پارت چهارم

یعنی ۱ دهم درصد فکرم سمت این نمیرفت شاید باردار بشم این ذهنیت هم که دکتر گفت فولیکول نداری این ماه باردار نمیشی تو ذهنم بود
خلاصه بیبی چک خریدم البته قبل خرید بیبی چک دو لیوان دمنوش رازیانه و کلی دارچین خوردم ولی پریود نشدم منم که حالا مطمئن بودم بیبی چک منفیه دیدم دو خط پر رنگ انداخت اصلا باورم نمید عکسو گذاشتم همه میگفتن مبارکه هر چی میگفتم فولکیول نداشتم گفتن خدا بزرگه واین چیزا برای خدا هیچی نیست
خلاصه آزمایش بتا هم دادم و مثبت شد رفتم پیش دکترم اونم خیلی برام خوشحال شد و گفت که اون فولیکولی که نداشتی بچه شده واسه همین فولیکول نداشتی خلاصه با اینکه بچم با برنامه من جور نبود و آزمونمم رد شدم و کلی گریه کردم اوایل ولی الان همه زندگی مامان و باباشه
الان چهارناه رو تموم کردم و یه دخملی ناز توی شکممه و لحظه شماری میکنم که صورت ماهشو ببینم
برای همه خواهرهای گلم که در انتظار باردار شدنن دعا میکنم خدا مثل من شما رو هم سوپرایز کنه و به زودی زود دامنتون سبز بشه😍❤️

۵ پاسخ

ی سری ی متنی خوندم میگفت بچه ها زمانی وارد زندگی ما میشن که ما به اونا احتیاج داریم نه اونا به ما
در پارت های قبلی گفته بودین که زمانی به فکر بچه دار شدن میفتم که حس کنم احتیاج دارم ی همچین چیزی بود
و الان براتون خیلی خوشحال خدا براتون حفظش کنه🤍🥰

اخیییی😍😍😍😍 خدا برات حفظش کنه عزیزم خیلی جالب بود
منم معجزه خدا رو بعد سه سال دیدم

یعنی نذاشتی یه ماه اقدام کنی بعد رو خودت عیب و ایراد بذاری دختر
لتروزول رو همون ماه اول بهت داد؟!! چه دکتریه بابا!!!

ای جاانم عزیزم بغضی شدم🥺خدا تو دلیتو حفظ کنه برات

ای جانم انشالله بسلامتی بغلش کنی عزیزم 🩷😍

سوال های مرتبط

مامان ماهد مامان ماهد ۲ ماهگی
سلام خانم‌ها، منم میخوام از تجربه‌ی بارداریم بگم:
من ماه دوم اقدام باردار شدم، ماه اول روزی که تو اپلیکیشن زده بود تخم گذاری و دو روز بعدش اقدام داشتم و فکر میکنم تاریخ تخمک گذاریم درست نبود، چون لقاح انجام نشد و یک روز زودتر از موعدم پریود شدم.
ماه دوم دقیقا از فردای تموم شدن پریود شروع کردم تا یک هفته قبل موعد. تقریبا یک شب در میان رابطه داشتم گاهی هم فاصله زمانیش بیشتر میشد چون من تقویم نجومی رو هم برای اقدام برسی میکردم و روزهایی که مجامعت خوب نبود رابطه نداشتم. صبر کردم تا موعد پریودم برسه، دو روز که عقب افتاد بی بی چک گذاشتم و منفی بود، فرداش مجدد گذاشتم و بازم منفی بود، اما از اونجایی که اصلا سابقه‌ی عقب افتادن پریود اونم بیشتر از ۳ روز رو نداشتم و خط کنترل بی‌بی چک‌ها هم کم رنگ بودن احساس کردم خراب باشن (مارک vitaSign) برای همین به همسرم گفتم از یه مارک دیگه بره بی بی چک بگیره. (مارک مدیکور و خودکاری لاوین رز) خلاصه ۴ روز بعد تاخیر با دوتا مارک دیگه بی‌بی گذاشتم و جفتشون بلافاصه مثبت شدن.
از علائم هم بخوام بگم از یکی دوز قبل پریود به شدت حس پریود شدن داشتم. ترشحاتم خیلی زیاد و آبکی شده بود، سینه‌هام درد میکرد، سیاتیکم تیر میکشید و پا درد بودم. به جز درد سینه و ترشح زیاد بقیه علائمی که داشتم مثل علائم pms بود.
هر چیزی که فکر میکردم برای کسایی که تو اقدامن مفید میتونه باشه رو گفتم. امیدوارم همه کسایی که دلشون نی‌نی میخواد خدا بهشون ببخشه.🤲🏻💙
مامان پسرم🩵 مامان پسرم🩵 ۸ ماهگی
دخترا من 7 سال پیش که از تعیین جنسیت دخترم اومدم و به خانواده همسرم گفتم بچم دختره جاری بزرگه من برگشت گفت که خاک تو سرت همه ما پسر دار میشیم جز تو من خیلی دلم شکست 🥹🥹🥹 یادمه لقمه دهنم بود و از گلوم پایین نرفت شب همون روز من خواب دیدم یه آقای ریش سیاه قد بلندی دست منو گرفته داره می‌چرخونه دور کعبه بهم گفت چرا ناراحتی ناراحت نباش تو دو تا بچه پسر داری اسم یکیشون سجاد هست و یکی هم امیر علی
سال ها گذشت و من تو این بارداریم قبل اینکه بی بی چک بزنم دوباره خواب دیدم که یه برگه سفید رنگ هست که روش دو تا خط بیبی چک هی بالا میره و هی پایین میاد بعد چند دیقه دوتا خط قرمز شد دقیقا مثل خط بیبی چک بعد اسم آقا امام زمان علیه السلام نوشته شد با رنگ سبز دور خط بیبی چک 🥹
بعد از رو کاغذ گل پرت میشد سمت بیرون دقیقا مثل تولد امام زمان یا امام رضا که گل میریزن
فردای اون روز من بیبی چک زدم و دیدم که مثبته و الانم بچم پسره الحمدالله من خیلی تو تلاشم که اسم بچم رو یکی از این 3 تا اسم بزارم ولی همسرم میگه یا ساواش بزاریم یا بورهان ولی من دلم میخواد امیر مهدی یا مهدی بزارم به همسرم میگم این خواب ها یه علامته نباید نادیده بگیریم نظر شما چیه دوستان 🥹
مامان یاسین👶🏻🩵🧸 و تو دلی🩷 مامان یاسین👶🏻🩵🧸 و تو دلی🩷 هفته بیست‌ویکم بارداری
تاپیک هارو می خونم میبینم چقدر همه خسته و درمانده ایم این سن بچه ها که نزدیک یک ساله شدن هستن چقدر سخت و طاقت فرساست🥹 در کنار همه ی اینا تصور کنید باردار هم باشی😃🫠
این میدیدم که خانومای گهواره هزارتا فحش به خودشون میدن که دیگه باردار نشن به این زودی ها و همین یکی بسه و فلان همش باخودم میگفتم نکنه کار اشتباهی کردم(البته این فسقلی تودلی یهویی اومد) که زود حامله شدم نکنه به غلط کردن بیافتم همش فکرم درگیر بود تا اینکه یه روز که داشتم مدارکمو منظم میچیندیم دیدم چقدر در راستای بچه دار شدن من این ور اونور رفتم چقدر بدنمو دستخوش آمپول و کوفت و زهرمار کردم سه سال پییاپی بیشتر دکترهای شهرمو رفتم خیلی هاشون با دادن داروی اشتباه چندماه منو از مسیرم عقب انداختن فکرم و ذهنم چقدر درگیر داشتن یه بچه و صدای اون توی خونم بود و… سرتون رو درد نیارم شنیدید میگن قدر نعمتو اونی که ندارتش میدونه؟! من همون آدم بودم و وقتی همه ی اینا دوباره برام یادآپری شد خداروشکر کردم که بی دردسر باردار شدم هرچند که خیلی زود بود اما خب خواست خدا بود 🥰
خواستم بگم الان نه هاااا😂 یه چند سال دیگه(خیلی دیر نه) این فسقلی ها که از آب و گل دراومدن یکی دیگه بیارید🤪

پ.ن: عکس هم یاسینی و پسرداییش هستن که ۹ماه باهم فرقشونه قراره بزرگ شدن کلی باهم خوش بگذرونن😻😘