سلام مامانا 🌸
می‌خواستم ببینم کسی تجربه مشابه داشته یا نه.

بچه من ۳ و نیم سالشه و قبلاً هم مهد می‌رفته و مشکلی نداشت. امروز ساعت ۸ بردمش مهد، ولی حدود ساعت ۹:۳۰ از مهد زنگ زدن گفتن خیلی ترسیده و بهتره بیام دنبالش. وقتی رسیدم داشتن آب‌بازی می‌کردن.

نکته‌ای که ذهنم رو درگیر کرده اینه که **چند وقتیه قبل از این ماجرا هم کمی حساس شده بود**. مثلاً:
- گاهی از حموم می‌ترسید (در حالی که قبلاً عاشق حموم بود)
- بعضی وقت‌ها از صداهای بلند یا آهنگ و حتی وقتی ما شعر می‌خوندیم می‌ترسید

ولی با این حال مهد می‌رفت و مشکل خاصی نداشت.

امروز بعد از اون اتفاق تو مهد میگه «دیگه مهد نمی‌رم» و خیلی هم به من می‌چسبه و انگار ترسش بیشتر شده.

خواستم ببینم کسی تجربه داشته که بچه حدود ۳ سالگی **یه دوره حساس و ترسوتر بشه** یا بعد از یه اتفاق تو مهد اینطوری واکنش نشون بده؟
چقدر طول کشیده بهتر بشه؟
خودش درست شده یا پیش روانشناس کودک بردین؟

ممنون میشم تجربه‌هاتون رو بگین 🙏

تصویر
۷ پاسخ

اگر از جایی حس بد گرفته به حسش اعتماد کن

پسرمنم یه هفته رفت خیلیم خوشحال بود ولی گفت دیگه نمیرم هرررکاری کردم نرفت گف بام بازی نمیکنن اسم مهد میاد بدش میاد

کم کم و با حوصله ازش بپرس ببین اتفاق خاصی افتاده چیزی شده که ترسیده؟ شاید ی رفتار خاصی دیده باعث ترسش شده شاید هم گذرا باشه.. بچه هایی دیدم که یهو ی مدت دیگه قبول نکردن برن مهد و میگفتن نمیریم ولی دوباره اوکی شدن

دختر منم یک ماه رفت مهد دیگه هرکاری کردیم نرفت نمیدونم چی شده خیلی علاقه داشت

پسر من قبلا شجاتر بود اما الان بدون من جایی نمیره و گاهی باباش بهم میگه بچه ننه بارش آوردی در صورتی که احساس میکنم
چون دعوای منو باباشو دیده و بهم چسبیده میترسه من برم البته بهش اطمینان دادم که من همیشه کنارتم و یکبارم با باباش رفت بیرون و تو ماشین موند و گریه کرد و باباش برگشت حتما با لحن تند باهاش صحبت کرد البته باباش میگه نه من باهاش تند صحبت نکردم از اون مدقع با باباشم بیرون نمیره و حتما من باید باشم
خلاصه ظاهرو میبینی شجاع هستش و اجتماعی اما بهش بگو بیا با من بریم اگه من نباشم خون به پا میکنه که مامانم کووو

نگاه ترس از تاریکی و حتی دوست خیالی و...
تو این سن طبیعی هست اما...
باید ببنی این ترسش منبع خاصی داره؟ اگه آره یاید کمک کنید اون منبع کمرنگ تر بشه...مثلا شاید از اب میترسه(بچه ها اکثرا تو این سن از آب بخصوص بریزه تو صورتشون و حالت خفگی دارن میترسن) و اونجا هم آب بوده شاید باعث ترسش شده
خلاصه که عادی برخورد کنید صمن اینکه حواستون جمع کنید که علتش متوجه بشید...
طی یه گفتگوی عادی و بدون استرس ونگرانی زیاد جویا شو ک چطورشده مامان امروز تو مهد، چطور بود چیشد که دوست داشنی بیای خونه سوال باز بپرس بذار تعریف کنه
و اینکه نگو ک نه نمیشه باید بری و... حس اجباربهش نده
بگو باشه اگه نمیخوای چندروز خونه استراحت کن بعد اگه دوست داشتی میری
و ...

ازش پرسیدی که چیشده ودقیق ترست چیه

سوال های مرتبط

مامان طلا مامان طلا ۴ سالگی
سلام مامانای نازنین امیدوارم حالتون خوب باشه. این تایپیک اختصاص داره به مهد کودک رفتن کوچولوهامون.

چرا مهد رفتن تبدیل به استرس میشه…

خیلی از مامان‌باباها با این صحنه آشنا هستن: بچه‌ رو می‌بری مهد، تا می‌خوای بری، اشک و جیغ و چسبیدن به پاهات شروع میشه!
حالا اگه کوچولوی ما توی طیف اتیسم باشه یا اضطراب و حساسیت بیشتری داشته باشه، این ماجرا ممکنه طولانی‌تر و سخت‌تر بشه.

🔹 سن مناسب مهد رفتن چنده؟
معمولاً از حدود ۱۸ تا ۲۴ ماهگی می‌شه به آرامی کودک رو با مهد آشنا کرد. اما مهم‌تر از سن، آمادگی کودک و شرایط خاصش هست. برای بچه‌های طیف یا با مشکلات گفتاری، مهد رفتن حتی می‌تونه کمک‌کننده باشه چون مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی‌شون بهتر تقویت میشه.

🔹 اگه کودک هنوز گفتار نداره یا کم حرف میزنه، مهد رفتن به مشکل می‌خوره؟
نه! اصلاً نگران نباشید. خیلی از بچه‌ها توی طیف اتیسم یا با تأخیر گفتاری، اولش ارتباط کلامی کمی دارن ولی مهد رفتن و بودن در جمع بهشون کمک می‌کنه تا بتونن مهارت‌های زبانی و ارتباطی‌شون رو تقویت کنن. مربی‌های خوب هم معمولاً با روش‌های غیرکلامی و بازی‌های مخصوص این بچه‌ها آشنا هستن و کمک می‌کنن بچه راحت‌تر ارتباط برقرار کنه.

🔹 چطوری کمک کنیم بچه به مهد عادت کنه؟
1. شروع تدریجی: از چند ساعت کوتاه شروع کنید، کم‌کم زمان رو زیاد کنید.

2. شیء یا بوی آشنا: یه اسباب‌بازی کوچیک یا روسری مامان با بوی خودش، حس امنیت میده.

3. آشنایی قبل از شروع: یکی‌دو بار با هم برید مهد، فقط بازی کنید، بدون اینکه جدا بشید.