۲ پاسخ

سلام عزیزم پسر منم اینطوریه میگه مامان توهم بیا بشین تو حیاط تو بری من ناراحت میشم
من میگم خانوم اجازه نمیده اونجای جای بچه هاس
یکی از دلایلی که میدونم نمیخواد بره صبح پاشدن براش سخته دوست داره تا هر ساعتی خواست بخوابه لنگ ظهر که شد میگه چرا منو نبردی مهد ☹️

سلام ینی از روز اول راحت رفت؟واسه جذب باهاش نرفتین که پیشش بمونین بعد کم کم فاصله بگیرین؟

سوال های مرتبط

مامان hannah مامان hannah ۳ سالگی
سلام مامانا 🌸
می‌خواستم ببینم کسی تجربه مشابه داشته یا نه.

بچه من ۳ و نیم سالشه و قبلاً هم مهد می‌رفته و مشکلی نداشت. امروز ساعت ۸ بردمش مهد، ولی حدود ساعت ۹:۳۰ از مهد زنگ زدن گفتن خیلی ترسیده و بهتره بیام دنبالش. وقتی رسیدم داشتن آب‌بازی می‌کردن.

نکته‌ای که ذهنم رو درگیر کرده اینه که **چند وقتیه قبل از این ماجرا هم کمی حساس شده بود**. مثلاً:
- گاهی از حموم می‌ترسید (در حالی که قبلاً عاشق حموم بود)
- بعضی وقت‌ها از صداهای بلند یا آهنگ و حتی وقتی ما شعر می‌خوندیم می‌ترسید

ولی با این حال مهد می‌رفت و مشکل خاصی نداشت.

امروز بعد از اون اتفاق تو مهد میگه «دیگه مهد نمی‌رم» و خیلی هم به من می‌چسبه و انگار ترسش بیشتر شده.

خواستم ببینم کسی تجربه داشته که بچه حدود ۳ سالگی **یه دوره حساس و ترسوتر بشه** یا بعد از یه اتفاق تو مهد اینطوری واکنش نشون بده؟
چقدر طول کشیده بهتر بشه؟
خودش درست شده یا پیش روانشناس کودک بردین؟

ممنون میشم تجربه‌هاتون رو بگین 🙏