۷ پاسخ

دست راستت ایشالا زیر سر من

منم ازشیر گرفتن واسم کابوس بود ولی فقط دو روز بیقراری کرد از روز سوم انگار نه انگار. خودمم باورم نمیشد به این راحتی گرفته بشه

خداروشکر عزیزم منم خیلی استرس دارم ماهلین ازهمون اول دنیا اومد پستونک دادم و میخوره شبا باهاش میخوابه الان دوروزه دارم ازرشیشه شیر میگیرمش..... پستونک بمونه یکی دوماه دیگه
عزیزدلم پستونکشم صورتی😂😘

منم این روشو امتحان کردم ولی شب تو خواب دنبالش میگرده😫 ۶۰ بار بیدار میشه
اصلا ارادشو ندارم ترکش بدم

آره منم دخترم خیلی وابسته بود همینطور شد چندبار گم شد منم گفتم اه شده رفته پیش هاپو ها دیگ نخواست حتی دست کسی میبینه میگه اه اه

از شیر هم گرفتیش؟

سخت ترین قسمت از پوشک گرفتنه

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
خب اومدم تجربه ی خودمو در مورد ترک پستونک بگم نمیگم راحت بودش ولی اونجوری که برای خودم غول ساخته بودم نبودش من ۱۲ روز پیش خیلی یهویی نلین از خواب بیدار شد تصمیم گرفتم پستونک بهش ندم البته نلین تا قبل ۱۸ ماهگی فقط برای خواب و هنگامی که از خواب بیدار میشد بهش میدادم که دوباره به خوابش ادامه می‌داد تا اینکه از اردبیهشت ماه که تب ۴۰ درجه کرد وابسته پستونک شد که فقط می گفت پستونک که کلا در طی هم زیاد می خورد یه مدت گفتم ایرادی نداره چون دندونش هم در می آورد از اونورم خواب در طی شبش خیلی بدجوری شده بود پشت هم توی خواب بیدار میشد و پستونک می خواست دیگه دیدم خیلی وابسته شده صبح بیدار شدم گفت پستونک گفتم مامان نمیدونم کجا گذاشتی برو بگرد پیداش کن تا ساعت یازده موقع خواب نیم روزش یه پنج دقیقه گریه کرد و خوابش برد بیدار شد گفت پستونک نلین به پرنده ها علاقه داره گفتم مامان پرنده ها بردند گفتند نلین بزرگ شد گفتند چیزی دیگه ی برای نلین میاریم گفت نه نه منم پشت هم تکرار میکردم پرنده ها بردند تو که پرنده ها رو دوست داریی تا غروب حسابی سرشو گرم کردم حسابی خستش کردم شبش رفتیم با هم عروسک به همراه وسیله های تمیز کاری خریدیم نلین خیلی جارو دسته بلند دوست داره گفتم نلین کدام‌ها رو دوست داریی پرنده ها گفتند هر کدوم دوست داریی بردار که انتخاب کرد اومدیم خونه خیلی خسته بودش زود خوابش گرفت در طی شب هم بیدار شد یکبارش روی پام گذاشتم چند بار دیگه پشتشو ماساژ دادم خوابش برد نمیگم راحت خوابش برد حتی چند دقیقه گریه هم کرد ولی خب اونجوری نبودش زود خوابش می کرد فرداش چند باری اومد گفت پستونک بازم همون جمله ها رو گفتم و عروسکشو نشون گفت باشه روز سوم تب کرد بقیه رو پایین میذارم
مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
تموم شد 😍پسرم از پستونک گرفتم خودش کاری کرد ک بگیرمش با این ک سخت بود سختر از گرفتن شیر خودم ..... من خونه مامانم بودم مامانم رفته بود دکتر من خونه و بچه ها نگهداری میکردم تا بیان صبحش یکی پستونک انداخت پشت تخت هر کاری کردم نشد درش بیار با دست حوصله برداشتن تختم نداشتم پس اون یکی پستونک دادم این یکی رو ساعت ۱۲شب وقتی بردمش توالت پوشک عضو کنم همیازه کشید افتاد تو توالت رفت تو سوراخ پستونک دیگی هم همراهم نبود بهش بدم باباش هم خواب بود یک تصمیم یهوی گرفتم ک بگیرمش شب تا ساعت ۲گریه کر با خوراکی سرگرمش کردم اخرش خوابش برد شب یک بار بیدار شد دنبال پستونکش گشت ندیدش بغلش کردم خوابش برد صبح زود دوباره بیدار شد سراغ پستونک میگرفتم بهش میگفت جی جی ب داداشم گفتم بردش تو حیاط کمی بازی کرد یادش رفت تا ظهر موقعه خواب ظهرش شد بهونه میگرفت گریه میکرد بزور خوابش برد عصر بیدار شد بجوز بخونه میگرفت اصلا ارم نمیشد بردمش حیاطبازم بهونه میاوزد بردمش بیرون از حیاط کمی ارم شد بعد بهش خوراکی دادم یادش رفت تا موقعه خوابش باز شروع کرد هر کاری کردم ارم نمیشد تا ساعت ۲/۴۵دقیقه گریه کرد اخرش عصابم حراب شد سرش داد زدم بعدش خوابش برد 😶 تا میبردمش توالت برا عوض کردن پوشک یاد پستونک میفتاد میگفت جی جی منم میگفتم افتاده تو کثیف شد اه 🤮
روز سوم هر کاری کردم ظهر بخوابونمش نخوابید بدونه پستونک تا شب شب ساعت ۹خوابید زیاد گریه نکرد کمی بهتر شده بود شب چهارم هم کمی گریه کردتا خواب بردبعد دیگه کم کم یادش رفت تو توالت یادش می افتا. 😅
05/3/16شب شنبه دو سال و ۱۷روزگی 💙 تاریخ گرفتن پستونک ک خیلی خیلی بهش وابسته بود تموم شد چالش بعدی گرفتن از پوشک. انشاالله 😊