۱۰ پاسخ

اولاً که اصلا معلوم نمیشه وشما نمی‌تونید تشخیص بدید دوما لطفااااا دخترتون رو تحت هیچ شرایطی پیش کسی غیرازمادرتون که اعتماد کامل دارید نزاریدلطفاااا این حرفو فراموش نکنید

والا دکترام نمیتونن تشخیص بدن شما چجوری فهمیدی!! بیخیال فکرتو درگیر نکن

از کجا بکارتو‌میشه دید که‌ دیدی بازه!؟
بکارت متفاوتتر از اونی هس که شما توضیح دادی

عزیزم هایمن انقدرم نزدیک نیست که شما بتونی ببینی تو‌ معاینه ام باید زور بزنی تا بیاد جلو

عزیزم دستگاه تنا س لی بچه خیلی کوچیکه پس ب کارتش هم خیلی کوچیکه و تشخیصش سخته

نه بابا نترس اگ چیزی بود دخترت ازش میترسید و پیشش نمیموند

اونی که شما میگی بازه واژنه و طبیعیه که باز باشه

منظورت اینه ک بازه؟
نترس خب سوراخه دیگه ولی هایمن داخله

نه بابا الکی فکرتو مشغول کردی

مگه پرده رو من و شما میتونیم ببینیم؟ دکتر هم انگشتاشو میکنه داخل یکم باز میکنه نگاه میکنه.
اون چیزی که دیدی لابیاس دیگه، بازه،طبیعیه.

سوال های مرتبط

مامان آوینا.آریا🌈 مامان آوینا.آریا🌈 ۱۵ ماهگی
بچه ها میشه راهنماییم کنین . دخترم خیلی پدرشو دوست داره و واضحه از من بیشتر دوسش داره و وابستشه .‌ باباش خیلی خیلی باهاش خوبه و اون والدی ک جدی هست مخصوصا تو تربیت من هستم تو خونه تا پدرش🫤🫤 حالا امشب من گفتم آوینا دیگ باید کم کم تو و داداش جاتون رو جدا کنین چون من و بابایی باید شبا پیش هم بخوابیم و اینکه شما بین ما هستین درست نیست و ب مرور ما از هم دور میشیم ها (دخترم خیلی با درک هست ) خلاصه فقط سر اینکع دلش میخواد پیش باباش بخوابه بهونه آورد و خواهش کرد تا موقعی که خوابش ببره باباش بره پیشش بخوابه . حالا داشت برا باباش یه قصه تعریف میکرد ک تا حالا من نشنیده بودم و نگفته بودم . گفت ک یه روز یه جوجه کلاغ با باباش زندگی میکرد باباش رفت بیرون بهش گفت از خونه بیرون نری . وقتی باباش رفت بیرون جوجه کلاغ رفت بیرون و گم شد بعد باباش کلی گشت دنبالش دید تو یه باغ دیگه مامانش اونو زندانی کرده . میره جوجه کلاغ رو نجات بده اونو هم پیشش زندانی میکنن و جوجه کلاغه با باباش همیشه زندانی میمونن قصه ی ما ب سر رسید کلاغه ب خونش نرسید 🫤🫤🫤 حالا خیلی فکرم درگیره ک چرا این قصه رو ب باباش گفت . آخر هم بهونه گرفت و با بغض و گریه و التماس یجور خوابید بتونه دست باباش رو بگیره و بخوابه ‌ ... هوف
مامان 👶🏻آرسام مامان 👶🏻آرسام ۱۵ ماهگی
چند روز پیش رفتیم مهمونی
ی خانمی که ایشون هم بچه کوچیک داشت تو اون مهمونی بود و هیچ آشنایی هم با همدیگه نداشتیم
وقتی وارد شدم با همه سلام و احوالپرسی کردم چه آشنا و غریبه و ی گوشه نشستم
کاری به نگاه های این خانم ندارم که خیره و بد نگاه میکرد (به این نیت کردم که فرم نگاه کردنش اینطوریه و قصد و غرضی نداره)
اما بچه اش مدام میومد پستونک از دهن آرسام میکشید و آرسام نق میزد و طوری شده بود که تا اون دختر بچه نزدیک می شد آرسام حالت حمله میگرفت که موهاشو بکشه 🫠🫠🫠
و من این وسط همش مراقب باید می‌بودم که به هم آسیب نزنن
اون خانم هم هیچ کاری با بچه اش نداشت فقط همونطوری چپ چپ منو زیر نظر داشت 🙄
من آرسام رو دادم بغل خواهرم گفتم برم براش شیشه آبش رو بیارم وقتی برگشتم دیدم پستونک آرسام تو دهن اون بچه هست و داره همینطور میجوه
آرسام هم داره نگاهش می‌کنه
خواهرم هم متوجه نشده چون همش این دختر بچه جلوی آرسام بود و بالاخره موفق شده بود پستونک رو از دهنش در بیاره و بزاره دهن خودش
اینقدر حرصم گرفت از بی خیالی اون مادر
مامان نیکا مامان نیکا ۱۶ ماهگی
مامانا یه مشورت من طبقه بالای مادرشوهرم زندگی میکنم ،تقریبا هر روز بعد از ظهر ک شوهرم می‌ره سر کار منم میرم خونه بابام تا شب ک شوهرم برگرده دنبالمون بیاد ،بعد اکثر روزا هم دخترم می‌ره طبقه پایین پیش مادرشوهرمو عمش یعنی خیلی ب عمه اش وابسته شده همش می‌ره سمت در ک منو ببر پیش عمه ،حالا سوالم اینجاست ک من نمی‌دونم وقتی اونجاست چجوری ازش نگه داری میکنن یعنی دلم شور میزنه چون چندباری ک خودم رفتم دیدم بچه از مبل بالا می‌ره و میدوعه من ترسیدم رفتم گرفتمش دیدم اونا میگن ولش کن داره بازی می‌کنه یا تو حیاط میبرنش چون دخترم هنوز ب راه رفتن خیلی کامل مسلط نشده ممکنه بیوفته من همیشه مراقبم ولی اونا یه گوشه نشستن و تماشا میکنن فقط ،یعنی یجورایی زیاد حساس نیستن و بیخیالن،حالا من میترسم مشکلی پیش نیاد واسه دخترم چون سهل انگاری و اتفاق یکباره نیفته ،از طرفی اگه نزارم بره شوهرم باد می‌کنه ک خونه بابات میبری اینجا چرا جلوشو میگیری از یه طرف خوده دخترمم خیلی وابستس چیکار کنم
پوشک بچه شیرخشک کودک لاغری نوزاد بچه نینی کوچولو
مامان نازگل و ایلیا مامان نازگل و ایلیا ۱ سالگی
کمک فوری مشاوره جنسی درباره بچه ها،
چند روز پیش یه پست دیدم یکی از خانم‌ها گفته بود فامیلشون به بچه سه ساله اش دست درازی کرده، خیلی فکرم درگیر شد، دختر منم سه سال و نیمشه، دور و برش هم پر هست از بچه ها که بیشترشون پسر هستند از همسن خودش تا ۱۵ ساله تو هر رده سنی هم هستند و رقت و آمد هم زیاد داریم بنظرتون درسته از الان بهش آموزش جنسی رو شروع کنم؟ درسته خودم خیلی کنترل میکنم ولی باز هم میترسم، کما اینکه چند سال پیش هم بیت همین بچه های فامیل خودم یه نمونه این اتفاق رو دیدم، و میدونم بچه آن و کنجکاو، ولی اصلا نمیدونم چجوری باید شروع کنم، چی بگم چجوری عنوان کنم و اینکه همش میترسم بهش بگم و دجار حساسیت زودرس بشم چون برادر کوچیک هم داره دخترم و میترسم کنجکاو بشه، البته هیچ وقت جلو دخترم پوشک پسرم رو عوض نکردم ولی میترسم با گفتن این مسائل حساسش کنم، خیلی گنگ و گیجم، این چیزیه که همیشه از رسیدن به این دوره هراس داشتم، واقعا نمیدونم چیکار باید بکنم
آموزش جنسی
پوشک
شیر خشک بچه ، تعامل بچه ها ببلاک رفلاکس اپتامیل