۶ پاسخ

من بدون درد رفتم بیمارستان اونجا از بس جیغ داد بود ترسیدم دردام کم کم شروع شد ماما خصوصی هم همونجا گرفتم که اونم چون درد نداشتم در اومد وقتی اومد منو مجبور کرد راه برم نوار هایی که دور مامان میبنده واسه ضربان قلب بچه اونو از من برداشت منو گفت دستامو بزارم سر تختم و از کش شلوارم گرفته بود مدام منو تاب میداد تکون میداد تا دردام شروع شد دیگه نای برام نمونده بود خدا خیرش بده همه مراحل زور زدن تا زایمان رو ماما برام انجام داد وگرنه پرستار های بیمارستان با اون نوارهای عجیب بیمارستان که دورت میبندن سرم به دستت میزنن نمیزارن تکون بخوری باز ماما باشه خوبه قشنگ اجازه دستور داره و از زندانی بودن نجاتت میده میتونی یه تکونی به خودت بدی

وقتی زود میری اذیتت میکنن هی میان معاینه می‌کنن اما تو خونه یکی باشه کنارت حتما و دردات بکشی بعد بری خیلی بهتره هر وقت شدید شد برو

عزیزم من ده سال پیش سر دخترم ساعت دو شب دردام خفیف شروع شد دیگ رفتیم بیمارستان تا ساعت پنج معطل شدیم گفتن ببرین خونه هنوز زوده آوردین ببرین خونه درداش بیشتر بشه رفتیم خونه خالم یک لیوان تخم گشنیز جوشوند بهم داد گفت بخور تا دردات زود شدید بشه و سریع زایمان کنی منم خوردم هم خوردم دردام خیلی خیلی شدید شد دیگ ساعتای نه بود رفتم بیمارستان بیشتری شدم یازده نیم هم زایمان کردم

اصلا استرس نداشته باش الان خو خیلی زوده اینجور استرس بگیری گلم

من شهدای کارگر بودم گلم ۴۰ هفته بودم بدون درد بستری شدم

من حقیقت بدون درد بستری شدم و اونجا با سرم فشار دردم شروع شد بهتره یکی پیشت باشه حالا مراقبت باشه نکنه فشارت افتاد بتونه یه چیری بهت بده بخوری گلم

سوال های مرتبط