۷ پاسخ

آخ دقیقا ، حتی به نظرم هفته های آخر یه روز درمیون عصاره گوشت و مرغ و غذای مقوی بخورین

شما ک طبیعی زایمان کردین بنظرت من از کی ورزشو پیاده رویو شروع کنم

من موقع درد کشیدنم خرما و آب انبه کنارم بود تند تند میخوردم یعنی ماما همراهم بهم میداد بخورم

چندتا بخیه خوری؟

من هم. گرسنه بودم هم خیلی خوابم میومد
داشتم دیوونه میشدم
ماما هه میگفت بخواب یذره
مگه درد میزاشت ولی.
برا منم اکسیژن گذاشت.

خوب هم بخوابید قبلش
خواب آلودگی بیشتر از گرسنگی ضعف ایجاد میکنه

داد هم نزنن

سوال های مرتبط

مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۹ ماهگی
مامان آقا مهدیار💚 مامان آقا مهدیار💚 ۱۳ ماهگی
پارت ۹:من موقع تنفس ها کم میاوردم و واقعا از یه جایی به بعد انگار نمیتونستم نفس عمیق بکشم ولی حضور همسرم و یادآوری هاش باعث میشد یادم بیاد باید چیکار کنم.
ماما میومد معاینه من یهو شدم ۶ سانت با افاسمان بالا،خداروشکر ماما تجربه داشت و وقتی دید که پیشرفتم خوبه دیگه خودش پی اپیدورال نگرفت منم حال نداشتم بگم مسکن میخوام،فکر کنم حدود یه ربع من ۸ سانت شدم و کم کم احساس زور بهم میومد.
میدونستم موقعی که فول نشدم نبایدزور بزنم پس با تنفس سعی میکردم رد کنم اما وقتی احساس زور شدید شد داد زدم ساراااا (اسم ماما)بیا احساس زور دارم که دیگه نزدیک فولی بودم ،دهانه رحمم یه مقدار لبه داشت که با معاینه برطرف شد خداروشکر.
اگر اشتباه نکنم نزدیک ساعت یک ونیم ،دو بود که دکترواومد و من احساس زور داشتم وفول شدم فقط زور میزدم تا ادامه روند هم پیش بره،موقع زور زدن هوشیار تر بودم و قشنگ یادمه.
هر چی توان داشتم میذاشتم ،کم کم به فشار میومدم و احساس دفع مدفوع داشتم که دکترم گفت همزمان هم برم دستشویی شکم خالی کنم هم زور بزنم،انقد شدت فشار زیاد بود که موقع برگشتن از دستشویی دست شوهرم میگرفتم و توحالت چمباتمه دو تا زور محکم زدم،بعدش اومدم رو تخت و کم کم نزدیکی کرون کردن بودم،ماشالله همسرم مثل یک ماما فعال بود تو اتاق و کمک میکرد هم به من هم به دکتر هم به ماما😄