۸ پاسخ

چه خوب ماشالله گلم کدوم کشوری چندبار پرسیدم نگفتین چقدر قشنگ

دخترمنم مستقل بعضی ازکاراشو خودش انجام میده مثلا دراورد کفش یاپوشیدن دراوردن لباس وجوراباش یاشلوارش وجیزای دیگه

من دخترم اصلا عدسی نمیخورخ

منم ازاول گذاشتم خودش بخوره الان قشنگ باقاشق غذاشومیخوره من کاریش ندارم فقط میان وعده‌ها خودم بهش میدم

جسارتا شما کجا هستید؟

پسر من خیلی وقته مستقل غذا میخوره و اجازه نمیده بهش غذا بدم یا خیلی کم پیش میاد بهش غذا بدم.
گاهی مث امشب عصبی شدم واقعا تو کاسه آبگوشت فقط نخود لوبیا می‌خورد و آب و نهایت سیب زمینی لب ب گوشت قرمز نمیزنه و خوب خودم وقتایی ک غذا از دستم میخوره لا به لا غذا قائم میکنم گوشت رو البته ک کار درستی نیس

چه قدر قشنگ نوشتین قسمت اخرو
من دوقلوهام رو خودم غذا میدم و انقد خسته هستم که اصلا قاشق ندادم دستشون چون دوتان واقعا جون برای حمام و تمیزکاری بعدش ندارم
ماشاالله به پسرتون که خکدش کامل و قشنگ غذاشو خورده

چه زیباست

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
مهد کودک
در ادامه تاپیک قبلی...
یک باور غلطی که در بین ایرانی ها از زمان قدیم وجود داره اینه که مهد جای مناسبی برای بچه ها نیست و بهتره در صورت نیاز بچه پیش مادر بزرگ ها و پدربزرگها بزرگ بشه تا مهدکودک!
درحالیکه مشخصا ثابت شده بچه هایی که وقت زیادی رو پیش مامان بزرگها هستن در آینده بچه های محافظه کاری هستن جسارت لازم رو به دست نمیارن؛ اون رشد اجتماعی مناسب رو بدست نمیارن.
چون به هرحال فرزندان ما پیش والدینمون امانت هستن؛ نهایت تلاش خانواده هامون بر اینه که از هر حرکتی کودک رو منع کنن که مبادا آسیب ببینه از طرفی هم بچه پیش والدین ما بچگی لازم رو نمیکنه. وقتی پیش کسانی قراره هرروز باشه که فاصله سنی خیلی زیادی از بچمون دارن بچه نمیتونه همبازی خوبی داشته باشه. بچه ها باید درکنار بچه های دیگه رشد کنن.
مهد خوب بسیار خوبه. و از طرفی مهد بد هم به همون اندازه آسیب زننده است.
ایلیا از بچگی راحت میتونست با همه ارتباط برقرار کنه و خجالتی و وابسته نبود ولی تو همین یک ماهی که به مهد رفته رشد اجتماعی فوق العاده تری داشته؛ بازی کردن با همسن و سالهاشو یاد گرفته؛ استقلالی به دست آورده که هرگز من نمیتونستم این فرصت کسب استقلال رو بهش بدم.
مهمتر از همه غذاخوردن ایلیا عالی شده بچه ای که قبلا حاضر نبود از قاشق و چنگال استفاده کنه. راضی نمیشد بدون وجود کتاب و سرگرمی و حتی گاها موبایل غذا بخوره الان خودش مشتاقانه سر میز میشینه و غذا میخوره با مهارت عالی در دست گرفتن قاشق و تمام اینهارو با دیدن بچه های دیگه از مهد یاد گرفته.
هدف من تشویق به مهد فرستادن نیست صرفا تجاربم هست درخصوص مهد و شاید لازم بود بذارم تا کم کم اون باور غلط نسبت به مهد که از قدیم با ماست از بین بره.
ادامه در تاپیک بعدی
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
ناهار آقاایلیا
سوپ کلم بروکلی
چندوقت پیش ناهار مهد ایلیا سوپ بروکلی بود ودر کمال تعجب متوجه شدم ایلیا کامل سوپ رو خورده و اضافه تر هم خواسته (ایلیا اصلا سوپ دوست نداره و البته ما هم کلا سوپ تو خونه شاید دوماه یبار درست کنیم)
از مربیش طرز تهیه اش رو پرسیدم. امروز همونو درست کردم و ایلیا دوباره کامل خورد.
اب مرغ و هویج و کلم بروکلی و جو پرک و کمی رب و نمک و کمی لیموترش
غذای راحت و بی دردسر که ظاهرا بچه ها همشون دوست دارن چون مربی مهد ایلیا گفت یکی از غذاهای محبوب مهد هست.
اگر دوست داشتین شما هم درست کنین.
(یه موردی که لازمه بگم نظر بچه ها درمورد طعمها با ما خیلی فرق داره. اگر ما از طعم کلم و بوی کلم خوشمون نمیاد یا از غذاهای دریایی خوشمون نمیاد اونو از لیست غذای بچه ها حذف نکنیم. من هروقت عکس غذای ایلیارو میذارم که توش کلم بروکلی داره چندنفر با تعجب میپرسن اینو خورد؟ بله دوستان؛ اغلب بچه ها کلم بروکلی دوست دارن اگر زیر یکسال بهشون معرفی کرده باشین و کنار غذاهاشون گذاشته باشین. )
خاصیتش فراتر از چیزیه که تصور میکنیم به وعدهاشون اضافه کنین اگر تا الان نمیدادین یا کم میدادین...
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
می‌گن هفت سال اول، دوران کاشتن نیست، دورانِ شکل‌گیریِ خاکه. 🌿
من یاد گرفتم که توی این سال‌های حساس، فقط نباید «تربیت» کنم؛ باید «احترام» بکارم، باید «محبت» ببارم. وقتی برای شخصیت کوچولوی من ارزش قائل می‌شم و به جای دستور، با محبت باهاش حرف می‌زنم، دارم با فطرتش بازی می‌کنم. می‌خوام به جای دروغ، صداقت توی قلبش ریشه کنه و به جای نقش بازی کردن، اصالت بخشی از وجودش باشه.

باید برای این بذرها حوصله داشت. نباید اجازه داد خلاءهای عاطفی، حفره‌های روحش رو پر کنن. گاهی وقتی جیغ می‌زنه یا شیطونی می‌کنه، می‌ترسم... اما بعد یادم می‌افته که این‌ها همون تخلیه‌های ضروری‌ان. اگه نذاریم امروز خودش رو خالی کنه، فردا توی طوفان‌های نوجوانی، با شکلی فجیع و آسیب‌زا خودش رو نشون می‌ده.

یادم باشه که اگر امروز بذر محبت و احترام رو درست در دلش نکارم، شاید فردا با کودکی روبرو باشم که خودش بلد نیست برای خودش ارزش قائل بشه؛ و همان‌طور که می‌گن: «مَنْ هَانَت عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ»؛ کسی که برای خودش شخصیت و ارزشی قائل نیست، از شرّ و آسیب خودش هم نباید در امان بود.بیا اجازه بدیم بچگی کنه، تا بزرگ بشه و اصیل... ✨

#تربیت
#استادحائری‌شیرازی
مامان رستا🌸💞 مامان رستا🌸💞 ۱ سالگی
امروز رستا رو برده بودم پارک ، دو سه تا بچه تقریبا هم سن و سال رستا بودن به همراه پدر و مادراشون . یکی از بچه هارو پدر و مادرش با ترس و لرز میزاشتنش رو تاب و خیلی اروم هلش میدادن و یکیشون از پشت و یکیشون از جلو مواظبش بودن که نیوفته و سرسره هم که اصلا نبردنش و میگفتن خطر ناکه(در حالی که من تو پارک فقط مواظب رستا هستم و سعی میکنم خودش از پس بالا رفتن از سرسره و پایین اومدن ازش بربیاد و روی تاب هم محکم هلش میدم)(کلا تلاشم رو اینه که دخترم مستقل بار بیاد و از چیزای الکی نترسه،البته که خودم همیشه حواسم بهش هست) . یکی دیگه از بچه ها روی سرسره وایستاده بود و راه بقیه بچه ها رو بسته بود و بچه پشت سرش که هم سن بودن یکم سرش داد زد . مامان اون بچه که وایستاده بود اومد و با الفاظ خیلی رکیک به بچه ای که داد زد توهین کرد و بچشو برداشت و برد . (میخواستم بهش بگم اون بچه هم سن بچه خودته و این نوع فحش دادن بهش درست نیست) دارم به این فکر میکنم که چقدر سبک های تربیتی مختلفی وجود داره و در آیند ه قراره بچه ای که کلی روی تربیتش حساسیم با هر نوع بچه ای و از هر نوع خانواده ای هم کلاس بشه و احتمالا اکثر اون کارها رو یاد بگیره . به نظرتون از الان چیکار باید کرد که این جور بچه ها روی بچه های ما تاثیر نزارن ؟ من خیلی بچه هایی رو دیدم که واقعا هر نوع فحشی رو بلدن و از گفتنش خجالت نمیکشن.