۱۰ پاسخ

ریحانه جان.
بهترین کار این هست که بی خیال بشی و هیچ وقت منتظر بقیه نباشی
هیچ وقت محبتی رو به قصد جبران بقیه انجام نده
چون فقط خودت اذیت میشی
هر کاری میکنی واسه دل خودت و آرامش خودت بدون توقع برگشت انجام بده

همین استوری و پروفایل گذاشتن اهمیت نمیدم یعنی داری اهمیت میدی، و به دیگران نشون میدی چجوری میتونن بهت ضربه بزنن، تمرین کن خود دار باش نشون بده به کسی جز خدا احتیاج نداری ببین بعد یه مدت چقدر حالت خوب میشه

سلام.
ان شاء الله گل پسرت زود خوب بشه.
بنظرم کاری نکن و بی اهمیت باش،ب خاطر هیچکس خودتو داغون نکن

بیخیال باش و مثل خودشون رفتار کن

اینم حرف دلمه

تصویر

هی 😪یکی مثل من حسرت خواهر. یکی مثل شما 😔

بیخیال عزیزم

انشاالله ک پسرت زودترخوب بشه ولی ب نظرم بروی خودت نیار ولی عین خودشون رفتارکن

باهرکسی مثل خودش باشی ن دیگه ناراحت میشی ن دیگه اعصابت خردمیشه

اخی عزیزم میفهمم حست رو حق داری واقعا🥹

سوال های مرتبط

مامان ❤جوجه کوچولو❤ مامان ❤جوجه کوچولو❤ ۶ سالگی
خیلی دلم گرفته ،هر کاری میکنم آروم نمیشم‌ 🥺
پسرم خیلی مهربونه و تنها شلوغیش اینه شاید ی موقع با باباش کشتی یا نشت بازی کنه و کلا با کسی کاری نداره و زود کنار میاد . به زور از کسی چیزی نمیگیره . بنظر من و شوهرم نمی تونه از خودش دفاع کنه . اگر بخواد بزنه دستش ماشاالله محکمه اما نمیزنه حتی اگر هولش بدن یا اذیت کنن . 🥺 ایراد بزرگی که داره اینه فکر می‌کنه باید همیشه ی چیزی بخره حتی اگر به دردش نخوره . دلم خیلی می سوزه اصلا سیاست نداره . بچه های فامیل یا همکلاسی‌اش رو میبینیم غصه بسرمو می خوریم . ما مقصریم همیشه گفتیم. لوس نباش ، نزن ، با دیگران با احترام رفتار کن ،تو کلاس اذیت نکن ،مهمونی شلوغ نکن و..... . کلا خودم و همسرم خیلی عاطفی هستیم و بنظرم پسرم رو خیلی عاطفی بار آوردیم . دختر خواهرم یا پسر برادر شوهرم و بقیه آنقدر مغرور و با سیاست هستن که اصلا غصه رفتار بد دیگران یا بازی نکردن و حرف نزدن و.. بقیه رو نمی خورن . اصلا به قول خواهر زادم میگه اهمیتی نداره کسی منو دوست داره یا نداره ،اینو می خره یا نمی خره و.. خیلی همشون زبون دارن اما پسر من اینجوری نیست . احساس خوبی ندارم به این که این همه با محبته و سعی می‌کنه سریع کنار بیاد و به دیگران احترام می‌ذاره ، جالبه اونا اتفاقا خیلی بیشتر دیده میشن از بس ماشاالله زبون درازن🥴 دروغ نگم تنها کسایی که عاشقانه پسرمو دوست دارن و اول پسرم براشون مهمه ، پدر و مادر شوهرم و یکی از عموهاشه که مجرده وگرنه مثلا خودم دیدم پدر و مادر خودم برای این که خواهر زادم ناراحت نشه هر کاری میکنن اما ممکنه سامیار ناراحت بشه بگن تو که لوس نیستی تو پسر خوبی هستی😔
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
قرار شد شوهرم بره کافی نت اسم بچه هامو واسه سنجش بنویسه می دونم استرسم کاملا بیجا و الکیه چون واقعا وروجکن این دوتا یه کارایی می کنند به چیزایی میگن من شاخ در میارم یا می افتن رو اون دنده هر هر به من می خندن 😂تو گفتار درمانی قشنگ همکاری می کنند با درمانگرانشون جفتشون با هم همزمان کلاس دارن من میشینم پشت در میبینم چقدر قشنگ جواب میدن چون رو روایتگریشون داره کار می کنه بیشتر مکالمه می کنند با هم قصه می خونند ۳ تایی با هم و یه سری سوال می پرسه این دوتا وروجکم قشنگ جواب میدن برا همین ۹۰ درصد خیالم راحته ازشون فقط جون مت ازشون سوال بپرسم میرن تو کار مسخره بازی من یه خورده استرسی میشم مثل همین امشب داشتم فرستادم تو اتاق بخوابن بعد یهو ازشون نسبتا رو پرسیدم به دلوین میگم داداش مامان کی تو میشه مه نون و پنیر😐یا به ماهلین میگم خواهر بابا کی تو میشه میگه عمو میثم 😂حالا نی دونم بلد هستند بهشون یاد دادم هر دفعه هم یادآوری می کنم حالا می ترسم اون موقع هم بیافتن رو دنده لیم‌گیری پرت و پلا جواب بدن🫤ولی از لحاظ هوسی و دقت و تمرکز خیلی حواسشون هست مثلا من اشتباهی مسواک ماهلین رو دادم دست دلوین دیدم دارن هرهر می خندن بعد فهمیدم اشتباه دادم خودم اصلا نفهمیدم 🤦‍♀️
مامان رادین مامان رادین ۵ سالگی
بچها شما جای من باشید چکار میکنید؟اصلا بچهای شمام اینجورین؟ پسر من صب ک چشمشو باز میکنه داد و هوار و عصبانیه کلا عصبیه صبر ندارن هر چی میخواد باید حاظر باشه.خودشو می‌کشه ک دستور صورت بشوره همش غر میزنه.روزی چند ساعت فقط با باباش بازی میکنه.الان چند روزه لب ب غذا نمیزنه این دو روز خیلی حرص خوردم دیگ گفتم ولش کن نخوره تا ببینم چی میشه.چند روزه تا بگی بیا غذا بریم بیرون بیا تمرین کنیم الکی میگ الان بالا میارم و میزنه زیر گریه.با اینک آرزوش بود خواهر برادر داشته باش و الآنم همش میپرسه کی میاد و... بعضی وقتا همش با لگد میخواد بزنه تو شکمم ک امشب همین کارو کرد بعد انگار چشم ندارن ببینه من دارم استراحت میکنم یا میخندم‌.یا بزور بلندم میکنه مثل الان ک غذا گرم کن رفتم زیرشو روشن کردم میگ نمیخورم یا ببینه میخندم خودشو میکشه ک تو چرا میخندی.انقدم بهش محبت میکنم ک حد نداره ولی دیوونم کرده خیلی امشب دعواش کردم خستم کرده با داد وهوارش با عصبی بودنش هرچقدم بها میدی بدتر میشه
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
از اونجایی که خودتون می دونید من یه مادر پیگیر و دغدغه مندی هستم حالا خوب یا بدش رو نمی دونم دست خودم نیست نمی تونم نسبت به بچه هام بیخیال باشم چون بچه هام از اول تاخیر داشتن الانم تو همه کاری خودمم باید خیلی کمکشون کنم در کنار مهد که میرن چون با این وضع تعطیلی ها فکر نکنم همه خیو بتونند از تو مهد یاد بگیرن با مربیشون گفت و گو داشتم ایشون هم مشاوره و روانشناس کودکه ایشون گفتم از نظر من هم‌گفتار روایتگریشون ضعیفه گفتار پایه عالیه فقط روایتگریه که اونم با چند جلسه اوکی میشن می گفت اگه اینقدر تعطیلی نبود مب گفتم نیاز نیست ببری گفتار درمانی و به مرور تو محیط باشن خوب میشن ولی وقتی این همه تعطیلی هست و شما هم‌می خوان زودتر تا زمان سنجش راه بیافتن بهتره که در کنارش چند جلسه گفتار درمانی هم دتشته باشن تا صعودی پیشرفت کنند بعد دیگه صحبت هامون رسید تا اونجایی که گفت هر دوشون یه مقدار تو دقت و تمرکزشون ضعیفن که اونم بازی های مربوط به این مساله و تمریناتش رو اگه باهاشون کار بشه خوب میشن گفت اگا هی تعطیل نکنند من خودم تو مهدم باهاشون کار می کنم ولی تو خونه هم‌نیاز به رسیدگی دارن از اون طرف هم نقاشی دلوین و ماهاین رو نشون من داد از ماله بچه های دیگه هم‌نشونم داد گفت خیلی ضعیفم و باید روشون کار بشه و در حده بچه های ۵ و ۶ ساله نیست که اونم‌بهتره هم تو خونه باهاشون کار بشه هم تو مهد من خودمم متوجه این موضوع شدم با نقاشی هایی که پامان های اینجا میزارن بچه های من در نهایت فقط بتونند یه آدم بکشن یه خورشید حالا به تازگی دلوبن یادگرفته ابر هم‌بکشه ولی گفت باهاشون کار بشه خوبه بعد من گفتم اگه با طور هماهنگ هر سه تایی بشینیم و بگم همزمان با من بکشید چطوره گفت اگه حوصلشو داشته باشید عالیه
مامان گل پسر مامان گل پسر ۶ سالگی
سلام خانما خوبین خیلی حالم بده حالم گرفتس تورخدا بیان بگین چ کار کنمپسرم یه دوست داره همسن خودش همسایمونن بعد پسرم همیشه عشق فوتبال همش دوست داره فوتبال بازی کنه .چشم گوشش کلا بستس تااینکه این دوستش میاد باهم بازی میکنن پسره همش میگ بریم تو تختت پسرم میگ بیا فوتبال اون فوتبال دوست نداره یکی دوبار تو تخت شک کردم بهشون نزاشتم برن تواتاق بازی کنن تا پسره میومد میگف بریم تواتاق درهم ببندیم من نمیزاشتم امروز خودم زدم ب خواب ببینم چ میکنن امدن گوشی بردن ازخودشو عکس گرفتن پسرم رمز گوشی بلد نیس فقط دوربین روصفحع هست امد گف مامان گوشی باز کن تو نبین من شک کردم گوشی باز کردم رفتم تو گالری دیدم پسره شلوارش دراورد واینکه پش هم دیدن میگن امپول بازی .خیلی حالم بد شد امروز سه نفر بودن یکی دیگ هم پیشش بود خیلی حالم بده پسرم کلی دعوا کردم اونا انداختم بیرون پسرم کلی گریه ک ب بابام نگو میکشم .من قصدپ این ب باباش بگم ولی ن جلو خودش خیلی حالم بده چ کارکنم زنگ مامان پسره میزنم میگ کمال سنشون داشتن امپول بازی میکردن ولی باباش میگم خودمم دعولش میکنم .
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
در ادامه با تاپیک قبل درآخر گفتار درمانگرشون گفت الان که فرستادی مهد خودتون متوجه نشدید که هنوز هم در حده همسن و سالاشون نیستن از این‌لحاظ گفتم به لطف آقای شبشه فروش که چپ‌و راست تعطیل می کنه با آنلاین شدن این ها متوجه شدم😀😀من به گفتار درمانگرشوم هم‌نگفتم که نخواد نسخه ی جدید بپیچه برامون ولی من خودم حس می کنم در رابطه با درک و فهمی هم هنوز در حده همسن هاشون نیستن که اونو هم‌میزارم پای تاخیر رشدی که دارن هم اینکه نیمه اولی ان و نمیشه مقایسه کرد پیش خودم‌گفتم‌اونو سعی می کنم تو اجتماع درستشون کنم واینم‌بگم‌اون یه کوچولو لکنتی هم که گه گدار سراغش میاد گفت چون تاخیر داشته و هنوز تمام‌کلمات رو کشف نکرده من اسمشو لکنت نمیزارم در آخر می خوام‌اینو بگم‌اگه واقعا بچه هاتون از این لحاظ ها مشکل دارن رسیدگی کنید یه بچه ی کلاس اولی اومده بود که درست نمی تونست حرف بزنه حتی بدتر از بچه های من‌می گفت تو مدرسه دچار مشکل شده و اعتماد به نفسش اومده پایین دقت و تمرکزشم پایین اومده می گفت تا کلاس چهارم‌شاید اهمیتی نداشته باشه ولی از اون جا به بعد وقتی بخوان درس هارو جواب بدن می مونند توش