کسی بیدارع ؟!🥲
من که از شدت گریه چشمام باز تمیشه سرم داره میترکه خدااا🥺


امشب یکی از فامیلای دور اومده بود از شهرستان خونه مادرشوهرم بعد زنگ فلان که بیاین بچه رو بیارین این ببینه
که ای کاش قلم پام خورد میشد نمی‌رفتم از اون موقع فقط میگم خدا مرگم میداد لال میشدم نمیگفتم باشه میام
بخدا اومدم احترام اونارو نگه دارم گفتم گناه دارن فلان
رفتیم یکم نشستیم این اومد بچه رو از بغل مادرشوهرم گرفت
دو تا دست بچه توی یه دستش پاهاش توی یه دستش یهو دیدم یه دور کامل بچه رو روی هوا چرخوند دمر گذاشت زمین انگاری ک بچم ملق زد
فقط یادمه هول زده از آشپزخونه دویدم بچه رو گرفتم
وای بخدا یادم میوفته تنم هنوزم میلرزه همشون شروع کردن خندیدن که وای فلانی ترسید وای زرد شد اصلا یکساعت نشستیم هیچی نفهمیدم و نخوردم
میکه نه شما حساسین هیچی نمیشه بچه دومت رو پرت میکنی فلان
شوهرمم هیچ واکنشی نشون نداد ولی همه فهمیدن من ناراحت شدم تابلو شد دیکه
الان کلی گریه کردم به شوهرم میگم چرا هیچ واکنشی نشون ندادی میگه چیکار میکردم توروخدا شما بگید حق با من هست یانه ؟

۲۹ پاسخ

هیچکی نمیتونی دل نگرانی یک مادرو درک کنه من خودم خیلی وانمود میکنم که برام مهم نیست ولی توی دلم بشدت نگران بچمم به هیچکی اعتماد ندارم فقظ خودم میدونم چی میگه چی میخواد
هیچ اشکاای نداره که فهمیدن ناراحتشی
مسخره هم کهدکردن بی فرهنگی و بیشعوری خودشون رسوندن
بچه توعه و حق داری کاملا
شوهرتم حتما میدونه کارشون اشتباه بوده ولی به رو خودش نمیاره

لامصب از اين دسته بيشعورا دورو اطراف هممون هست

ببین از الان نزنی تو دهنشون پسفردا به بچت هزار کار میکنن نمیتونی هیچی بگی

امان ازاین شوهرای بدرد نخورمون ک مث خر میمونن در برابر فامیلای عنشون

چقدر نفهم چقدر بیشعور هستن بعضی ها واقعا چی بگم اخه حق داری حساس باشی چون مادرشی ۹ ماه تو شکمت بوده از جون و دل مایه گذاشتی الان داری بزرگش میکنی شب روزت خوابت از همه چی گذشتی بعد یه ادم نفهمی بیاد با بچت اینکارو کنه فقط صبر صبر صبر

من الان سر یه قضیه بوسیدن بچه باکل طایفه همسرم مشکل دارم والا
همشون میگن مگه میشه بوس نکرد و فلان
منم سفت ایستادم ک اررررع مییییییشه
الان همشون ازمن بدشون میاد سر این قضیه
من حتی مادرشوهرم و میدونم چقد سر شوهرم حساااسه جون پسرخودشو قسمش دادم ک نبوسه بچمو

حق باتوعه
منم یبار بچم دست مادرشوهرم بود یهو دیدم دادش بغل برادر شوهرم ۹سالشه خیلیم ریزوضعیفه
وای تمام تنم میلرزید تاخودمورسوندم به بچه بعدم مادرشوهرم گفت توحساسی بهش برخورد
هنوزم بهش فکرمیکنم حالم بدمیشه

عشقم الان کاری که میگم بکن. اون زنیکه که یه عوضی بوده خب. شنبه اول وقت یه نوبت از دکتر بگیر و ببرش اونجا همه رو تعریف کن و یه چکاپ کامل بکن خب. اون بچه ایشالا که هیچیش نشده و نخواهد شد. ولی واسه اینکه خیال خودت راحت بشه که تا آخر نخوای هی خرص بخوری.

غلط اضافی کرد بچه مردمو هرجور دلش خواسته بغل گرفته زنیکه عقده ای. حق باتوعه فامیلتون بیشعوره

خدا لعنت کنه آدمای نفهم رو من اصلا بچه مردمو دست نمیزنم حتی ،بعد این برداشته چرخونده 🤦‍♀️

گاون دیگه شعورشون نمیرسه احترام بزترن به حساسیت های دیگرون بچه خودشون نیست که دلشون بسوزه

اتفاقا شوهرمن خیلی حساسه روبچها حتی ازمنم بیشترمیگه روفرش نزارشون اینجوری نگیراونجوری نگیر توحق داشتی ک بترسی اصن خنده دارنبود هیچ ترسناکم بود تصورشم منومیترسونه مگه بچه عروسکه ک اون وضعی گرفتشو چرخوندش امان ازبیشعوری بضی ادما

متنفرم از این کلمه حساسی

بعضیا کلا احمقن مادرشوهرمنم همینگاراو میکنه

حق داری منم خیلی حساسم سعی میکنم اصلا ندم به هیچکس یا جای شلوغ نرم پیش کسی هم نمیزارم زیاد

واااا چقدر گاوه

چه کار احمقانه ای من بودم با تند ترین لحن صحبت میکردم که دیگه از این غلطا نکنه احمق بوده اگه بچه نیفتاد دست و پایش یا سرش ضربه میدید چی وای بر من

معلومه که حق با توعه
خرابش میکردی ادم نفهمو با بچه دوماهه ادم این کار‌ میکنه😡😡😡😡😡😡

با بچه دوماهه اینکارو کرد؟!
حقش بود کلشو میکوبیدی به دیوار روانپریش مریضو😑😑😑😑

اخ بمیرممم برااش بخدا الان ک دارم تصورش میکنم چقد اعصابم بهم میریزه وای چقد ترسید اون لحظه طفلککککک
الهی ک امشب نخوابه و خدا نشونش بده و همون جوری ک این طفل معصوم رو ترسوند خودشم یچیزی بشه باهاش ک بفهمه تاوان دادن یعنی چی اسکل بی مغز این مادرشوهرت چجوری قبول کرد ای خدا همشون رو ببره حت اگ راضی نمیشه
این شوهرتم باید بسوزونی گ بفهمه ترس توی دل ی بچه ۲ماهه چ شکلیه
ب شوهرت بگو حالا اگ این بچه ترسش نره چکارش باید کرد میدونی چقد اذیت میشه گناهش گردن کی میمونه احمقا نشستن میخندن باید میزدن رو دهنش ک بار دوم اینکارو نکنه
دیگ حق نداری پاتو توی اون خونه بزاری اگ گفتن چرا نمیای بگو یاد اون روز میوفتم دلم میگیره میترسم رو بچم دیگ نمیارمش
مجبور شدی فردا مادر شوهرت اگ زنگ زد بگو بچم دیشب اصلا نخوابید هی میپرید توی خواب تب کرد گریه میکرد ترسش نرفته بود

منم یکی تو فامیلم دارم هروقت میاد یجوری بر میدارش اینگار میخاد استخوان شو بشکنه دستا شو میگیره بلندش میکنه

عزیزم مرد ها که هیچوقت هیچی نمیگن حالا کافی بود فامیل های تو باشه هعی چیزیت میگفت ولی واقعا اینجور ادم ها حرص در ارن توام واقعا درک میکنم حق باتوهه خودتو نگران نگن

الان بچه هیچیش نیست ن؟
فک کنم اون خابه شوهر هم خابه و تو داری غصه میخوری ن؟
نکن خاهر من پیر میشی عصبی میشی نابود میشی حواس خودتو پرت کن برو فیلم ببین برو بخواب

اصلا خودتو سرزنش نکن و‌گریه هم نکن بچه چیزیش نمیشه تازه من خودم درک‌میکنم مادری نمیتونی اما اون بچه چیزیش نمیشهه قوی میشه و عاقل میشه بالغ میشه تازه بزرگ تر شدن اگر افتاد نباید بلندش کنی بزاری خودش بلند شه مستقل شه کاش اینایی ک میگمو بتونم در اینده خودم انجام بدم واقعا چون درک میکنم مادر بودن ب شدت سخته البته پدر بودن هم خیلی سخته بخدا فک کن نباید بزاری بچت چشش تو‌چش یکی دیگه باشه باید همه چی براش فراهم کنی و اینا ..درکل زندگی سخت شده اما خودمون نباید سخت بگیریم

انشاالله ک چیزی نیس ولی خب اینجور وقتا ساکت نمون

سلام عزیزم خوبی ببین پیش اونا عادیه پیش خودمون چون مادریم و خیلی روی بچمون حساسیم فک میکنیم کار بدیه یا چیزی اما برای اونا چون چندتا بچه داشتن و دیگه براشون زیاد مهم نیست مث خودمون حساس نیستن مردا هم کلا همینطورین من یکی از رفیقای شوهرم زنش استوری گذاشته بود احترامتونو نگه میدارم یه بار دیگه به پسرم چیزی بگین دهنتو سرویس میکنم بعد شوهرم بهش گفته بود جریان چی بود گفت بابا هیچی این زنا خیلی رو بچشون حساسن یکی بهش گفته بود پسرت رنگ پوستش تیره اس برای اون مرد یه چیز عادی بودا اما برای زنه یه چیزی ک کلا اعصاب روانشو بهم ریخته بود

همونجا باید یچیزی میگفتی تا دفعه آخرشون بشه

آره واقعا حق با توعه درک میکنم چقدددد حس بدیه یکی با بچه این رفتار و کنههه آدم میخواد خفه کنه طرفچ خدا درک و شعور بده بهشون

حق با شماست، شما مادری و دل نگران بچه‌ت.
بنظرم این مواقع آدم باید رودوایسی رو کنار بذار خیلی رک بگه که خوشش نمیاد که دیگه تکرار نشه

سوال های مرتبط

مامان گردو💙 مامان گردو💙 ۶ ماهگی