هنو منتظر این لحظه ام ک با عشق براش بسازم 🥺💔
منم بعد دوسال اقدام بخاطر کمر درد شدید رفتم مطب دکتر که زیر نظر اش بودم بعد با سنو واژینال که کرد گفت یچی کوچولو تو شکمت است امکان دارد باردار باشی اورژانسی فرستاد تا آزمایش بتا بدم بعد 20دقیقه فهمیدم باردار استم شوهر سر کار بود هی زنگ میزد که چی شد چون از قبل خبر داشت منم از بس هیجانی شده بودم بهش از پشت گوشی گفتم باردارم خیلی خوشحال شدیم ومنم کلی اشک ریختم
منم بعد از ۱ سال خواب دیدم ک تو حرم امام رضا یکی بهم بچه داد و کلی کالسکه بود بعد از ۵ روز تاخیر بی بی مثبت شد و با شوهرم بودیم ک کلی گریه کردیم برای یکی یدونمون🥹🩷
تنها بودم همون ١٩ دى بود
وحشششت زده، گريم گرفت از ترس دور خودم ميچرخيدم فقط، دست و پام يخ كرده بود، جرعتم نميكردم پامو از در بذارم بيرون برم ازمايش بدم، من ابدا به بچه دارشدن فكر نميكردم
كل وجودمو استرس گرفته بود، چند روز طول كشيد تا بتونم برم ازمايش بدم تو كما بودم تا چند هفته بعدش
آخی عزیزم مبارکت باشه
دعا کن همینجور ک خدا برات معجزه کرد برای کنم معجزه کنه
منم مثل تو شدم ولی برعکس شوهرم قهوه دم کرد بخور ک بیوفته😂
منم نخوردم😅
میشه برای من دعاکنید این ماه بی بی چکم مثبته بشه خیلی داره بهم سخت میگذره این روزا…😔💚🕊️🤍
من بعد دوسال با یه سقط توی جنگ ۱۲ روزه بود با دارو بود که باردار شدم شوهرم داشت میرفت شهرستان و منو گذاشت خونه مامانم بیبی چک گذاشتم حاله کمرنگ بود باور نکردم ولی با این حال به شوهرم پیام دادم فکر کنم مثبت چون با دوستاش بود نمیتونست واکنش نشون تا رفت و برگشت منم فردای اون روز رفتم آزمایش و عدد بتا ۸۰ بود خیلیییییی گریه کردیم هم من و شوهرم هم خانواده ام 🥲😭 من شوهرم مرفولوژیش ۲ بود خیلیییی اذیت شدیم جفتمون با رژیم و دارو الان که شب کنار دخترم میخوام نشده گریه ام نگیره و برای اونایی که چشم انتطارن دعا نکنم .....با تمام سختی هاش شیرین 😭😭🥲
من پسرم دوسالش نشده بودتقریبا یکیدو هفته مونده بود به تولد دوسالگیش
منم دم ماه رمضون بود منتظر اینکه پریودشم
یه دفعه به خودم گفتم چرا پریودنشدم دو روز مونده ماه رمضون گفتم یه بی بی بزنم منفی شد بردارم دوا دمنوش بخورم پریودشم چون طول پریودی منم دو روزس گفتم روزه هامو کامل بگیریم هیچی دیگه
بی بی زدم مثبت شددنیاروسرم خراب شد گریه پشت گریه به کسی معلوم نکردم دو سه روز بعدش به همسرم گفت شک دارم بی بی بخر زدم دم صبح دیدم عه بازم مثبت شداوردمدبه همسرم نشون دادم چیزی نگفت خندیدپتوکشیدسرش خوابیداول صبح بوداسترس نگرانی ترس وجودمو میگرفت ناشکری نمیکردم به فکرسقط نبودم چون خدا شناس خداترسم نگرانی اینکه پسرم کوچیک یه پسر ۱۱ساله هم دارم خلاصه گذشت رفتم سونوی قلب وقتی دیدم تشکیل شده صدای قلبشو شنیدم انگار یه چیزی تومن به وجود امد حس دوستداشتنش هرلحظه واسه نعمت یهویی که خدا داده بهم بابت سختیاش بازم شکرمیکنم خیلی مشتاق علاقه پیداکردم این دوره بگذره زودی بچه نازم رو بغل بگیریم ان شاءالله قسمت همه چشم انتظارا ینجوری یهویییی
داستان منم دقیقا همینه خخخ شوهرم واریکوسل داشت یسال بعد عمل نمیشدم بیخیال بارداری بودم ۱هفته عقب افتاد شک نکردم ب اسرار اطرافیان تست زدم شوهرم رفت آورد ک بیبینه و مثبت شد من گریه اون زوق و خنده 😄
من اولی ۴صبح بعد ۵روز تأخیر بی بی چک زدم سریع دوتا خط شد کلی ذوقیدم،رفتم دیدم همسرم بیدار شده پرسید چی شد گفتم مثبت شده،کاش دوباره تجربه کنم منتظرم
من چون دوماه و نیم قبلش سقط کرده بودم فکر نمیکردم به این زودی حامله باشم تست زدم مثبت شد زنگ زدم به شوهرم گفتم فرهاد اقا تر زدی تستم مثبته 😆 میگفت به من چه من خواب بودم هرکار بوده خودت با من کردی
من باردار بودم و همسرم فکر میکرد پریودم .۸ هفته که میخواستم برم سونو قلب بهش بی بی چکمو نشون دادم گفتم عصر بریم دوتایی ببینیمش .کل روز میگفت نکنه داری شوخی میکنی .عصر رفتیم دیدیم و تا صدا قلبشو شنید جا خورد باورش نمیشد .کل راه تو شوک بود خیلی باحال بود بغض کرد خودمم تا اون لحظه تو شوک بودم باورم نمیشد تا صدا قلبشو شنیدم .
من بعد ۴ماه اقدام باردار شدم مامانم پاش رو عمل کرده بود درگیر پرستاری از اون بودمممم
۵روز تاخیر خوردم کفتم شایذ زیاد خودم رو خسته کردم از اونه با این ک من تا ب حال ی روز هم تاخیر نمیخوردمممم
خلاصه با اسرارررر بقیه بی بی زدم ساعت ۵صب🤣🤣🤣
شوهرم خواب بود
درجا دو خط پر رنگ افتاد ی حال دیگ داشتم انگار رو ابر ها بودم با گریه زود زود ب خودم میگفتم عههه مامان شدم من مامان شدمممم
بعد با ی کاغذ ک روش نوشته بودم باباییی من اومدم ت دل مامانمممم بی بی گذاشتم کنارش صب ساعت ۸هم همسرم دید کف یعنی نی نی داریم کفتم ارههه گف یعنی ت دلته؟
گفتم اره دیگ بعد پرید بغلم کرد و گف خداروشکر ک ب آرزومون رسیدیم اینم از خاطره بی بی مثبت من🤣😍🥹
ایشالله قسمت همه چشم انتظار هااااااااا🩷
منم بعد یکسال و سه ماه اقدام شدم
امید نداشتم یه بی بی چک تو خونه بود قبل موعد زدم دیدم هاله کمرنگ افتاد فرداش رفتم چندتا خریدم و زدم مثبت شد
روز پدر بود ک به شوهرم گفتم مبارکه دوباره داری بابا میشی
مبارک باشه عزیزم
مشکلت چی بود ک با قرص پریود میشدی؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.