۶ پاسخ

آره آقای اسماعیلی بودن طلا فروشی هدف میشناسمشون خدا رحمتشون کنه تازه عروس دوماد بودن با خانوم فوت کردن

ای وای خدا به همه رحم کنه

خدا رحمتشون کنه

دقیقا برا مام اتفاق افتاد جلومون یهو ماشین لایتیکش در رفت ترکید یادم نیست دور خودش میچرخید جلوییمونم بهش زد دوتایی پرت سد از جاده پایین چپ شد قلبم اومد تو دهنم بچه ی ساله بغلم خوابیده بود

الهی بگزدم

عمرمون و زندگیامون همینقدر الکی و ب صدم ثانیه بنده

سوال های مرتبط

مامان نلین👼🏻 مامان نلین👼🏻 ۲ سالگی
آقااا ما دیشب رفتیم منطقه آزاد یکم خرید کنیم تو یه مغازه بودیم خالم تو پرو بود یهو یه صدایی اومددد
من فروشنده رو نگاه کردم گفتم زدن ( آروووما با خنده) گفت نه از پشت بوم صدا اومد😐 حالا ما کجاییم طبقه سوم آرش مال که فکر کنم ۶ ۷ طبقس😅
گفتم اقا طبقه بالای شما پشت بومه مگه؟؟ گفت نه😐 گفتم خب زدن دیگه
همین حین که من گفتم زدن و اقاهه زیر بار نمیرفت سرمو برگردوندم دیدم همه دارن میدوعن😐😂 کسایی که آروم بودن تو اون شرایط فقط تهرانیای فلک زده بودن😅🤦🏻‍♀️
دیگه خلاصه ماام حساب کردیم و اومدیم تو محوطه کامل معلوم بودن جنگنده ها تو آسمون ۶-۷ تا زدن و رفتن!
دیدم خالم و دخترش دارن گریه میکنن
مامانم استرس گرفته
گفتم بابااا شما چرا تحت تاثیر اینا اینجوری میکنین ما از این بدترشو دیدیم تهران دیگه
این بنده های خدا بار اولشونه !! خیلیییم ترسیده بودناا یعنی چندتا ماشین زده بودن بهم
داد و بیداد
بوووق
اصن وضعیت خوبی نبود
دیگه خلاصه نشستیم تو ماشین و اومدیم سمت خونموووون
فکر کنم دنبال ماأن🤣🤣
.
.
. فرزند پروری شیرخشک مای بیبی پوشک بارداری
مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 ۲ ماهگی
چند روز پیش رفته بودم بیرون، تازه تازه ماشینو برمیدارم و هنوز دستم راه نیوفتاده، شانسم اون روز مسیر خیلیییی شلوغ شد🥲🚘
تا میخواستم از پارک بیام بیرون ماشینو گازو میگرفتن، حتی یک آدم بی فرهنگ و🐄 اومد جلو وایساد😐😒
اعصابم به هم ریخته بود و پاهام شروع کرده بود لرزیدن، احساس ضعف میکردم و خیلی حالم بد بود، حس میکردم از پسش برنیومدم😔💔

خیلی ناامیدانه دنده عقب گرفتم ک شاید بتونم بیام بیرون از پشت ماشینش ک یهو یه آقای میانسال ک سوار موتور بود شروع کرد بهم فرمون دادن، جلوی ماشینا هم وایساد تا بتونم راحت از پارک بیام بیرون و حرکت کنم🥲😍❤️
انقدر هول کردم ک یادم رفت ازش تشکر کنم، ولی از صمیم قلبم قدردان محبتشم. امیدوارم هرجا ک هست حال خوبی داشته باشه و تو لحظه‌ای ک فکر میکنه دیگه راهی نیست، خدا یه راه جلوی پاش بذاره🥹

اینکه بهم امید داد و وایساد تا نتیجه رو ببینه واسم خیییلی ارزشمند بود🙂
این شکلی باشیم چقدر خوبه، چقدر خوبه حتی واسه یه غریبه نقش حامی رو باری کنیم وقتی پناهی نداره😇😇😇😇

انگار که اون لحظه، اون آقا دست خدا بود روی زمین برای کمک به من🥹خداحفظش کنه

خواستم این حال خوبو با شما هم به اشتراک بذارم ❤️🌱
مامان رها مامان رها ۳ سالگی
بچه ها سلام
بیاین یه لحظه ....








من و همسرم موقع آزمایش ازدواج گفتن با رضایت خودتون میتونید ازدواج کنید چون کم خون بودیم
و ما هم چون همو دوست داشتیم ازدواج کردیم
و قرار شد بعد عروسی بریم آزمایش ژنتیک
بعد عروسی هم یهو حامله شدم فوری اقدام کردیم و رفتیم واسه آزمایش ژنتیک در تهران و بعد از چند تا آزمایش ک پر از استرس و نگرانی بود گذشت
چون دیگه من حامله بودم و خیلی نگران کار از کار گذشته بود
دیگه سپردیم دست خدا
بعد از یکماه زنگ زدن و گفتن ک هیچ مشکلی برای شما و بچتون وجود نداره
نگران هیچی نباشید بچتون سالم دنیا میاد
و خدارو شکر الان یه دختر شرو شیطون و باهوش و خوش زبون دارم
میخام سال دیگه وقتی بچم ۳ ساله شد اقدام کنم بازم باید بریم آزمایش ژنتیک بدیم؟؟
آخه رفته بودیم تهران خانوم دکتر گفت ک اصلا نگران هیچی نباشید شما رو الکی نگران کردن ایشالا بچه سالمه و هیچ مشکلی ندارید
و همونم شد حالا چیکار کنم
برای بچه ی بعدی ؟برم یا نرم؟؟
خودم میگم برم خیالم راحتهشما تاحالا شده اینجوری باشید؟؟
به ما گفته بودن تالاسمی هستیم وولی خدارو شکر با آزمایش فهمیدیم مشکلی نیست