع شیر خوردن سیر نگاش کنم🥺😭
همین الان که دارم اینا رو مینویسم دارم گریه میکنم🥺اینا طبیعیه یا من زیادی دیوونه م؟؟😭
روز اول خیلی اذیت شد حتی وقتایی که تایم شیرش نبود میگفت جی جی ،شب که شیر خواستو تو لیوان اموزشی براش بردم ناراحت شد و گریه کرد و میگفت نه نه🥲روز دوم هم به همین صورت بود بچه م انگار مریض باشه اونطوری شده بود از شیشه نخوردن بازم تقاضای شیشه داشت و گریه میکرد،امروز روز سوم بود تایم شیر روزش که براش تو لیوان اموزشیش ریختم گفت نه، اصلا این لیوانه رو دوست نداره پشیمون شدم خریدم براش تو همون قمقمه ی قدیمیش ریختم گفتم بیا مامان جون با نی بخور باز گفت نه بهش گفتم ببین قمقمه تو میتونی بندازی دور گردنت هرجا دوست داری بری شیرتو بخوری🥲
ازین پیشنهاد خوشش اومدم با قمقمه ش رفت تو اتاقش وقتی برگشت دیدم همه ی شیرشو خورده🥺💓
ادامه کامنت اول