۱۳ پاسخ

عزیزم خدا قوت بهت بده
فولیک اسید بخور ویتامین دسه ١٠٠٠ بخور
خیلی سخته اما اگه شوهر خوبی داری عیب نداره دوتا باهم خوبه

مبارک باشه
بله قضاوت با تهمت و دروغ همراهه حتی
چه خوب که اینطور نوشتید

منم همش کسایی که میگن ناخاسته باردار شدیم قضاوت میکنم مامانم همیشه میگه نکن سرت میاد

اجی اصلا قضاوت کردن کار درستی نیست
من تمام تلاشم رو میکنم ک کسی رو قضاوت نکنم
مبارک باشه

سویق پودر سنجد گندم جو و حبوبات هست خیلی مقوی

سویق کامل از عطاری بخر با شیر محلی و خرما بخور. خیلی خوبه هم. جنین قوی میشه هم خودت ضعف نمیکنی

من هرکاری کنم خدا فوری میزنه تو سرم اصلا برا اون دنیا نگه نمیداره 😬

اره واقعا منم خیلی به کارما اعتقاد دارم
مبارک باشه انشالله بسلامتی بگذرونی این دورانو
فقط اروم باش اخبار دنبال نکن که نینی اذیت نباشه

منم سرم میاد سریع 😃

عزیزم سونو جنسیت رفتی؟

وای من شب تو خواب میدیدم باردارم،همش مثل کابوس شد هی میگفتم من چیکار کنم دخترم پس چی؟اصلا از وقتی بیدار شدم منگم
واقعا نباید قضاوت کرد خیلی سخته

دقیقا همینطوره 👌🏼

کاملا درسته
من حتی جرات نمیکنم تو ذهنمم قضاوت کنم ، چه برسه بیام اینجا بنویسم و دلی بشکنم

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
«حس عجیبی دارم... دوباره توی اتوبوسِ رشت به تهرانم...

ذهنم پر کشید به چند سال پیش، وقتی که دانشجو بودم و با یه بلیط پونزده تومنی همین مسیر رو می‌رفتم. چه دنیای متفاوتی!!اون‌موقع یه دخترِ درون‌گرا بودم که کل مسیر رو می‌نشست و به آدم‌های دوروبرش توجه میکرد اما سختش بود ارتباط بگیره.
توی ذهنم واسه همه‌شون قصه می‌ساختم و شخصیت‌شون رو تحلیل می‌کردم؛ گاهی پادکست گوش می‌دادم و گاهی آهنگ، و غرق می‌شدم توی دنیای خیال‌بافی‌هام...

جالب اینجاست که همیشه توی اون خیال‌پردازی‌ها، آخرش خودم رو با چند تا بچه تصور می‌کردم. انگار که عشقِ به مادری همیشه گوشه‌ی قلبم بود؛ توی همون رویاها هم با بچه‌هام می‌رفتم پیک‌نیک و کارهای هیجان‌انگیز می‌کردم!

حالا نگاه کن! الان دوباره توی همون مسیرم، ولی این بار دو تا کوچولو توی بغلم خوابیدن. دستم از سنگینی‌شون خواب رفته، اما ذهنم رفته به روزهای گذشته...
نمی‌دونم، شما هم مثل من هستین یا نه؟ این‌قدر احساساتی هستین که با هر نشونه و هر مکانی، پرت بشین به گذشته و همه خاطرات براتون زنده بشه؟

دارم به چند سالِ دیگه فکر می‌کنم؛ به روزی که دوباره توی همین مسیرم... اون موقع چی یادم می‌آد؟ احتمالاً به همین روز فکر می‌کنم و با لبخند می‌گم: «وای... بچه‌هام چقدر کوچولو بودن.»

زندگی عجیبه، نه؟»


شیرخشک پوشک زایمان بارداری
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
ترک شیر واسه من یه امر محال بود.. به خاطر وابستگی شدیدی که پسرم به شیشه داشت و اگه توی خواب شیر طلب  میکرد و مثلا میخواستیم ندیم و حواسشو پرت کنیم
یا توی پتو تکونش بدیم غوغا میکرد...

طوری که من با خودم میگفتم هیچوقت موفق به این
کار نمیشم
اما اینقدرراحت این پروسه طی شد که اصلا فکرشو نمیکردم😍☘

از شیری که نزدیک صبح میخورد شروع کردم وهرهفته یک درجه از شیرو کم کردم
که اگه مثلا بین 10 الی 11 شب میخوابه تا 8 الی 9 صبح بدون شیر باشه.

وقتی رسیدم به 2 درجه دیگه بیدار نشد

شیرِ نزدیک صبح قطع شد و تثبیت شد

رفتم سراغ شیری که قبل خواب ظهر و شب حتما باید میخورد .

اول باید خود شیشه ترک میشد که وابستگی آوره و اگه ترک بشه این پروسه رو خیلی راحت تر میکنه

قبل خواب بهش گفتم از این به بعد قراره شیر توی لیوان
بخوریم با نی ( با حالت ذوق زدگی که وای ببین چه باحاله و یک عدد نی گذاشتم توی لیوان
و همین که میخورد مدام میگفتم آفرین ارسلان چه قدر قشنگ میخوری چه قدرخوب بلدی و...

ادامه داره...

بارداری زایمان پوشک شیرخشک بچه مادر تب پستونک واکسن
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی؟
و یه وقتایی تو بچگی میخوای بگی منم میتونم زور بگم فقط تو نیستی که زور میگی
و آخر به لجباز شدن بچه ختم میشه در نهایت یه چیزی خراب میشه و بچه بازی لج رو شروع میکنه و همه این چیزها حول یه عامل میچرخه اون عامل ارتباط
وقتی آدم ها با هم کل کل میکنن همکاری نمیکنن یکی به دو می‌کنند یک چیزی اون وسط خراب میشه و اونم رابطه هست نه شما هستین نه کودک
فقط رابطتتون خراب شده بخاطر عدم آگاهی و کسی بهمون یاد نداده باید رابطمون رو با عزیزانمون بسازیم
رابطه ساختنیست و بافتنی نیست
انقدر با همه کل کل کردیم فکر کردیم باید با بچه هم کل کل کنیم که نه اینطور نیست رابطه یاد گرفتنیه و خود به خود بهش آگاه نیستیم
ما باید یاد بگیریم رابطه با بچه ها را بسازیم رابطه وقتی شکل میگیره که ما اول خودمون رو بشناسیم و وقتی بخوایم بچه شادابی رو پرورش بدیم خودمون کی هستیم و چه ویژگی هایی داریم و فرزندمون چه ویژگی هایی داره و چی تو سرش میگذره و رابطه یک طرفه نیست دو طرفه هست
مثلا بدونیم بچه من با صدا بهم میریزه ،بو اذیتش میکنه
آیا بچه من دوست داره روتین داشته باشه؟روتینش بهم بریزه خیلی آشفته میشه؟و چقدر بچم رو میشناسم
مثلا اگر فلان لباس به بدنش بچسبه اذیت میشه؟یا مشکل حفظی داره ؟پس باید کودکم رو بشناسم