۲ پاسخ

ولی من عاشق رفتارای مادرشوهرت شدم بخدا😂🤣کاملا خودمختار😶

واااای فقط مادرشوهرت🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان دلاناکوچولو🤱🩷 مامان دلاناکوچولو🤱🩷 ۴ ماهگی
پارت چهارم
دو نفر که چپ و راستم فشار وارد میکردن دو نفر پاهام رو محکم کشیده بودن دکترم با ی ماما دهانه رحمم رو محکم باز کرده بودن سر بچه رو بگیرن ولی هیچی دکترم داد میزد کاپ زو بیارید کاپ زو آوردن کردن داخل رحم رو باز کردن ،،، دستگاه رو آوردن بچه رو کشیدن بیرون سریع بردنش گریه میکردم چرا بچم گریه نمیکنه بعد چند ثانیه صدای گریه اش اومد ولی خودم رو اون تخت داشت ازم فقط خون می‌رفت دکترم داد میزد باند بیارید نمی‌بینم کجا ها پاره شده بخیه بزنم با چه سختی تند تند جلوی خونریزی رو گرفتن تا بخیه ها تموم شد هفت تا بخیه داخل گوشت خوردم که بیهوشی نداشت مردم و زنده شدم بعدش دو تا باند بزرگ گذاشتن داخل گفتن تا چهار ساعت باید بمونه سوند هم گذاشتن که سرویس نرم ... ساعت نه و رب بود زایمان کرده بودم گفتن تا دوازده شب باید بمونه ... دکترم گفت شکم رو فشار ندید موقع معاینه روده ها ریخته بودن پایین و از بخت بد من فتق ناف شدید گرفتم که دو ماه دیگ عمل دارم 😭 خدا به بچم رحم کرد سالم دنیا اومد معلوم نبود چه بلایی سرش قرار بود بیاد ... بدترین نوع زایمان رو داشتم یکماه گذشته هنوز درد رحم دارم درد جای سوند درد بخیه ولی خداروشکر به خیر گذشت انشالله برا شما ها زایمان خوبی باشه آخرش متوجه نشدم لگنم خوب بود یا نه ولی شما معاینه لگن رو انجام بدید خوب نبود حتما سزارین شید ممنون که همراهم بودین و خوندید 🫂♥️
مامان Angel Kocholo مامان Angel Kocholo ۶ ماهگی
پارت سوم
دردام به حدی رسید که گاز انتونکس بهم دادن. من تو گهواره شنیده بودم گاز انتونکس سرگیجه میده با خودم فکر میکردم سرگیجه مداوم خواهم گرفت درحالی که برا چند ثانیه بودگاز مصرف نمیکردم به حالت عادی برمیگشتم
در نهایت به ۹ سانت رسیدم بردنم اتاق زایمان اونجا بهم گفتم زور بزن اصلا جیغ نکش تا زایمان راحتی داشته باشی گفته اگه جیغ بکشی بچه بهش اکسیژن نمیرسه. فقط زور بزن به مقعدت
هر بار که زورم میومد برا اینکه جیغ نکشم لب بالامو گاز میگرفتم که دهنم بسته بمونه جیغ نکشم. وسطا التماسشون میکردم میگفتم تو رو خدا به من آمپول فشار بزنین بچه زود بدنیا بیاد🤣🤣🤣
درد زایمان اینطوری بود که زور میومد چند ثانیه استپ میشد دوباره زور میومد
خودمم چقدر خوب همکاری میکردم باهاشون. وقتی میخواست زورم بیاد بهشون میگفتم داره میاد بریم...🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
خلاصه که دختر نازم ساعت ۱۶:۴۰ دقیقه عصر ۱۶ مرداد روز پنجشنبه مصادف با ۱۳ صفر به دنیا اومد😍😍😍
وقتی گذاشتنش رو سینم باورم نمیشد این بچه واقعا تو شکم من بود؟ این بچه ی منه؟ خیلی حس شیرینی بود🫰💞💋🥰
حس شیرین مادر شدن واقعا عالی بود
الهی که دامن همه خانواده هایی که دلشون بچه میخواد سبز بشه.
اینم بگم که فردای زایمان همه دردا از یادم رفت و با خودم گفتم بازم بچه میارم ارزششو داشت😅😅
مامان ریحانه 🍓✨ مامان ریحانه 🍓✨ ۴ ماهگی
با کلی تاخیر سلام 😅☺️من خیلی درگیر و مشغول دختر کوچولومون شدم
متاسفانه یکی از بخیه هام باز شده و اذیتم
🎈پارت چهارم

به مامانم زنگ زدم که درد دارم ممکنه که برم بیمارستان، به شوهرمم پیام دادم که بیاد خونه که دردام زیاده
حالا تو این شرایط من که مادر شوهرمم میدونه من درد دارم
با پدر شوهرم رفتن تو اتاق درم نمیان
یه نهارم درست نکرد😑 حتی نمیاد بگه چیزی میخوای یا نه؟!
حالا من پیام دادم به ماما شرایطمو گفتم
گفت برو بیمارستان
منم دیدم خبری نیست نمیاد حالی بپرسه
اومدم وسایلمو به چیدن و سبدمو حاظر کردم با اون شرایط
حالا شوهرم اومد خونه عصبانی که تو با همه هماهنگ میکنی الان ما
😕البته از شب قبل یه بحثایی داشتیم باهم
😅بگذریم از درد و دل
اومدن به نهار خوردن ولی من نهار نخوردم چون برنجی بود و به مامانم گفته بودم سوپ ماهیچه بزاره برام بیاره
⭕️نکته: به هیچ وجه بدون نهار نرید برای زایمان چون واقعا تمام جون و قوت ادم گرفته میشه
مخصوصا اگر گاز، اپیدرال یا مسکن بزنن برای ادم
با همون عصبانیت شوهرم با مادر پدرشوهرم رفتیم سمت بیمارستان (علی بن ابی طالب)