۶ پاسخ

دختر منم همینه دقیقا وقتی نشسته هواسش هست اما وقتی ایستاده بی هوا میره حتی کفش میپوشم میبرم حیاط ب سنگ ها توجه نمیکنه همینطوری میره

دختر منم همینه دقیقا وقتی نشسته هواسش هست اما وقتی ایستاده بی هوا میره حتی کفش میپوشم میبرم حیاط ب سنگ ها توجه نمیکنه همینطوری میره

من یه مستند خارجی در مورد کودکان دیدم میگفت بچه ها تو این سن نمیتونن ارتفاع درست تشخیص بدن بعد کم کم با امتحان و تجربه متوجهه میشن
الان بچه منم همینه ار روی مبل میره بالای اپن بعد از اون طرف پاش میزاره که بیاد پایین با اینکه به شدت محتاطه ولی فکر میکنه ارتفاع اون طرف هم کوتاهه

هیچکدوم از بچه‌ها خطر حس نمیکنن
دختر من از دسته مبل ۱۰۰ بار افتاده بعدش که گریه‌ش بند اومده دوباره رفته
متوجه که نمیشن کنجکاون تازه سن پسر شما از دختر منم دوسه‌ ماه کمتره

هیچکدوم از بچه‌ها خطر حس نمیکنن
دختر من از دسته مبل ۱۰۰ بار افتاده بعدش که گریه‌ش بند اومده دوباره رفته
متوجه که نمیشن کنجکاون تازه سن پسر شما از دختر منم دوسه‌ ماه کمتره

دختر منم همینه دقیقا وقتی نشسته هواسش هست اما وقتی ایستاده بی هوا میره حتی کفش میپوشم میبرم حیاط ب سنگ ها توجه نمیکنه همینطوری میره

سوال های مرتبط

مامان امیران (🦁💙🦁💙) مامان امیران (🦁💙🦁💙) ۱ سالگی
دیروز توی مهد پسرم وقتی پایین پله ها منتظرش بودم رفت که دمپایی هاش رو بذاره توی جاکفشی و کفش هاش رو بپوشه تا بریم که یهو طبق عادتش کفش هاش رو از اون بالای پله ها پرت کرد پایین 🤦🏼‍♀️

همه بچه ها توی حیاط بودن و داشتن کفش میپوشیدن، کفشی که پرت کرد با یه فاصله خیلی کمی از پشت سر یکی از بچه ها رد شد. وقتی اومد از پله ها پایین بهش تذکر دادم و گفتم که «مامان جانم قبلا هم‌ گفتم بهت این کار خیلی خطرناکه ممکن خدایی نکرده به یکی از بچه ها بخوره و آسیب ببینه و هم دوستت خیلی ناراحت بشه هم خودت، خاله آرزو هم همیشه میگن بچه ها پایین کفشاشون رو بپوشن، بعد یواشکی به خاله آرزو هم گفتم که از این به بعد حواستون به امیرحسین باشه تا خواست کفش بپوشه حتما بیاد پایین چون میره اون بالا و کفش ها رو پرت میکنه!»

تا خواستیم بریم یهو یه مامانی از اون طرف حیاط با عصبانیت اومد و گفت «آقا پسر دفعه آخرت باشه ها ! برو خدا رو‌ شکر کن به سر بچه م نخورد وگرنه حسابت رو میرسیدم» . برگشتم بهش گفتم «خانم محترم من خودم اینجا هستم و تذکر لازم رو به پسرم ‌دادم، خداروشکر که دخترتون هم آسیبی ندید، بعدم کفشه ! پاره سنگ که نیست ! اگرم لازم میدونین که تذکر بدید باید به خاله آرزو بگید تا باهاش صحبت کنین نه اینکه شخص شما با این لحن با پسر من حرف بزنین !»
(ادامه ش توی کامنت)
مامان النا مامان النا ۱ سالگی
مامانا تا حالا شده ب ابن فک کنید ک یه سری رفتاری بچه هاتون خیلی بزرگونه و بالغانه اس😬 مثلا فک کنید بچه ها توی زندگی قبلیشون چطوری بودن😁

مثلا من همیشه فک میکنم النا توی زندگی قبلیش یه خانوم ب شدت متشخص و با ایتیکت بوده.
چون خیلی آروم و باوقار رفتار میکنه. جای کثیف رو دوست نداره وقتی میوفته سعی میکنه یه جوری باشه ک دستش ب زمین نخوره ، وقتی لباسش کثیف میشه سریع پاکش میکنه. دوست داره فقط توی تخت خودش بخوابه ، وقتی دارم چیزی درست میکنم یا خمیری ورز میدم بهش میگم دست بزنه ولی فقط بهم نگا میکنه و ب دستم اشاره میکنه ک خودت انجام بده من میبینم. دوست نداره با غذاش بازی کنه. اگه میخواد چیزی رو با دست بگیره اکثرا با دو انگشت میگیره. وقتی میخنده دستش رو روی دهنش میزاره میخنده. وقتی ما میشینیم داریم فیلم میبینیم میره روی مبل جداگانه میشینه . شیشه شیر رو هیچوقت نمیگیره خودم براش میگیرم.


بچه های شما هم رفتارای بالغانه دارن اگه دارن فکر میکنید چ شخصیتی داشتن😍



زندگی قبلی و این داستانا صرفا به تئوریه ولی جالبه😁