۹ پاسخ

پیامتون هم پر درد هم پر عشق داغشون نبینی دوقلو داشتن خیلی سخته خدا قوت

خدا قوت مادر مهربون و قدرتمند
من از راه دور می‌بوسمت برای این همه تلاش و زحمت 😘😘😘🫂

اکثر دوقلوها که همینطوری میشن
نمیشه زیاد بغلشون گرفت تو کوچیکی
چطور شده ک بچه تون تااین حد احساسِ دوست نداشته شدن کرده؟

خداقوت بهت
دمت گرم که برای اصلاح رابطتون تلاش کردی😍

خدا سلامتی بهتون بده عزیزم ان‌شاءالله موفقیتاشو ببینی و تمام خستگی هات جبران بشه
میشه مشاورتون رو به منم معرفی کنین؟

آخ. آخ که چه دهنی از ما سرویس شد
منکه دوتا رو بغل میکردم باهم
قدم کوتاه شده😭😭😭😭ستون فقراتم‌نابببوووووود

وای چقدر سختی کشیدی ، الحمدالله که اون روزا گذشت و تونستی از پسش بربیای
هیچکس کامل نیست شما هم از سر ناچاری مجبوری بودی الانم جبران کردی براش

من دو قلو نبودن تما چون دخترم ۷ماهش بود باردار شدم و از یکسالگی شیرخشکی شد دیگه بخاطر اینک روحش اسیب نبینه میذاشتم رو پامو دختر کوچیکم زیر سینه یا وقتایی بود کوچیکه خیلی گریه میکرد برای شیر یا بغلم اما بزرگ بغلم بود و کوچیکه رو بغل نمیکردم میگفتم اون ک چیکه چیزی حالیش نیس خداروشکر ک اصن حسادت نکرد و الان بزرگ شدن دیگ باهم جورن

دوقلویی یا چند قلویی سختی خودشو داره
ولی شما بودی که انگار تو محبت کردن فرق گذاشتی بینشون
اون بچه ات که شیر خش‌ک هم میخوره باید میگرفتی بقلت تا شیرش رو بخوره
بچه ی منم شیر خشکیه ، ولی میگیرم بقلم شیرش رو میدم

سوال های مرتبط

مامان ستاره مامان ستاره ۴ سالگی
دخترا خیلی حالم بده
دیشب با شوهرم داشتیم حرف میزدیم در مورد دوران مجردیمون بعد رفت آلبوم و این چیزاش رو برداشت آورد من هم یه سر رسید داشتم که خاطرات هرروز رو اون تو می‌نوشتم. من هرچی از گذشته که مربوط به دوست پسرم بود ریخته بودم دور . فقط همین یه کارت پستال بود و یه نامه لای اون سر رسید بود که دید و فهمید بعد که ازم پرسید گفتم دم مدرسه یه بار منو دیده بود و‌خوشش اومده بود و فقط همین یه کارت پستال رو بهم داد بعد دیگه قانع شد تا اسمش رو‌دید اسم اون علی بود و اسم پسرم هم علی هست اومد گیر داد که تو اسم اون رو گذاشتی رو پسرمون دیگه من خیلی گریه کردم به هق هق افتادم شوهرم هم گفت شوخی کردم دیگه من حس عذاب وجدان داشتم بیشتر شد یکی بابت اینکه جواب پیام اونو دادم یکی اینکه مدام دارم به اون فکر میکنم یکی اینکه به شوهرم دروغ گفتم که رابطمون فقط یکی دوبار دم مدرسه بوده که دیده منو. حالا بنظرتون چکار کنم؟
قضیه اسم پسرم هم من بین اسم ماهان و امیر علی و عماد یکی رو‌میخواستم بزارم شوهرم گفت ن من میخوام اسمش رو بزارم مجید دیگه باهاش حرف زدم قدیمی هست و‌این حرفا دیگه چون اسم دو اسمی دوست نداشت قرار شد اسمش رو بزاریم علی
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
سلام به مامانای فرزندپروری
از شیر خشک تا پوشک و ریفلاکس

امروز با مامان رفتیم سرکشی به یه خونواده
راد هم با باباش رفت حرم
چون قراره بابایی بره اصفهان، سره کارش کارگرها دارن خرابکاری میکنند در نبودش
🫤🫤
یه اتاق ۹ متری بود که پشتی و پتو چیده بودن برای نشستن و یک فرش قرمز
پنجره‌ای که خیلی بالا بود و نورگیری خونه ضعیف
پدر و مادری ۲۴ و ۲۱ ساله و ۴ فرزند قد و نیم قد که با هم بازی میکردن
مادر باردار بود مجدد و ۱۸ هفته 😶‍🌫️😶‍🌫️😶‍🌫️
یخچال و بخاری و یسری لوازم مثل پتو … لازم داشتن
مامانم به پدر خانواده گفت پسرم شرایطشو ندارید دیگه بچه نیارید، گناه دارن نیاز به آینده دارن.
اون پدر گفت حاج خانوم هر که دندان دهد نان دهد
مامانم گفت دوره پدر و مادرهای ما همچین حرفایی بود … داشت با اون مرد حرف میزد که خانومش اومد کنار من نشست تا اومدم جلو پاشون بلند شم، لباسم به چیزی مثل میخ گیر کردو کتم از پشت صدای پارگی داد، به روی خودم نیاوردم
خانوم خیلی خیلی تمیز بود با اینکه هیچ چیزی نداشت تویه زندگیش
همونهایی رو هم که داشت اینقدر تمیز و مرتب با ۴ تا بچه نگهداری میکرد که خط روشون نیوفتاده بود

👇🏻👇🏻👇🏻