برا خودم متاسفم با این افکارم😑😐
هنوز دومی رو به دنیا نیاورده دلم میخواد سومی هم بیارم😶😶😶
نمیدونم چرا انقد جنم تو خودم دیدم که به سومی فکر کردم😕😕
با این وضعیتی که من دارم این بار رو زمین بزارم خودش کلی هستش🤧

دیسک کمرم زده بیرون، نخاع با مهره ها درگیر هستش یه وقتایی حدود نیم ساعت الی ۲ ساعت پایین تنه رو حس نمیکنم ینی کامل بی حس و سنگین میشه ( خواب نمیره هاااا بی حس میشه)
رگ سیاتیک اذیت می‌کنه موقع راه رفتن یه وقتایی یه پام میلنگه🤧
لثه و دندون درد دارم زیاد مخصوصا وقتی میخام غذا بخورم
کم‌خونی ام دارم که روزی دو وعده دارم آهن میخورم که تامین بشه
دنبالچه هم کج شده بخاطر بارداری دراز کشیدنی می‌خوام پهلو به پهلو بشم دردم میگیره،
دخترمم که هنوز دو سالش نشده کلی چالش و بهانه جدید داریم😂🤧
اما با همه این سختی ها نمی‌دونم چرا حاملگی داره بهم خوش میگذره 😂🤣
دلم نمی‌خواد زایمان کنم دوست دارم همیشه حامله باشم 😅😅😅

تصویر
۲۳ پاسخ

بیا درباره جاهای سالمی که داری صحبت کنیم 😁😁

منی ک حتی فک نمیکنم بهش همین یدونه ام واسه هفت پشتم بسه😁فقط بخاطرتنهاییش نگرانم

خواهرزایمان کن بعد چندماه بیا نظرتوبگو البته اگرجر نخوردی ..ازطرف مامان شیربه شیر پاره

عزیزم یی روز بیا خونه من دیگه پشمون میشی

بزار کوچولوت دنیا بیاد بعد میفهمی ک ن اونقدرام دلت بچه سوم نمیخاد....دو تا بچه شیر ب شیر خیلییییی سخته منم شیر ب شیر آوردم پدرمو در آوردن افسردم کردن خیلییی اذیت میکنن خیلیییی

چون خوشی زده زیر دلت یا فعلا بارداری مخت خوب مار نمیکنه بااین. مشکلاتت پس فردا افتاده میشی اگ. بازم بیاری کسیم. جمعت نمیکنه ب اینا فک. کنی عمرا دلت بخواز

فک کنم مختم چیزیش شده من شوهرم دیشب ب شوخی گفت ب فکر سومی باشیم یه دعوایی راه انداختم ک نگووووو

من روز زایمانم موقع وصل کردن سوند به پرستار گفتم دیگه غلط بکنم بیام بیمارستان یعنی حامله شم گفت ببین عزیزم ما زنا پوست کلفتیم هیچی مون نمیشه الان دقیقا منم سه تا رو میخام با وجود اینکه دارم جر میخورم

دلم‌میخواد چپ و راستت کنم😕

من به دومیم فکرنمیکنم چه برسه سومی
البته امیدوارم خدانذاره توکاسم

😂😂😂
برعکس شما من دیگه شکر بخورم حامله بشم

برگااااام
دندونااااام
بارداریت راحت بود چی میگفتی 🤦

منم دیشب پسرا خواب رودن نگاشون میکردم
به شوهر میگفتم حیف شرایط نداریم وگرنه 7/8ده تا میاوردم🤧😂

یاخدا....چ دلی داری تو خانوم😄
من همین یکیو اوردم میگم بلکه بمیرم بلکه درمان بیماری لاعلاج اوردن بچه دوم باشه ک مجبور بشم بیارم
اینقد ک سختی و بدبختی کشیدم

آروم باش آرووم باشششش نفس عمیییییق🤣

اندکی صبر😟😁

حالا من سردومی گودی کمر گرفتم 💔🚶🏻‍♀️میش چوب خشک کمرم ازدرد

من برعکس از حاملگی بدم میاد

اگه از نظر تربیتی و مالی مشکلی نیست و اینده بچه ها تامین هست
چه عیبی داره به فکر سومی و چهارمی هم باش
اکثرا دیگ تک فرزند شدن همه
نسل های آینده دیگ عمه و عمو و دایی و خاله ندارن 🤕🤒

بچه ها اولت چن سالشه
چقد سنتم کمه عزیزم

ن دیگ ت رد دادی 😅🤣

تو‌ حاملگی زیادی بهت خوش میگذره 😂😂 توجه بهت زیاده

منم همینطورم🫤

سوال های مرتبط

مامان پارسا جانم👶🏻 مامان پارسا جانم👶🏻 ۱ سالگی
احساس میکنم هیچ مادری مثل من از شیر گرفتن براش آنقدر سخت نبوده🥺❤️‍🩹
هربار میبینم یکی داره بچش رو از شیر میگیره کلی خوشحاله
ولی من حس افسردگی دارم وقتی به این فکر میکنم که می‌خوام از شیر بگیرمش ،میخوام بگیرمش ولی هی امروز فردا میکنم ،در حال حاضر بزرگترین دغدغه ام همینه🥺
فکر کنم از تایپکای قبلم هم مشخص باشه چند باری میخواستم اقدام کنم و دیگه شیر ندم ولی نمیتونم انگار بغض و غصه خفم میکنه😭با خودم فکر میکنم از حس مادرانه ام کم میشه🥺احساس میکنم بهش ظلم میکنم ،حس اینو دارم که خودم دارم غذاش رو ازش میگیرم😭💔 احساس میکنم بعداً برای مظلومیتش موقع شیر خوردن و خوابیدن زیر سینه دلم خیلیییی تنگ میشه🥲😭😭 برای درخواست شیر و شیر گفتنش دلم تنگ میشه😭😭پارسای من وابسته به سینه است حتی شاید شیر نیاد ولی دوست داره الکی دهنش باشه 🥲
من خیلی شیر ندارم ینی بچم بیچاره نیم ساعت الکی دهنشه بعد به اندازه ۱۰ ثانیه اینا شیر میاد بعدشم تموم، برای همین حس میکنم موقعی که از شیر بگیرمش یکی دو روز بعد که سینه ام پر شیر بشه بعدش عذاب وجدان خفم می‌کنه از این که شیر هست و نمیتونم بهش بدم😭😭😭😭

درسته این پروسه رو همه طی میکنن ، می‌دونم فقط من نیستم که بچم رو از شیر میگیرم ولی انگار متوجه اش نمیشم ، با این که خودم می‌دونم به هر حال راهی هست که بالاخره باید طی بشه ولی دلم نمیاد اصلا🥺نمی‌دونم چیکار کنم🥺💔



(البته اینم بگم شیرم خیلیییی کمه و وزن خودمم خیلی اومده پایین🥲)
مامان رادین مامان رادین ۲ سالگی
مامان ○○○ مامان ○○○ ۱ سالگی