از روزی که فهمیدم تو دلمی تا امروز
که صد و بیستمین روزه کنارِ تو بودنه
و بزرگترین آرزوم اینکه صد و بیستمین سال بشه حتی اگه اون موقه جای من قاب عکسم کنارت باشه
از روزی که فهمیدم تو دلمی تا امروز یه سال میگذره و حسم تو این یه سال تلفیقی بوده از خوشحالی و بیحالی
از سختی روزای اول و شب بیداریا ک بگذریم
میرسم ب امروز
الان دیگه به ناواردی روزای اول نیستم
قلق خنده ها و گریه هات دستمه الان بهتر میتونم مراقبت باشم
بیخابیا و خستگیا در برابر انرژی که عشقت به وجودم میده هیچه
یه روز که بزرگ شدی عاقا شدی و این متنو خوندی بدون مامانت خستگی و سختیه این روزا و بچه داری رو با وجود گرم تو پشت سر گزاشت
اغراق نیست اگه بگم چهارماهه که یه قلب دیگه دارم که بیرون از سینه م میتپه
برای من هرچیزی که از تو دارم شیرینیه

حتی گریه های بی امان اخرشبت
بهانه گیریات
بی خابیا
تمام سختیا با وجود تو برام مث یه سرازیری شده که بدون اینکه راه برم فقط هلم میدن ب سمت جلو
تمام امیدم دیگه دیدن سعادت توئه
پس خوشبخت شو این یه دستوره😅

تو با وجود کوچولوت بزرگترین انگیزه و دلگرمی منو باباتی
چهار ماهگیت مبارک
مبارکه مایی که نفسمون بسته به نفساته پسرم❤️🫂🔗

تصویر
۷ پاسخ

مبارکش باشه عزیزدلم🧿🫂

عزیزمممممم
خدا برای هم حفظ تون کنه 🙏🌹

عجب متن قشنگی...
چرا من گریه کردم با خوندنش...🥺

ای خدا خدا حفظش کنه مادر شدن بهترین حسی بود که من تو عمرم تجربه کردم
انگار قلبم بیرون از تنم داره میتپه 🥺🥲💙

عزیزم چه با احساس
خدا پسر گلت رو برات حفظ کنه و سایه پدر و مادر سالیان سال بالا سرش باشه انشاالله ،❤️

چه متن خوبی نوشتی 🥺🥺واقعا مادربودن حس شیرینیه خیلی شیرین خدا برات نگهش داره

واقعا انگار تو اتاق عمل قلبمو عمل کردن که اللن بیروم از وجودمن نفس میکشه🥲
خدانگه داره برات عزیزم

سوال های مرتبط