۶ پاسخ

منو شوهرم باهم مثل سگ و گربه ایم ولی میمیرم برا بچه و قربون صدقش میریم بهش میگم لامصب اگه من نبودم ک اینو نداشتی

شب تا صبح قربون صدقه بچه ها میریم بعد از ظهر که دیگع داغون شدیم.میخوایم آگهی بزنیم دیوار بیان ببرن.🤣🤣🤣🤣

عزیزم خداحفظش کنه ۴روز از دختر من بزرگتره🤩😍

بعد باباش ؟چطوری کسی که از جسمته رو میتونی بعد از شخص دیگه دوست داشته باشی

یعنی شوهرتو بیشتر بچت دوس داری؟

ای جانم خدا حفظش کنه برات
منم وقتی می‌خوابه دلم براش تنگ میشه
امشبم تو خواب بالا آورد بعدشم دوبار بااورد بچم انقد ترسیده بود
خودم و شوهرمم از ترس بالاسرش نشستیم نگاش میکنیم نمیتونیم بخوابیم

سوال های مرتبط

مامان شاهان🤎و نینی🧸 مامان شاهان🤎و نینی🧸 ۱ سالگی
چرا انقد نسبت به پسر دار شدن گارد میگیرید
دلیلش نمی‌فهمم خانم پسر دوست چیه😂💔
خب هرکسی براساس شرایط زندگی خودش و اتفاقاتی که افتاده دلش میخاد دختر داشته باشه یا پسر
حالا منی که میگم دوست دارم پسر داشته باشم علاوه بر اینکه هم فاصله سنی با شاهان کمه و هردو هم جنس میشن هم برا آینده خودشون و ما بهتره
دیگ دلیل بر این نیس اگه بچم دختر باشه میرم میندازم یا دوسش ندارم که
اتفاقا بنده که تک دخترم خیلیم دلم میخواد دختر داشته باشم

ولی هم من هم همسرم تک جنسیم
ینی من تو خانوادم تک دخترم
و همسرمم تو خانوادش تک پسر
درکل چیز خوبی نیست تک بودن مخصوصا برای پسر
چون الان که پدر شوهرم فوت شده میبینم چقدررررر همسرم همه چی رو دوششه
بخاطر همین تجربه های که دارم دلم میخواد پسرمم برادر داشته باشه مخصوصا الان که فاصله سنی ش با تودلیم کمه

هرکسی براساس شرایط زندگیش به چیزایی رو میگ
و دلیل بر خرافه های قدیمی که به گوشمون خورده نیس

چه اشکالی داره هرکسی از هرچیزی میخاد خوشش بیاد
امیدوارم خدا خودش برامون بسازه به قشنگ ترین شکل ممکن
و بچهای هممون انشالا سالم سلامت باشن
مامان مَهزاد و گیسو مامان مَهزاد و گیسو ۲ سالگی
مامان صالح🧡 مامان صالح🧡 ۲ سالگی
خیلی حالم بده قلبم درد میکنه الان کلی بیصدا اشک ریختم و آروم سر تا پای صالح بوسیدم و خداروشکر کردم بخاطر بودنش
همه ی ما گاهی خسته میشیم از محدودیتای بچه داری از کم کاریای شوهرامون از بدغذایی بچها،شیطنتشون،دیر خوابیدنشون وابستگیشون و هزارتا چیز دیگه ولی فقط چند ثانیه چند ثانیه به این فکر کنیم که اگه بچمون زبونم لال یه مشکل کوچیک داشت چه بلایی سرمون میومد و چجور از پا درمیومدیم
واقعا در مقابل مامانای صبور و قوی که بچه ی مریض یا معلول دارن نمیدونم چیکار باید کرد و قطعا فقط خداست که تو این دنیا و اون دنیا جواب زحمات و دل بزرگشونو میده
الان به طور اتفاقی یه تاپیک دیدم از مامان ثنا نمیشناختمش رفتم بقیه تاپیکاشو دیدم انقد گریه کردمو اذیت شدم و برام تلنگر خیلی بزرگی بود که صبور تر باشم در مقابل اذیت کردنای پسرم و خداروشکر کنم که درگیریمون در همین حد خورد و خوراک و بدقلقی و ایناس
ان شالله که هیچ بچه ای اذیتی نداشته باشه و خدا خودش هوای مادرایی که با بچه مریض درگیرنو داشته باشه خیلی سخته خیلی ولی این موقعیتا برا اینه که آدما ببینن و قدر سلامتیشونو بدونن و کمتر غر بزنن وگرنه خدا انقدر تواناییش زیاده که میتونه همه ب آدما رو بدون نقص به این دنیا بیاره

و اونایی هم که بچه دار نمیشن ان شالله که دامنشون سبز بشه ولی وقتی خیلی ناامید بودن یه درصد به این فکر کنن شاید مصلحت خدا بچه نداشتنه که اگر بچه ی مریضی داشته باشن خیلی دردناک تره