بعد رفتن مامان بابام به شوهرم گفتم من با تو مشکلی ندارم ولی ببین مامانت چه حرفا پشت سر من میزنه یه روزی با شوهرم دعوام شد رفت مامانش اینا رو خبر دار کرد مامانش دستشو برد بالا اومد سمت من که شوهرم پدرش کشیدنش عقب خیلی حالم بده از فکر زیاد مدام قلبم میسوزه به شوهرم که اینا رو گفتم گریه شد گفت آره میدونم خانم میدونم تقصیر منه منم که عرضه ندارم خونه رو جدا کنم من نمیتونم تو خونه ای زندگی کنم که دشمنم نفسمیکشه چیکار کنم توان اجاره هم شوهرم فعلاا نداره
اولین اشتباهت این بوده با مادرشوهرت یه جا نشستی
اگه همون روز اول میگفتی هروقت خونه اجاره کردی میام خونت الان این نمیشد
خودم تجربه کردم مدت طولانی با مادرشوهر یه جا باشیم کم کم پررو میشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.