۲ پاسخ

دقیقا منم امروز داشتم سوالامو نگاه میکردم و میبینم چقدر زود گذشت و البته سخت!😉😘. حال دلت خوب باشه عزیزم

دقیقا 👏🏻👏🏻👏🏻

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۱ ماهگی
و اینچنین بود که گلباران شدیم به لطف برادر عزیزمون، محمدعلی😄😂
خودشم نشسته نگاه می‌کنه
خوب شد گلاشون مصنوعی بود🤦🏻‍♀️

یه چیزی رو میخواستم تعریف کنم که چند روزی هست توی ذهنم ‌می‌چرخه...
گفتم با یه عکس خودمونی باشه بهتره😁
میشه از عکس های قشنگ و گوگولی استفاده کرد✨
ولی احساس میکنم همین مدلی که باشه انگار مخاطبم اومده خونه‌مون و دارم براش تعریف میکنم، اگرچه اینجا هم خونه‌ی خودمون نیست ولی به هر حال فعلا داریم زندگی می‌کنیم دیگه🙃
حالا ماجرا رو بگم🌝
چند روز پیش ما اومدیم خونه‌ی قبلی رو تحویل بدیم و برگردیم قم، شوهرم و بچه ها جلوتر رفتن، منم در ساختمون رو بستم و اومدم بیام که دیدم دخترم رسیده جلوی پله ها و می‌ترسه بره پایین، دستشو گرفتم، اون حتی من رو ندید ولی همین که دستش رو گرفتم انگار حسابی شجاع شد و خودش از پله ها رفت پایین🫠
تا زمانی که من رو نزدیک خودش حس نکرده بود اون شجاعت لازم برای کاری که فکر میکرد سخت و خطرناک هست رو نداشت🥲
خیلی وقتا بچه ها آینه‌ی خودمون هستن، توی این موقعیت احساس کردم چقدر رفتار دخترم شبیه رابطه من و خدا بود، رابطه هر بنده‌ای با خدا... تا وقتی که خودمون رو تنها میبینیم حس میکنیم از پس تصمیم های سخت و موقعیت هایی که برامون ترسناکه نمیتونیم بر بیایم، وقتی با یه نشونه‌ای، یه اتفاقی، با یه توسلی خدا رو کنار خودمون پیدا میکنیم انگار دلمون گرم میشه و تازه میتونیم با اطمینان به اون موقعیت نگاه کنیم تا راه عبور رو پیدا کنیم...
اگه کمی عمیق‌تر به زندگی نگاه کنیم درس های قشنگی برامون داره🥰
#فرزندپروری
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
بشه ها یه لحظه بیاین لطفاً. میگم من یه مدته خیلی زود رنج و دل نازک شدم. در کل همچین آدمی هستم در حد کم. اما الان بخاطر بچه داری بیشتر شده. یکی یه چیز کوچیک بهم میگه یا حالت شوخی سریع ناراحت میشم .بهم بر میخوره . یا بعضی وقتا جواب میدم .حتی اگه جوابم ندم از قیافم فحش خواهر مادر زیرنویس میشه 😑 بعدا خیلی از دست خودم عصبانی میشم که چرا اینطوری ام .چرا جلو بقیه یکم سیاست ندارم .سریع عصبانی میشم. بعضی وقتا همسرم یه چی میگه زود عصبانی میشم .بعد میگه مشخصه امروز اعصاب نداری یا حتما یه چیزی شده. بعد مشکل اینه که بقیه هم اصلا درک نمیکنن که این اخلاقم واسه سختیای بچه داریه. فک میکنن مثلا از عمد اینطور رفتار میکنم. درصورتی که بیشتر وقتا دست خودم نیست و بعدش ناراحت میشم که چرا اینطور رفتار کردم. خیلی به کسایی که کلا بیخیالن غبطه میخورم. مثلا جاریم کلا نسبت به حرف و رفتار بقیه کاملا بیخیاله .رابطمون با مادرشوهرمون خوبه ولی کلا اگه یه وقت عصبانی و ناراحتم باشه هرچی بگه جاریم اصلا به روی خودش نمیاره .لبخند میزنه.شوخی می‌کنه یا سکوت می‌کنه . سریع هم یادش می‌ره . نسبت به بقیه هم همینطوره. بنظرتون بچه بزرگتر بشه . منم بهتر میشم. راستش بیشترین سختیش اینه که نمیتونم به بقیه بفهمونم بخاطر بچه داری گاهی وقتا اینطوری میشم و دست خودم نیست حتی به شوهرم. میگه پس بقیه که بچه دارن چیکار میکنن . تو سریع به آدم می پری
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک#قطره آهن
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
لازمه این رو بدونیم بچه ها با هم متفاوت هستن
مثلا بچتون که دنیا اومد چرا نگفتن چه فرقی داره همه بچه ها مثل هم هستن
نه بچه ها خانواده ها و گروه خونیشون و همه چیزشون متفاوت بوده
پس روان اون بچه هم فرق داره
وقتی بچه شما با بچه تخت بغلی متفاوت بوده پس بچه تو مدرسه و بچه ها تو مهمونی همه با هم متفاوت هستن پس ما باید اون ویژگی هارو در روان کودک باید متوجه بشیم
مثلا اگر یک راه حلی در بچه دوست من مؤثر بوده قرار نیست در بچه من هم مؤثر باشه
دلایل رفتار بچه ها تو چهار قسمت می‌گنجه:
دلایل جسمی
ویژگی های روانی
دلایل محیطی
مسائل ارتباطی
یکی از چالش‌ بچه ها که برای دستشویی رفتن بیاید با این چهار دسته دلایل رو بررسی کنیم
تصور کنید یه بچه ۴ یا ۵ ساله هستید
اولین بار که پی پی رو دیدید ترسیدید و حس کردید یه چیزی از شما کنده شده بعد هم بخاطر یبوست درد شدیدی رو احساس کردید و دیگه همش می‌ترسید که اون درد بیاد سراغتون برای همین یه راه حلی برای خودتون پیدا کردید اینکه انقدر خودتون رو نگه می‌دارید که دیگه پی پی نیاد که اون درد رو تجربه نکنید
حالا شما برای خودتون راه حل پیدا کردید و دارید با این ترس سرو کله می‌زنید و اون طرف مادرتون هی میاد بالای سرتون
ااا پی پی داری ببین خودت رو نگه داشتی
الان مشکل پیدا میکنی ها
چرا اعصاب من رو خورد میکنی
و براتون سوال میشه نکنه مادرم میخواد من رو اذیت کنه
نمیفهمه من درد دارم و ازین میترسم اون نمیدونه شما به مسائل اون واقف نیستید و ببینید چقدر قضیه برای بچه ترسناک و دردناک میشه و این بچه میوفته تو چرخه لجبازی و بیشتر خودش رو نگه میداره
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
اینروزا خیلی به پیامهای مادرا تو گهواره نگاه میکنم و بیشتر ازقبل متوجه میشم چقدر ما مامانا ترسها و نگرانی ها با خودمون به همراه داریم که تمام اینها باعث رشد نادرست و محدود کردن بچه هامون میشه.
به وفور دیدم تاپیکهایی که مادرا نوشتن از ترس ویروس و مریضی بچه هارو دیگه به خانه بازی نمیبرن. یا از ترس افتادن زمین اونارو سوار تاپ و سرسره نمیکنن یا مورد وحشتناکتر از همه اینا از ترس چشم و نظر بچه رو تو جمع فامیل نمیبرن. یا موردی که زیاد میبینم نگرانی مادرا از اینکه بچم بلافاصله بعد از فلان غذا فلان چیزو خورد دل درد نشه! شام خورد و بلافاصله خوابید حالا مریض نشه! یا اینکه از ترس اینکه بچه اذیت نکنه سفر نمیرن.
یا موردی که به وفور دیده میشه وسواس درمورد تک تک رفتارهای بچه و ترس از اتیسم! و برچسب اتیسم زدن به بچه هاشون.
دوستان باور کنین هیچ چیز به اندازه ترسها و نگرانی های ما به بچه هامون آسیب نمیزنن.
نفرستادن بچه تو جمع هم سن و سالاش از ترس ویروس از هزاران بیماری بدتره. نبردن بچه به سفر بدترین آسیب شما به اوناست. نگرانی های مادرا برای اینکه فلان غذارو با ماست و شیر و... ندم فلان میشه بیشتر به بدن بچه آسیب میزنه. گرفتن دائم دست بچه از ترس افتادن زمین مانع رشد فیزیکی بچه میشه.
برای داشتن بچه های سالم ازنظر روانی ماها باید وسواس ها و ترسامونو بذاریم کنار. بچه ها بایدبیفتن زمین که معنی مراقبت از خود رو بفهمن؛ بچه ها باید با همسناشون وقت بگذرونن تا آداب اجتماعی یاد بگیرن؛ بچه ها باید برن سفر؛ همه غذاهارو تست کنن خودشون بدون ترس از کثیفی لباس و خونه؛ باید به خاک دست بزنن تا رشد کنن بدون ترس از اسهال و کثیفی و...
(اجازه بدیم بهشون که رشد کنن تاجاییکه خطر جدی نداره براشون محدودشون نکنیم.)
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
مثلا یه بچه ای می‌بینید توی جمع قشرق میکنه و مادر با بچه همدلی میکنه و بچه آروم میشه و یه بچه ای این راهکار روش جواب نمیده حتی ممکنه برای بچه خودتون الان یه کاری انجام بدید و جواب بگیرید فردا همون رو انجام بدید و جواب نده چون رفتار بچه شما ممکنه روز بعد دلیل دیگری داشته باشه
چون ما تنوعی از دلایل داریم پس تنوعی از راه حل ها هم داریم
حالا تو این تفاوت ها و اخلاق هاما دو تا راه کار داریم یه سری راه کارهایی که تو لحظه به ما کمک میکنه و موقعیت رو آروم تر و جمع و جورتر کنیم این راه کار ها کوتاه مدت
اما یه سری راه کارها تو بلند مدت موثر هستن کمک میکنن اون مسئله کاملا حل بشه مثلا اون بچه دیگه لجباز نشه(منم با این راهکارها تونستم خیلی رفتارهای پسرم رو حل کنم البته تو فرزند پروری توضیحات بیشتر هم داده شده )و اگر گاهی لجبازی میکنه من بتونم مدیریتش کنم
الان در مورد راهکار کوتاه مدت و گام هایش میگیم ۳ راهکار در این مواقع کمک می‌کند
۱.همدلی
۲.به کودک توضیح بدهیم چرا اون چیزی که میخواد مناسب نیست
۳.چه چیزی رو میتونیم به جای اون پیشنهاد بدیم
حالا این ۳ گام رو ببریم تو موقعیتی که بچه داره برای خواب مقاومت میکنه
حتما این براتون آشناست که شما خسته اید و بچه زود باید بیدار بشه فردا صبح و فرزندتون نمیخوابه و شروع کرده به اذیت کردن
اول همدلی میکنیم چطور همدلی کنیم؟
سطح کودک میشیم و میگیم میدونم دوست داری بیشتر بازی کنی میدونم دوست داری بیشتر برات قصه بخونم میفهمم دوست داری بیشتر بهمون خوش بگذره اینارو توضیح میدیم ما میخوایم کودکتون بفهمه شما کاملا درکش میکنید و حالش رو می‌فهمید و چی داره بهش خوش میگذره
همدلی باید حرف زدن و طرز رفتارمون متناسب با موقعیت باشه